محمد اصغرى نژاد
در فضليتشهر قم و اهل آن، روايات بى شمارى وجود دارد. علامه بزرگوار شهيد قاضىنورالله شوشترى در اين زمينه مىگويد:«اخبارى كه درفضليت قم و اهل قم از رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (عليهم السلام) روايتشده، فراوان است.» از اين رو به ذكر گزيدهاى از آنها مىپردازيم:
1- روى على بن محمد العسكرى عن ابيه عن جده عن اميرالمؤمنين (ع) قال: قال رسول الله (ص): «لما اسرى بى الى السماء الرابعه، نظرت الى قبه من لولولها اربعه اركان و اربعه ابواب كانها من استبرق اخضر.
قلت: يا جبرئيل، ما هذه القبه التى لم ارفى السماء الرابعه احسن منها؟
فقال: يا حبيبى محمد، هذه صوره مدينه يقال لها قم، يجتمع فيها عبادالله المومنون. ينتظرون محمدا و شفاعته للقيامه و الحساب. يجرى عليهم الغم و الهم و الاحزان و المكاره...»
پيامبر(ص) فرمود: هنگامى كه به آسمان چهارم برده شدم، به گنبدى از لولو كه چهار ركن و چهار در داشت و گويا از حرير سبز بود، نگريستم. گفتم: جبرئيل، اين گنبدى كه بهتر از آن را در آسمان چهارم نديدهام، چيست؟
جبرئيل گفت: محبوبم محمد، اين صورت شهرى است كه بدان قم گويند.در آن بندگان مؤمن خدا جمع مىشوند و منتظر محمد و شفاعتش در روز قيامت و حسابرسى هستند. بر آنان غم و اندوه و ناراحتيها و ناخشنوديها وارد مىشود...
در صورتى كه مقصود از ايمان ذكر شده در روايتبالا، ايمان واقعى و مومنان راستين باشد، نمىتوان برداشت كرد كه تمامى افرادى كه در شهر قم هستند، همگى بنده مؤمن خدا مى باشند. چون افراد بى قيد وبند هميشه از صدر اسلام تاكنون در اين شهر بودهاند و به سبب گناه و معصيتخويش، اسباب نزول بلا بر اين مكان مقدس را فراهم مىكردهاند. در روايتى به فراهم بودن اسباب بلا بر اهل قم در زمان امام رضا(ع) اشاره شده است. در اين روايت مىخوانيم: شخصى به نام زكرياى قمى عرض كرد: مولاى من، مىخواهم از محلى كه خاندانم در آنجا هستند، به جايى ديگر بروم; چون مردم سفيه بسيار شدهاند.
امام فرمود: اين كار را نكن زيرا بلاها به واسطه تو از اهل قم دفع مىشود، چنانكه بلا از مردم بغداد به وسيله ابوالحسن كاظم(ع) دفع مىگردد.
2- عن حماد الناب قال: كنا عند ابى عبدالله (ع) و نحن جماعه اذ دخل عليه عمران بن عبدالله القمى فساله و بره و بشه فلما ان قام، قلت لابى عبدالله (ع) من هذاالذى بررت به هذا البر؟
فقال: «من اهل البيت النجباء يعنى اهل قم ما ارادهم جبار من الجبابره الا قصمه الله»
شخصى به نام حماد ناب گفت: به همراه جماعتى در حضور امام صادق (ع) بوديم كه عمران بن عبدالله قمى وارد شد. امام از او احوالپرسى كرد و خوشحالش نمود. وقتى او برخاست و رفتبه ابى عبدالله (ع) عرض كردم: اين چه كسى بود كه با او اين گونه خوشرفتارى كرديد؟
امام فرمود: او از جمله خاندان نجيبان يعنى اهل قم است. هيچگاه هيچ گردنكشى از طاغيان نسبتبه آنان سوء قصد نمىكند مگر اينكه خداوند او را در هم مىشكند.
