محمدهادى حميديان
در مورد آثار هنرى اماكن مقدسه مخصوصا حرم مطهر حضرت معصومه(س) تحقيقات و بررسىهاى بسيار اندكى صورت گرفته است و در كتابهايى هم كه در مورد تاريخ قم و حضرت معصومه(س) نوشته شده به اين موضوع كمتر بها داده شده و يا فقط به ذكر فهرست مختصرى از اين آثار اكتفا شده است. البته رسالت نوشتن مقاله و تحقيق در اين زمينه بيشتر متوجه هنرمندان و كارشناسان هنرى است كه داراى قدرت تشخيص آثار هنرى مىباشند.
در شماره اول اين نشريه مقالهاى از خوشنويس معاصر حضرت حجةالاسلام والمسلمين استاد حجت كشفى در اين زمينه درج شده بود كه جاى تقدير و تشكر دارد و اميدواريم شاهد چاپ مقالاتى گستردهتر در اين موضوع باشيم...
اين نوشتار كوتاه (همراه با تمام كمبودها و نقايص) نگاهى استبه هنر كتيبهنگارى - كه يكى از جلوههاى هنرى اماكن مقدسه به شمار مىرود - و معرفى دو كتيبه از زيباترين كتيبههاى حرم حضرت معصومه(س)
اميد است مورد توجه هنردوستان قرار گيرد ...
كتيبه در اصطلاح هنرى عبارتست از خطوط درشت و جلى كه از روى كاغذ و از دست كاتب به صفحات كاشى منتقل و بر سر درها و ديوارها و محرابهاى مساجد و مكانهاى مقدس و بناهاى مهم ديگر قرار مىگيرد. (1)
كتيبه نويسى در بناهاى تاريخى مذهبى از ديرباز رواج داشته و امروزه هم رونق خود را از دست نداده است. كتيبههايى كه از قدمت تاريخى برخوردارند، از جهات مختلفى سنجيده مىشوند. براى اينكه به مقدار ارزش يك كتيبه پى برده شود، بايد چند چيز را مورد بررسى قرار داد: اول اينكه كتيبه شامل چه مضامينى مىباشد، دوم اينكه قدمت آن چقدر است، سومين مسئله مىتواند اين باشد كه نوع مصالح آن چگونه است و يا اينكه در چه شرايط تاريخى، سياسى و يا به چه مناسبتى و توسط چه كسى ساخته شده است و ... اما يكى از مهمترين معيارهايى كه در ارزشمند بودن يك كتيبه قديمى مورد توجه اهل فن مىباشد، هنرى بودن آن اثر است. به ديگر سخن، زمانى يك كتيبه تاريخى ارزش چند برابرى خواهد داشت، كه علاوه بر اينكه از مضامين بلند معنوى و عرفانى در آن استفاده شده، از ظرايف و قواعد هنرى در ساخت آن غفلت نشده باشد. زيرا كتيبههاى هر دوره تاريخى، نشان دهنده شكوه و عظمت هنرى آن دوره يا ضعف هنرى آن برهه تاريخى مىباشد; چنانكه بعضى از كتيبهها فقط داراى بار معنوى هستند و يا معرف دورانى از تاريخند يا اينكه فقط ارزش قديمى بودن را دارند، ولى داراى هنر قابل توجهى نيستند; زيرا انگيزه و هدف از كتيبهنگارى در بعض موارد صرف تزئين اماكن مذهبى با آيات قرآن، اشعار مذهبى و نام ائمه: و... بوده و خيلى توجه نمىشده كه آيا ظرافتهاى هنرى اعم از خوشنويسى يا ديگر هنرها در آنها رعايت مىشود يا نه؟ علاوه بر اينكه اكثريت مردم قدرت تشخيص همه نكات ظريف هنرى را ندارند و همه كارهاى هنرى را معمولا به يك چشم مىنگرند، (2) بايد توجه داشت كه كتيبههايى هم كه داراى ارزش هنرى مىباشند، يكسان نيستند.
