امامزاده احمد بن قاسم

امامزادگان

احمد محيطى اردكانى

در پايان خيابان معلم قم كه از سوى بيت امام خمينى(قدس سره) به موازات خيابان‏چهارمردان ادامه دارد،امامزاده بزرگوارى خفته است كه در اين شماره با زندگى‏وى آشنا مى‏شويم.

نسب احمد بن‏قاسم با سه واسطه به حضرت امام جعفر صادق(ع) مى‏رسد.

پدر بزرگوارش قاسم بن‏احمد شعرانى، فرزند على بن‏جعفر عريضى است كه از راويان‏مورد اطمينان مى‏باشد. و مادرش ام‏كلثوم، دختر عبدالله بن‏اسماعيل بن‏ابراهيم‏بن‏محمد بن‏عبدالله بن‏محمد بن‏على زينبى است.

خاندان

قاسم بن‏احمد، پدر ارجمندامامزاده احمد بن‏قاسم، داراى دو فرزند ديگر به نامهاى على و فاطمه نيز بوده است.

على بن‏قاسم نيز مانند پدر از راويان مورد اطمينان بوده، اما از احمد بن‏قاسم‏به عنوان راوى ذكرى به ميان نيامده است.

فاطمه، خواهر امامزاده احمد بن‏قاسم، مادر يكى از امامزادگان بزرگوار مدفون درقم به نام محمد عزيزى است.

سيد محمد عزيزى فرزند عبدالله بن‏حسين بن‏على بن‏محمد بن‏الامام جعفر صادق(ع) است‏كه به سيد سربخش معروف مى‏باشد. وى سيدى دلاور، تنومند و قوى بود، كه در اواخرقرن سوم براى زيارت عتبات مقدس با كاروانى عازم بغداد شد. در نزديكى نهروان باگروهى از راهزنان روبرو گرديد و همراهانش از وى خواستند تا شر آنها را دفع‏نمايد. سيد با لباس فاخرى كه بر تن داشت‏شمشير حمايل نموده، عمامه سبزى بر سرنهاد و نزديك آنها رفت.

ابتدا كوشيد تا با نصيحت آنها را از اين كار خلاف باز دارد اما نتوانست. كاربه مشاجره كشيد و سيد محمد به قتل رسيد. راهزنان سرش را از بدن جدا كردند و به‏پيش اميرشان فرستادند و تمام اموال كاروان را غارت نموده با خود بردند.

كاروانيان برهنه و گرسنه، بدون زاد و توشه از رفتن به عراق منصرف شده، به قم‏بازگشتند. غلامان سيد، تن بى‏سر مولاى خود را به كمك ديگران به قم آوردند و درخانه‏اش (نزديك مسجد رضائيه، در خيابان آذر، حوالى چهل اختران) به خاك سپردند.

از آن سو يكى از نزديكان وى به دنبال راهزنان به راه افتاد و نزد بزرگشان رفته،به هر كيفيت‏سر بريده سيد محمد را از آنها گرفت، و چند روز ديرتر از كاروان به‏قم آمد و سر او را در گوشه بقعه، جدا از تن دفن كردند.

هجرت از مدينه

يكى از دلايل مهم مهاجرت سادات علوى از مدينه به ايران در اوايل‏قرن سوم، ورود حضرت امام رضا(ع) (200 ه .ق) به ايران است.

احمد بن‏قاسم نيز در حدود همين سالها به همراه خواهرش فاطمه از مدينه به قم‏آمد و تا آخر عمر در اين شهر ماند.

او سيدى فاضل و پرهيزكار بود. در اواخر عمر بر اثر بيمارى آبله كه در چشمش‏پيدا شد، نابينا گرديد و بقيه عمر را در گوشه‏اى به تهجد و عبادت سپرى نمود.

مزار احمد بن‏قاسم

وى پس از عمرى تلاش و مجاهده در راه تهذيب نفس، بدون فرزندبه ديدار معبود شتافت و دار فانى را وداع گفت، بدن مطهرش را در مقبره مالون(نزديك دروازه قلعه) به خاك سپردند و بر فراز تربتش بر طبق معمول آن روزسايبانى از بوريا ساختند.

در سال 258 ه .ق معتمد عباسى براى اشغال شهرهاى زنجان، ابهر سلطانيه وقزوين، كه در تحت تصرف يكى از سادات علوى به نام حسين كوكبى بود و در آن منطقه‏حكومت مستقلى تشكيل داده بود، لشكرى مجهز، به فرماندهى موسى بن‏بوغا (بغا) به آن‏سو گسيل داشت. و به عبدالله بن‏طاهر (حاكم خراسان) نامه‏اى نوشت كه او را كمك‏نمايد.

موسى بن‏بوغا، خاقان بن‏مفلح ترك را سردار لشكر خويش گردانيد و به او ماموريت‏داد كه در سر راه خود، شورش مردم قم را فرو نشاند و ماليات عقب مانده را وصول‏نمايد و كسانى را كه از دستورهاى وى سرپيچى كنند، سركوب كند و در رى به اردوى‏بغداد ملحق گردد.