به فرض آنكه روايت فوق از امام صادق(ع) صادر شده باشد، مسلما منظور ايشان اين نبوده كه هيچ حاكم و ظالم و گردنكشى گرچه براى مدتى كوتاه بر قم مسلط نشده و حكمرانى نكرده است. شايد مقصود امام اين بوده كه به اصطلاح مقتضى براى نابودى جبارانى كه نسبتبه قم سوء قصد داشته ولى موانعى چون گناه كه از سوى عدهاى از اهالى قم صادر شده، باعث گرديده كه حكام ظالم بر آنجا تسلط پيدا كنند. و اصولا با توجه به آنكه خداوند سرنوشت هيچ ملتى را تغيير نمىدهد مگر اينكه خود آنان بخواهند. مىتوان استنباط كرد كه علت اصلى سلطه بيگانگان و ستمگران بر مردم قم و نيز بر ايران و ديگر كشورهاى اسلامى، چيزى جز كردار ناشايست آن ياجمعى از آنان و به فراموشى سپردن دستورات الهى نبوده است. خداوند در اين باره فرموده است: «... ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم...» يعنى خداوند سرنوشت هيچ ملتى را دگرگون نمىكند مگر اينكه آنان آنچه را كه در خودشان هست، تغيير دهند.
3- عن ابى عبدالله (ع) قال: «ان الله احتجبالكوفه على سائر البلاد و بالمؤمنين من اهلها على غيرهم من اهل البلاد و احتجببلده قم على سائر البلاد و باهلها على جميع اهل المشرق و المغرب من الجن و الانس و لم يدع الله قم و اهله مستضعفا بل وفقهم و ايدهم... و سياتى زمان تكون بلده قم واهلها و حجه على الخلائق و ذلك فى زمان غيبه قائمنا(ع) الى ظهوره و لولا ذلك لساخت الارض باهلها. و ان الملائكه لتدفع البلايا عن قم و اهله، و ما قصده جبار بسوء الا قصمه قاصم الجبارين عنهم بداهيه او مصيبه او عدو. و ينسى الله الجبارين فى دولتهم ذكر قم و اهله كما نسوا ذكرالله.»
امام صادق (ع) فرمود: خداوند به شهر كوفه بر ديگر شهرها احتجاج كرده و به مومنان آن سامان برغير آنان از ساكنان شهرها. و خداوند به شهر قم بر ساير شهرها به واسطه اهالى آن بر تمامى ساكنان مشرق و مغرب از جن و انس اجتجاج كرده است. خداوند اهل آن را مستضعف (در دين) نمىگذارد بلكه توفيقشان مىدهد و تاييدشان مىكند... زمانى مىآيد كه شهر و اهل قم بر ديگر مردم حجتاند و آن در زمان غيبت قائم ماست تا ظهور او. اگر چنين نباشد، زمين ساكنان خود را فرو مىبرد. مسلما ملائكه دشواريها را از قم و ساكنانش دفع مىكنند. هيچگاه گردنكشى نسبتبه قميان سوء قصد نمىكند مگر آنكه درهم شكننده جباران او را نابود و به مصيبتيا درد سر يا دشمنى مشغولش مىنمايد. خداوند قم را از ياد سركشان در زمان حكومتشان مىبرد همانگونه كه آنان ياد خدا را به فراموشى سپردند.
4- عن الصادق (ع) انه ذكركوفه و قال: «ستخلو كوفه من المؤمنين و يازر عنها العلم كما تازر الحيه فى حجرها، ثم يظهر العلم ببلده يقال لها قم و يصير معدنا للعلم و الفضل حتى لا يبقى فى الارض مستضعف فى الدين حتى المخدرات فى الحجال، و ذلك عند قرب ظهور قائمنا، فيجعل الله قم و اهله قائمين مقام الحجه و لولا ذلك لساخت الارض باهلها و لم يبق فى الارض حجه فيقيض العلم منه الى سائر البلاد فى المشرق و المغرب، فيتم حجه الله على الخلق حتى لا يبقى احد على الارض لم يبلغ اليه الدين و العلم، ثم يظهر القائم (ع) و يسير سببا لنقمه الله و سخطه على العباد; لان الله لا ينتقم من العباد الا بعد انكار هم حجه.»