در بين متصديان و سازندگان بناهاى مذهبى تاريخى، افرادى يافت مىشوند كه به هنر اهميت زيادى مىدادهاند و در بناهاى خود همتشان بر اين بوده كه از بهترين شيوههاى هنرى و از ماهرترين هنرمندان زمان استفاده كنند و اين طرز فكر باعثشده كه آثارى به وجود آيد كه داراى ارزش هنرى بسيار بالايى بوده به طورى كه پس از گذشتسالها، هنوز زيبايى و تازگى خود را از دست نداده و در حقيقت اين آثار گنجينهاى است جاودان از هنرهاى مختلف و ميراثى است عظيم از زحمات گذشتگان. در اينجاست كه انسان به اين حقيقت پى مىبرد كه ايمان و عقيده، با هنر خط و نقاشى و كاشيكارى، دستبه دست هم داده و بهشتى با نزهت و دلگشا و ساكت و گويا بوجود آورده و چون در كتيبهها بيشترين جايگاه را هنر خوشنويسى داراست، عنايتخاصى به آن بوده است.
در حرم حضرت معصومه(س) آثار هنرى مختلفى به چشم مىخورد، از آن جمله كتيبههاى بسيار زيبايى است كه چشم هر بيننده هنردوست را به طرف خود معطوف مىسازد. در بين اين كتيبهها، كتيبهاى كه فاقد ارزش هنرى باشد، بسيار كم است، يا اصلا وجود ندارد; چون متوليان ساختبناهاى مختلف حرم مطهر معمولا از پادشاهان، وزرا و شاهزادگان و يا وابستگان به آنها بودهاند. (3) شواهد تاريخى نشان دهنده اين است كه معمارى حرم مطهر بيشتر مربوط به دوره صفويه و قاجاريه مىباشد و در اين دورانها به هنر خوشنويسى اهميت زيادى داده مىشده، چنانكه شاهكارهاى بزرگى از اين دورهها باقى است، تا آنجا كه در بعضى از دورانهاى تاريخى در بين شاهزادگان نيز خوشنويسانبزرگى يافت مىشود، مثل ام السلمه و ضياء السلطنة كه دختران فتحعلى شاه قاجار مىباشند و در خط نسخ مهارت زيادى داشتهاند. (4)
در حرم مطهر حضرت معصومه(س) از اين دو دوره تاريخى (صفويه و قاجاريه) چند نمونه وجود دارد، كه به حق از شاهكارهاى بزرگ خوشنويسى است و شايد در بين كتيبههاى موجود در حرم مطهر هيچ يك از آنها به اندازه دو اثر بزرگى كه به توضيح آن خواهيم پرداخت، نباشد; زيرا اين دو اثر بزرگ و يا به عبارت بهتر و صحيحتر اين دو شاهكار هنرى توسط دو تن از خوشنويسانى به وجود آمده كه قطعات و آثارشان روشنىبخش ديده هر بيننده صاحب هنر مىباشد. يكى مرحوم محمد رضا امامى كه در عصر صفويه مىزيست و ديگرى مرحوم ميرزا آقا (زنجانى) (5) مىباشد كه در دوران قاجار زندگى مىكرد.
هر چند نوشتن تمام خطوط در كتيبهها ممكن است و كم و بيش نيز در بين كتيبههاى موجود تمام خطوط يافت مىشود، ولى خط ثلث در كار كتيبهنگارى از زمانهاى قديم تاكنون بيشتر رواج داشته و اين امر علل مختلفى دارد: اول اينكه خط ثلثبا كاشيكارى و طرحهاى نقاشى و رنگها هم آهنگى خاصى پيدا مىكند، كه خطوط ديگر به پاى آن نمىرسد و علت ديگر اين است كه خط ثلث درشت اندام و با حركات مختلف است و از فاصله دور چشمگيرتر و باشكوهتر به نظر مىرسد. علاوه بر اينكه بعضى از خوشنويسان معتقدند كه خط ثلثبا روح معنوى و عرفانى قرآن و روايات سازگارى بيشترى دارد.
همه كتيبهها داراى ارزش هنرى يكسانى نمىباشند; زيرا همه آنها به دست استادكاران تهيه نمىشود و همه كتيبهنگاران هم پايبند به اجراى قواعد هنرى نمىباشند، چه بسا بعضى از آنها كه در اين كار كمترين مهارتى هم ندارند و در اين فن بسيار ضعيف مىباشند. از اين نوع كتيبهها كه بگذريم، نوبتبه كتيبههايى مىرسد كه توسط اساتيد بزرگ نوشته شده و انصاف اين است كه در مورد اين آثار بسيار كم تحقيق شده، حتى بسيارى از اهميت اين موضوع نيز غافلند.
