عاصمه تشيع و معصومه اهل بيت

جواد محدثى

قم، يك شهر نيست، يك "فرهنگ" است.

جغرافى نيست، تاريخ است.

قم، ريشه در دين دارد و از چشمه سار معارف "اهل بيت" سيراب‏شده است. شهرجهاد و اجتهاد، شعور و شرف، خون و حماسه و شهادت‏است. قم، هميشه قائم و هميشه پيشتاز و پيشقدم بوده است.

در «انقلاب اسلامى‏»، نداى «قم‏» بود كه بر رواق تاريخ معاصرانعكاس مى‏يافت. قم، آئينه دار طلعت نور بود.

«19دى‏» بارقه‏اى از آن دل پرالتهاب و جرقه‏اى از آن كانون خشم‏و آتش بود كه در سينه خداباوران نهفته بود.

قم، رواق باز تابنده فرياد سبز شكفتن و خروشهاى سرخ شهادت‏بود. گرچه در «15خرداد» مردم قم را به سوگ هجران امام‏نشاندند و جمع بسيارى از به پاخاستگان و قائمان آن روز را به‏مسلخ عشق و قربانگاه شهادت كشاندند، ولى اين مردم خوب، در طول‏پانزده سال، نمك كينه برزخم آن ستم پاشيدند و آن داغ را هميشه‏زنده نگه داشتند. قم، در ايفاى نقش تاريخى خود در برابر اسلام،مكتب، ولايت و جهان تشنه معارف، همواره جلودار و علمدار بود.

قم، جوشيد و خروشيد، قيام كرد و غريد، برخاست، با مشعلى فرادست از خون شهيدانش و پرچمى بر دوش از عمامه‏هاى خونين وكفنهاى‏گلرنگ شهادت.

شعله مقدس برخاسته از قم، همه جاى ايران را گرفت و به آفاق‏جهان معاصر نيز دامن كشيد و آن «موج خون‏» به ساحل پيروزى‏رسيد.

ايران، با نيروى «الله اكبر» روى پاى خود ايستاد.

ايران «قائم‏» شد و «قم‏» به ثمر «قيام‏» نشست.

قائمان قم، پس از آن تكبيره‏الاحرام سرخ، به «سجده شهادت‏»افتادند.

ولى آن تكبيرهاى خونين، پس از آن همه «قيام‏»ها و «قعود»هاو ركوعهاى سرخ و سجودهاى رنگين، سرانجام به «سلام پيروزى‏»متصل شد.

ايمان برسلاح پيروز گشت.

و امام آمد و «دهه فجر» بر سر اين امت، نور پراكند.

پيروزى «فتوا» را جشن گرفتيم و نصرت «اجتهاد و فقاهت‏» رابه عيدنشستيم.

اينها همه از جوشش چشمه كوير و عصمت قم، حضرت معصومه (س) بود.

آن فاطمه ثانى «س‏» كه فقيهان و بزرگان، آستان بوس حرم اويندو مزارش.