ابن‏مفلح پس از چند روز تلاش، از حصار قم گذشت و وارد شهر گرديد و تنى چند ازسران را به قتل رسانيد و ماليات چند ساله قم را وصول نمود.

يكى از اعمال ناشايستى كه انجام داد اين بود كه دستور داد سايبانى كه روى‏مزار احمد بن‏قاسم ساخته بودند، خراب كنند! سپس به جانب رى حركت كرد.

مدتى پس از خراب شدن سايبان كسى او را زيارت نمى‏كرد، تا اينكه در سال 371 ه .

ق يكى از مردان صالح قم خواب ديد در اينجا مردى فاضل مدفون مى‏باشد و زيارت كردن‏او داراى اجر و ثواب بسيار است. از آن پس دوباره بر آن قبر سايبانى ساختند ومردم براى زيارت و طلب شفا به آنجا روى آوردند.

پس از گذشت زمانى، مردم قم بر فراز تربت وى قبه‏اى بنا نهادند.

اين مقبره به مرور ايام رو به خرابى نهاد و بارها تعمير و بازسازى شد تااينكه در سال 780 ه .ق از ناحيه على بن‏عزالدين اسحق (فرزند على بن‏صفى‏الدين)حاكم عراق تجديد بنا شد و گنبد كنونى كه قرنها از آن مى‏گذرد از آثار باقيمانده‏وى است. مولف تاريخ قم مى‏نويسد:

بعضى از افراد مورد اعتماد چنين نقل كردند كه عده‏اى از كسانى كه داراى امراض‏صعب‏العلاج بودند و دكترها از معالجه آنها نااميد گشتند به اين بارگاه پناه‏آوردند و از اين بزرگوار شفا گرفتند.

گنبد و بارگاه

در اين بارگاه علاوه بر احمد بن‏قاسم، خواهرش فاطمه، مادر سيدمحمد عزيزى، نيز مدفون است. گنبد آن، گنجينه آثار هنرى و از بناهاى اصيل‏باستانى است كه تزئينات گچبرى خود را تا حال حفظ كرده است و تاريخ بناى آن سال‏780 ه .ق مى‏باشد.

كتيبه‏اى به طور سينه‏بندى و به خط ثلث‏برجسته در داخل گنبد وجود دارد كه ازجنبه تاريخى حائز اهميت است و روى آن اين عبارات گچبرى شده، نظر هر بيننده رابه خود جلب مى‏نمايد:

«لله الاعانه و الاغاثه. امر ببناء هذه العماره الرفيعه و الروضه المنيعه مرقدالمعصوم المظلوم احمد بن‏قاسم بن‏موسى بن‏جعفر بن‏محمد بن‏على بن‏الحسين بن‏على‏بن‏ابيطالب (عليهم السلام) الصاحب الاعظم الاعدل الاعلم ملاذ طوايف الامم مستعبد ارباب‏السيف و اصحاب القلم صاحب ديوان الممالك و الامم ملجا العظماء العالم موئل‏صناديد بنى‏آدم، عميم المواهب و النعم عضد الخواتين المنصور بنصره خير الناصرين‏قوام الحق و الدنيا و الدين مغيث الخلايق اجمعين على بن‏الصاحب الاعظم السعيد عزالحق و الدنيا و الدين اسحق بن‏على الصفى الماضى عظم الله تعالى قدره بعمل‏ابن‏محمد على ابوشجاع البناء» در اينجا تذكر چند نكته ضرورى است:

1 در نسب‏نامه امامزاده اشتباهى در كتيه مزبور راه يافته و نام موسى درسلسله انساب افزوده شده است.

2 اين كتيبه در بعضى نشريات با چند اشتباه نقل شده است.

3 بانى اين بناى تاريخى على بن‏عزالدين وزير دولت‏شيخ ابواسحق و آل مظفربوده است.

بازسازى بارگاه

در اين اواخر از طرف اداره اوقاف و امور خيريه قم، اين گنبد وبارگاه تعمير اساسى گرديد. ضريح نقره‏اى و زرنگار مجللى روى قبر نصب نموده‏اند كه‏رويش اين عبارات منقوش است:

«سازنده ضريح مطهر، احمد و عباس پرورش، قلمزنى عليرضا و حسن اسدى،نجارى حاج‏نعمت‏الله حيدرزاده، اصفهان‏1369 شمسى‏» روى قبر سنگ مرمر زيبايى قرار داده شده‏كه اين عبارات بر آن كنده شده است:

«بسم الله الرحمن الرحيم مرقد مطهر حضرت ابوالحسين احمد بن‏قاسم بن‏على بن‏جعفرالعريضى عليهم صلوات الله، از فرزندان امام صادق(ع).» مدفن مقدس حضرت فاطمه‏خاتون زوجه عبدالله بن‏عزيز بن‏حسين بن‏على بن‏محمد ديباج، مادر بزرگوار سيد سربخش‏كه در قم مدفون است‏نقل از گنجينه آثار قم بازسازى 1411 ه .ق راوقاف قم.