بطور خلاصه بايد بگوييم پيشينه تاريخ هنر خوشنويسى داراى اهميتخاصى است و تحقيق در اين زمينه آثار گذشتگان و كسانى كه در تكامل آن هنر نقشى داشتهاند، در حقيقت تلاش براى حفظ و احياى آثارى است كه به عنوان پشتوانه اين هنر اصيل در عصر حاضر داراى اهميت زيادى مىباشد.
كتيبه نگارى در همه دورانهاى تاريخى بوده و در شهرهاى مهم ايران كتيبههايى حتى از دورانهاى سلجوقيان و تيموريان وجود دارد، تا آنجا كه بايسنقر ميرزا فرزند شاهرخ خود از بهترين خوشنويسان و هنرمندان زمان خويش بوده و در خط ثلث و محقق مهارت زياد داشته (6) و كتيبه پيش طاق مسجد گوهرشاد مشهد به خط ثلث اوست، كه در سن 20 سالگى نوشته است. (7)
ولى از مقايسه كتيبههاى دورههاى مختلف معلوم مىگردد كه اين هنر در عصر صفويه به اوج شكوفايى و ترقى خود رسيده بطورى كه كتيبههاى اين دوران در واقع نمونههاى كامل و سرمشقهاى عالى و ممتازى استبراى كتيبهنگاران دورههاى بعد كه تا امروز از آنها پيروى مىشود و بسيار خوشنويسان معاصر نيز از آنها الهام مىگيرند.
در آن دوران دهها كتيبهنويس چيرهدست وجود داشتهاند كه از مشهورترين آنها عليرضا عباسى و محمد رضا امامى مىباشند، كه آثار آنها معمولا در اصفهان ديده مىشود; زيرا گذشته از اينكه اصفهان در عصر صفويه پايتختبوده، مردم اصفهان نيز خود دوستدار هنر و هنرمند بودهاند.
يكى از آثار زيباى محمد رضا امامى كتيبهاى به خط او كه در حرم مطهر حضرت معصومه(س) در رواقى كه امروزه به مسجد امام خمينى رحمه الله شهرت دارد، قرار گرفته است. اين رواق كوچك كه به صورت يك 12 ضلعى ساخته شده، در حقيقت مقبره و آرامگاه شاه عباس دوم است; زيرا شاه عباس دوم در وسط اين رواق مدفون است و شايد به همين لتباشد كه در ساخت اين رواق دقت فراوانى شده است و در كتب تاريخى اين كتيبه مشهور استبه كتيبه مقبره شاه عباس ثانى.
اين كتيبه كه كل سوره مباركه جمعه را در بردارد، به خط ثلث تحرير شده و زمينه آن نيز سنگ مرمر مىباشد. همچنين اين اثر همراه با نام و امضاى هنرمند آن مىباشد كه در آخر كتيبه چنين نوشته شده: كتبه محمد رضا الامامى. همچنانكه گفته شد، اكثر كتيبههايى كه به خط محمد رضا امامى نوشته شده، در اصفهان (8) است و در شهر قم از خطوط او همين يك نمونه وجود دارد. با توجه به اين نكته است كه مىتوان گفت اين اثر داراى ارزشى مضاعف مىباشد.
قرن سيزدهم هجرى را بايد دوران اوج و شكوفايى خط نستعليق دانست; زيرا در اين زمان بود كه هنر خط بالاخص خط نستعليق به سرحد كمال رسيد. همچنين در اين دوران ستارگان درخشانى در آسمان خط نستعليق طلوع كردند و با زحمات آنها خط نستعليق به صورت گسترده رواج يافت و نسل به نسل به هنرمندان بعدى انتقال يافت و بسيارى از هنرمندان متاخر نيز كار آنها را الگوى خود قرار داده و در حقيقتخود را دنبالهروى آنها مىدانند. هنگامى كه به كتب تراجم اهل هنر رجوع مىكنيم، مىبينيم مهمترين آثار نستعليق توسط خوشنويسان اين دوره پديد آمده كه مهمترين آن اساتيد عبارتند از: ميرزا محمد رضا كلهر (9) و ميرزا غلام رضا اصفهانى. (10)
در كنار اين دو خوشنويس بزرگ در اين دوره، دهها نستعليق نويس بزرگ ديگر نيز مىزيستهاند كه به خاطر عظمت هنرى ميرزاى كلهر و ميرزا غلام رضا، هنرشان تحت الشعاع قرار گرفت و كمتر نامى از آنها به ميان مىآيد، با اينكه آنها نيز داراى جايگاه بلندى در هنر خوشنويسى بودهاند. اشخاصى مثل ميرزا كاظم تهرانى، ميرزا عمو، مير سيد على تهرانى، مير حسين خوشنويس باشى و بالاخره مرحوم ميرزا آقا زنجانى.