زمانى امام صادق(ع) شهر كوفه راياد كرد و فرمود: در آينده كوفه از مومنان خالى مىشود و علم و دانش بدان پشت مىكند همچنانكه مار در لانه خويش پشت مىكند. آنگاه علم در شهرى به نام قم ظاهر وآنجا معدن علم و فضليت مىشود به طورى كه ديگر به روى زمين كسى كه به امور دينى آگاه نباشد، پيدا نمىشود. در آن زمان حتى زنان پرده نشين هم از مسايل دينى آگاهى دارند. و اين هنگام نزديك شدن ظهور قائم ماست.
در آن هنگام خداوند قم و ساكنانش را قائم مقام حجت قرار مىدهد. واگر چنين نباشد، زمين ساكنان خود را فرو مىبرد و ديگر بر روى آن حجتى باقى نخواهد ماند. در آن عصر علم از قم به ديگر نقاط جهان در شرق و غرب جارى مىشود. لذا حجتخدا بر مردم تمام مىگردد به گونهاى كه ديگر كسى يافت نمىشود كه دستورهاى دينى و علم الهى بدو نرسيده باشد. آنگاه قائم (ع) ظهور مىكند و وسيله انتقام و خشم خداوند بر بندگان مىگردد; چون خداوند از مردم انتقام نمىگيرد مگر بعد از آنكه حجت را انكار كنند.
5- عن محمد بن جعفر عن ابيه الصادق(ع) قال: «اذا اصابتكم بليه و عناء فعليكم بقم، فانه ماواى الفاطميين و مستراح المؤمنين. و سياتى زمان ينفر اولياءنا و محبونا عنا و يبعدون عنا و ذلك مصلحه و لهم ليكلا يعرفوا بولايتنا و يحقنوا بذلك دماوهم و اموالهم و ما اراد احد بقم و اهله سوءا الا اذله الله و ابعده من رحمته.»
امام صادق(ع) فرمود: هرگاه بلا و ذلتى به شما رسيد، به قم برويد. چون آنجا پناهگاه فرزندان فاطمه و استراحتگاه مومنان است. زمانى فرا مىرسد كه اوليا و دوستدارانمان ازما مىگريزند و دور مىشوند تا به دوستى با ما شناخته نشوند و خون و داراييشان محفوظ بماند. اين به نفعشان است.
كسى نسبتبه قم و ساكنانش سوء قصد نمىكند، مگر اينكه خداوند او را خوار و از رحمتخويش دور مىنمايد.
بخش عمده اين روايت مربوط به دوران خفقان آلودى است كه بر فرزندان فاطمه(ع) وشيعيان على (ع) در زمان خلفا و پادشاهان ستمگر غير شيعى خصوصا سفاكان اموى و عباسى پيش از انقلاب اسلامى گذشت.
6- عن صفوان بن يحيى بياع السابرى قال: كنتيوما عند ابى الحسن(ع) فجرى ذكر قم و اهله و ميلهم الى المهدى(ع) فترحم عليهم و قال «رضى الله عنهم».
ثم قال: «ان للجنه ثمانيه ابواب و واحد منها لاهل قم وهم خيار شيعتنا من بين سائر البلاد. خمرالله تعالى و لايتنا فى طينتهم.»
صفوان يحيى فروشنده پارچههاى شاپورى گويد: روزى نزد امام كاظم (ع) (يا امام رضا(ع)) بودم كه نام قم و ساكنانش و تمايل آنان به حضرت مهدى (ع) به ميان آمد. در پى آن امام رحمتشان فرستاد و فرمود: خداوند از آنان خشنود باشد.