مورخين نوشتهاند او اهل زنجان بوده، ولى در تهران سكونت داشته است. در تاريخ و احوال خوشنويسان آمده وى با ميرزا على اصغر خان امين السلطان مشهور به اتابك ارتباط نزديكى داشته تا آن حد كه خود امين السلطان، برادر و خانوادهاش در محضر او به فراگيرى خوشنويسى مىپرداختند.
امين السلطان (11) در قم و مشهد در كنار مرقد مطهر حضرت امام رضا عليه السلام و حضرت معصومه(س) عمارتهايى را بنا كرده كه هنوز پابرجاست و از آن جهت كه در بين خوشنويسان آن دوران با ميرزا آقا ارتباط زيادى داشته، نوشتن كتيبههاى اين دو عمارت بزرگ را به او محول كرده است.
نكتهاى كه در مورد خط ميرزا آقا قابل توجه است، اين مىباشد كه هر چند او در كتابت و مشق نيز از مهارت زيادى برخوردار بوده، ولى در كتيبهنگارى دست قوىترى داشته و به گفته بعضى از اساتيد معاصر كتيبههاى ميرزا آقا در صحن مطهر حضرت معصومه(س) در نوع خود كم نظيرند.
اين هنرمند بزرگ كه ظاهرا هم عصر ميرزا غلامرضا اصفهانى بوده، در شيوه خطى خود شباهتهاى زيادى در خط به او دارد. شايد به همين علتبوده كه ميرزا حسين فرزند ميرزا آقا هم در نزد پدر و هم در نزد ميرزا غلامرضا تعليم خط مىگرفته است.
از مشقهاى وى، متاسفانه مقدار اندكى باقى مانده كه در بعضى از مجموعهها كم و بيش يافت مىشود، ولى كتيبههايى كه او در صحن حرم مطهر حضرت معصومه(س) كتابت نموده، هنوز پابرجاست و از آثار گرانبهاى وى در آستانه مقدسه عبارتست است:
1 - كتيبه سر در صحن جديد (12) كه همراه با تاريخ و امضاست «ميرزا آقا 1304».
2 - كتيبههاى گرداگرد صحن جديد «بزرگ» كه طول كتيبهها روى هم رفته حدود 258 متر و عرض آن 60 سانتيمتر مىباشد. اين كتيبه بزرگ كه شامل اشعارى است از فتح الله خان شيبانى يك مصرع بر روى كاشى سفيد و يك مصرع بر روى كاشى زرد و با زمينه آبى نوشته شده. در آخر اين كتيبه نيز امضاء و تاريخ نگارش آن توسط خود هنرمند اين چنين ذكر شده: راقمه ميرزا آقا1303.
چنانكه توضيح داديم، در كتيبهنگارى خط ثلث رواج بيشترى دارد و كتيبههايى كه به خط نستعليق نوشته شده است، نسبتبه ثلث رقم كمترى دارد.
از اين رو كتيبههايى كه از ميرزا آقا و نستعليقنويسان معاصر او بجاى مانده داراى اهميتى چند برابر مىباشد; زيرا اين كتيبهها كه حاصل تجربيات هنرمندان گذشته است، مىتواند سرمشقهاى بسيار خوبى براى كتيبهنگاران متاخر باشد و شايد بتوان گفت در فن كتيبهنگارى (به خط نستعليق) آثار ميرزا غلامرضا و ميرزا آقا از بهترين كتيبههاى موجود به شمار مىآيند...