سپس افزود: بهشت داراى هشت در است و يكى از آنها از آن قميان است. اهل قم بهترين شيعيان ما از ميان ديگر شهرها هستند. خداوند دوستى ما را در سرنوشتشان آميخته است.
آنچه در توضيح روايتبالا بايد گفت، اين است كه شيعيان قم در مجموع نسبتبه شيعيان ساير نقاط بهتراند. بنابراين، توصيف و تعريف امام از اهل قم به اصطلاح از حيث مجموع من حيث مجموع است و ناظر به اين معنا نيست كه فرد فرد اهل قم از مومنانى كه در ساير شهرها و سرزمينها به سر مىبرند، بهتر و برترند.
7- عن ابى مسلم العبدى عن ابى عبدالله الصادق (ع) قال: «قم مقدسه و اهلها منا و نحن منهم لايريدهم جباربسوء الا عجلت عقوبته، ما لم بجو لوا احوالهم فاذا فعلوا ذلك، سلط الله عليهم جبابره سوء. اما انهم انصار قائمنا و دعاه حقنا» ثم رفع راسه الى السماء و قال: «الهم اعصمهم من كل فتنه و نجهم من كل هلكه».
ابو مسلم عبدى گويد: امام صادق (ع) فرمود: خاك قم مقدس است و ساكنانش از ما هستند و ما از آنان. هيچگاه گردنكشى نسبتبه آنان سوء قصد نمىكند مگر اينكه به كيفر خود شتاب ورزد، البته تا زمانى كه احوال خويش را تغيير ندهند. در آن صورت خداوند سركشان را بر آنان مسلط مىكند. هان! اهل قم يارى دهندگان قائم ما هستند و به حق ما دعوت مىكنند.
راوى گويد: آنگاه امام سرش را به سوى آسمان بلندكرد و گفت: بار الها، آنان را از هر فتنهاى حفظ كن و از هر هلاكتى نجات ده.
از اين روايتشرافت و قداست ذاتى شهر قم استفاده مىشود. يعنى از سخن امام به طور واضح مىتوان فهميد كه خاك قم از ويژگى خاصى برخور دار است و اين ويژگى بدون در نظر گرفتن افراد و شخصيتهاى بارزى است كه در آنجا سكنا گزيدهاند.
نكته بسيار جالبى كه در اين روايتبدان تصريح شده، اين است كه اهل قم تا زمانى كه كردار شايسته و اعمال پسنديده خود را ترك نكنند، مشمول رحمت الهى هستند و گردنكشان بر آنان سلطه پيدانخواهند كرد. اما پس از ترك دستورهاى الهى و غوطه ور شدن در گناهان به خشم الهى دچار و حكام ستمگر بر آنان چيره مىشوند.
8- عن عفان البصرى عن ابى عبدالله (ع)قال: قال لى: (اتدرى لمى سمى قم؟) قلت: الله و روسله و انت اعلم.
قال: «انما سمى قم لان اهله يجتمعون مع قائم آل محمد(ع) و يقومون معه و يستقيمون عليه و ينصرونه.»
عفان مىگويد:امام صادق (ع) به من فرمود: آيا مىدانى علت ناميده شدن اين شهر به قم چيست؟
عفان عرض كرد: خدا و رسولش و شما داناتريد.امام فرمود: اين شهر قم نامگذارى شد چون مردمش با قائم آل محمد(ص) اجتماع و با او قيام، و براى او استقامت مىكنند و ياريش مىنمايند. برخى درشرح اين حديث گفتهاند:
از اين حديث و امثال آن، نقش اصلى مردم اين سرزمين در حكومت جهانى حضرت مهدى (ع) روشن مىگردد. هستههاى اصلى انقلاب جهانى اسلام در دوران ظهور، از مردم ايران به ويژه مردم قم تشكيل مىشود. ازاين رو، زمينه سازى فرهنگى و تربيتى و گسترش معيارهاى راستين اسلامى ميان تودهها، ضرورتى حياتى مىيابد.تنها نمىتوان به اين خرسند بود كه اينجا شهر افتخار آفرين قم و قيام است و فروغ عالم گستر حضرت معصومه (س) را بر سر دارد، و ديگر راحت زيست و تعهد و مسوليتى احساس نكرد.اين نوعى ساده انديشى است; زيرا با توجه به گذشته و حال و رسالتى كه قم در آينده بر دوش دارد، مسووليتى بزرگ متوجه مردم اين سامان است و بايد شايستگى و تقواى بيشترى داشته باشند كه در خور اين سرزمين و اين بارگاه ملكوتى باشد و زمينههاى آينده فراهم گردد و نعمت قرب و زيستن در چنين مركزى ارج نهاده شود.و گرنه مسووليت و كيفر افزونترى در كار خواهد بود; كه مقربان مسئوليتى عظيمتر دارند.
9- سئل امير المؤمنين على بن ابى طالب عن اسلم المدن و خير المواضع عند نزول الفتن و ظهور السيف.
فقال (ع): «اسلم المواضع يومئذ قصبه قم. فاذا اضطربتخراسان و وقتعت الحرب بين اهل جرجان و طبرستان و ربتسجستان، فاسلم المواضع يومئذ قصبه قم. تلك البلده التى يخرج منها انصار خير الناس ابا و اما و جدا و جده و عما و عمه. تلك التى تسمى الزهراء...»
از امير مومنان على بن ابى طالب (ع) در باره سالمترين و بهترين شهرها و موضعها به هنگام نازل شدن فتنهها و ظاهر شدن شمشيرها سؤال شد. حضرت فرمود: سالمترين نقاط در آن روز، شهر قم است. زمانى كه در خراسان اغتشاش روى دهد و ميان مردم گرگان و طبرستان جنگ درگيرد و سيستان خراب شود، در آن هنگام سالمترين مواضع، شهر قم است. قم شهرى است كه از آنجا ياران بهترين مردم از جهت پدر و مادر و جد وجده و عمو و عمه بر مىخيزند. آن شهر، زهرا ناميده شده است.
10- عن الصادق(ع) قال: اهل خراسان اعلامنا و اهل قم انصارنا و اهلكوفه اوتادنا و اهل هذاالسواد منا و نحن منهم.»
از امام صادق (ع) روايتشده است كه فرمود: خراسانيان پرچمهاى ما و اهل قم انصار ما و كوفيان ميخهاى ما و اهل اين سواد ازما و ما از آنان هستيم.
11- عن الصادق(ع) قال: «الا ان لله حرما و هو مكه. الا ان لرسول الله حرما و هو مدينه. الا ان لاميرالمؤمنين حرما و هو كوفه. الا ان حرمى و حرم ولدىمن بعدى قم.
امام صادق(ع) فرمود: خداوند حرمى دارد و آن مكه است. هان، رسول خدا حرمى دارد و آن مدينه است. آگاه باشيد، امير مومنان حرمى دارد و آن كوفه است. هان، حرم من و فرزندانم بعد از من قم است.
12- عن الصادق(ع) قال: «ان لعلى قم ملكا رفرف عليها بجناحيه لايريدها جبار بسوء الا اذا به الله كذئب الملح فىالماء.»
ثم اشار الى عيسى بن عبدالله فقال: «سلام الله على اهل قم يسقى الله بلادهم الغيث و ينزل الله عليهم البركات و يبدل الله سيئاتهم حسنات. هم اهل ركوع و سجود و قيام و قعود. هم الفقهاء العلماء الفهماء. هم اهل الدرايه و الروايه و حسن العباده.»