در بين هنرمندان و خوشنويسان بزرگ اشخاص ديگرى نيز هستند كه مفتخرند كه آثارشان لياقت اين را پيدا كرده كه زينتبخش صحن و سراى دختر موسى بن جعفر عليها السلام گردد. به اميد آنكه اين آثار به بركت اين مكان مقدس مورد توجه اهل معرفتخواهد بود و جاودان خواهد ماند كه شرح حال آنان و معرفى آثارشان مجال بيشترى را مىطلبد. (13)
آثار هنرى موجود در حرم حضرت معصومه(س) به اين دو مورد خلاصه نمىشود، بلكه اين دو مورد قطرهاى بود از دريا و معرفى اين دو اثر مقدمهاى بود براى بررسى بيشتر جلوههاى هنرى اين مكان مقدس تا زمينهاى باشد براى حفظ و مرمت اين آثار (14) . ... والحمدلله رب العالمين.
پىنوشتها:
1- تعليم خط تاليف مرحوم استاد فضائلى، ص130.
2- در زمان ما نيز متاسفانه چنين كتيبههايى رو به افزايشاست.
3- سلاطين، وزرا و شاهزادگان صفوى و قاجار گرچه افرادى متدين و مؤمن نبودهاند، ولى براى ائمه و اهل بيت: احترام خاصى قائل بودند (داستانهاى زيادى در اين مورد در كتب تاريخى مذكور است) و در بزرگداشت قبور شريفه آنها خدمات زيادى داشتهاند و بعضى از آنها در كنار حرم حضرت معصومه(س) مدفونند ...
4- از خطوط ام السلمه در كتابخانه آستان قدس رضوى و كتابخانه ملك و جاهاى ديگر موجود است. نيز قرآنى رحلى به خط ضياء السلطنة در موزه حرم حضرت معصومه(س) موجوداست.
5- مؤلف كتاب گنجينه آثار قم در مواردى كه ذكرى از اين هنرمند كرده است، نام او را ميرزا آقا تبريزى ثبت نموده، كه درست نيست. ر. ك: گنجينه آثار قم، ج1.
6- حتى بعضى از هنرمندان او را يكى از اركان اربعه خط مىدانند. ر. ك: تعليم خط، ص467.
7- ر. ك: احوال و آثار خوشنويسان ج4، ص41، شماره 101.
8- مثل كتيبههاى مدرسه چهار باغ و مسجد امام خمينى رحمه الله كه از مهمترين آثار او به شمار مىآيند.
9- كلهر از بزرگترين خوشنويسان قرن سيزدهم مىباشد كه در زمان ناصرالدين شاه مىزيسته. او در سبك ميرعماد تغييراتى ايجاد كرد. بسيارى از هنرمندان معاصر نيز پيرو سبك او مىباشند.
10- او يكى از هنرمندان معاصر با كلهر مىباشد كه در سال1246 به دنيا آمده و در 4 ربيع الثانى 1304 دارفانى را وداع گفت. لازم به ذكر است كه به همت جمعى از هنرمندان سبك زيباى او كه در حال از بين رفتن بود، احيا شد و در زمان ما هنرمندان بزرگى وجود دارند كه در شيوه خود پيرو سبك او مىباشند. خوشبختانه اين شيوه زيبا در حال گسترش است.
11- او در صحنى كه در كنار حرم حضرت معصومه(س) بنا كرده، در جنب ايوان طلا مدفون است.
12- اين صحن بالنسبه به صحن عتيق كه از قدمتبيشترى برخوردار است، صحن جديد يا صحن اتابك ناميده مىشود.
13- به عنوان نمونهاى ديگر مىتوان از محمد ابراهيم تهرانى مشهور به ميرزا عمو نام برد كه از شاگردان ميرزا غلام رضا مىباشد و در زمان ناصرالدين شاه مىزيسته. كتيبههاى سر در حرم مطهر در صحن عتيق (سر درى كه به فيضيه راه دارد) از خطوط اوست، كه چنين رقم و تاريخ دارد: چو شد ز هجر نبى يكهزار و سيصد و يك / راقمه ميرزا عمو.
14- لازم است از تك تك كتيبههاى موجود در حرم مطهر بطور دقيق عكسبردارى شود، مخصوصا كتيبههايى كه در صحن و در معرض فرسايش بيشترى قرار دارد.