امام صادق(ع) فرمود: بر فراز قم فرشتهاى بالهاى خود را برافراشته است. هيچ گردنكشى نسبتبه قم سوء قصد نمىكند مگر آنكه خداوند او را نابود مىنمايد چنانكه نمك در آب نابود مىشود. آنگاه امام به عيسى بن عبدالله اشاره كرد و فرمود: سلام خداوند بر اهل قم باد. خداوند سرزمينشان را به خوبى تبديل كند. قميان اهل ركوع و سجده و قيام و قعوداند. آنان فقيه و عالم و با شعور و اهل فهم و روايت هستند و عبادات را به خوبى به جا مىآورند.
طبق سخن امام و دعايى كه ايشان در حق مردم قم فرموده است، بايستى وضعيت كشاورزى اين شهر بسيار خوب و پربركتباشد در حالى كه خلاف آن مشاهده شده و حتى در برخى از زمانها آنان با كمبود آب هم مواجه بوده و مجبور شدهاند براى رفع آن نماز استسقاء بخوانند.
پاسخ اجمالى اين اشكال پيشتر ذيل برخى از روايات گذشت. آنچه در اينجا به بيانى ديگر مىتوان گفت، اين است كه دعاى امام صادق(ع) گرچه در حق هركس و هر گروهى كه باشد، به اجابت مىرسد، ليكن اين در صورتى است كه مانعى به وجود نيايد. مانعى كه در اينجا وجود دارد و از رسيدن نعمتهاى الهى و از جمله باران به مردم جلوگيرى مىكند، گناهان است. به اين حقيقت چنانكه پيشتر هم اشاره شد آياتى نيز دلالت مىكند.
13- عن الصادق(ع) انه قال: «ان لله حرما و هو مكه. الا ان لرسول الله حرما و هوالمدينه. الا ان لاميرالمؤمنين حرما و هو الكوفه. الا و ان قم الكوفه الصغيره...»
از امام صادق(ع) روايتشده است كه فرمود: خداوند داراى حرمى است و آن مكه است.
هان، رسول خدا حرمى دارد و آن مدينه است. آگاه باشيد، اميرمومنان داراى حرم است و آن كوفه است. بدانيد كه قم كوفه كوچك است...در اين روايت قم، كوفه كوچك دانسته شده است. بر اين اساس، احاديثى كه در شرافت كوفه وارد شده، شامل قم همخواهد بود.برخى از پژوهشگران در توضيح روايت فوق گفتهاند:
شايد منظور اين باشد كه بعد از ظهور حضرت بقيهالله ارواحنا فداه كوفه پايتختحكومت جهانى آن حضرت خواهد بود در آن موقع قم دومين پايگاه حكومتحقه خواهد بود. و شايد به همين جهت است كه عاشقان دلباخته حضرتش در دوران غيبتبه مسجد سهله در كوفه و مسجد صاحب الزمان در جمكران قم رهنمون مىشوند. از اين حديث، ظمتشهر كوفه نيز به خوبى روشن مىشود كه قم را با آن همه عظمتى كه دارد، «كوفه كوچك» ناميدهاند.
با توجه به روايات ائمه(ع) 25 نام و عنوان و صفتبراى اين شهر مقدس ذكر گرديده است.
1) قم 2) ارض جبل 3) سرزمين نجيبان 4) حجتبلاد 5) معدن علم و فضل 6) قائم مقام حجت 7) منزل آل محمد 8) جايگاه شيعيان 9) استراحتگاه مومنان 10) ماواى فاطميان 11) پناهگاه شيعيان 12) محل باز شدن در بهشت 13) سرزمين مقدس 14) مجمع انصار قائم آل محمد 15) قطعهاى از بيت المقدس 16) زهرا 17) سالمترين شهرها 18) بهترين مواضع 19) بحر 20) معدن شيعيان 21) بلد امين 22) شهر انصار ائمه 23) حرم اهل بيت 24) شهر پربركت 25) كوفه كوچك