Milad imam Mahdi

- زندگينامه
- شرح و چگونگى ولادت حضرت ولى عصر(عج)
- آشنايى با امام دوازدهم (عج)

شرح و چگونگى ولادت حضرت ولى عصر (عج)

گزارش و تفصيلات ولادت سراسر بركت امام در كتب معتبر و اخبار مشروحا بيان شده‏است از جمله اين اخبار روايتى است كه درينابيع الموده ص 449 و 451 فاضل قندوزى كه از علماى اهل سنت است و شيخ طوسى در كتاب غيبت و شيوخ ديگر روايت كرده‏اند و صدوق در كتاب كمال الدين به سند صحيح و معتبر از جناب موسى بن محمد بن قاسم بن حمزة بن موسى بن جعفر (عليه السلام) از حضرت حكيمه خاتون دختر والامقام امام محمد تقى (عليه السلام) كه از بانوان با عظمت و شخصيت و فضيلت‏خاندان رسالت است‏حديث كرده‏است.

حكيمه فرمود امام حسن عسكرى (عليه السلام) فرستاد (فردى را) نزد من كه عمه امشب در نزد ما افطار كن كه شب نيمه شعبان است و خداوند حجت را در اين شب ظاهر فرمايد و او حجت‏خدا در زمين است.

من عرض كردم: مادرش كيست؟

فرمود: نرجس.

گفتم: فدايت‏شوم به خدا سوگند در او اثرى نيست.

فرمود: همين است كه براى تو مى‏گويم.

حكيمه گفت: پس آمدم چون سلام كردم و نشستم نرجس خواست پاى افزارم را بيرون آورد گفت اى سيده من و سيده خاندان من چگونه شب كردى؟

گفتم: بلكه تو سيده من و سيده خاندان من هستى.

گفت: اى عمه اين چه سخن است!؟

گفتم: اى دخترم، خدا امشب به تو پسرى كرامت فرمايد كه در دنيا و آخرت آقا است پس او خجلت كشيد و حيا كرد وقتى از نماز عشا فارغ شدم افطار كردم و در بستر خوابيدم. چون نيمه شب رسيد برخاستم براى نماز شب نماز را خواندم و فارغ شدم و نرجس همچنان در خواب و راحت‏بود من نشستم براى تعقيب و سپس خوابيدم و هراسان بيدار شدم، او همچنان خواب بود پس برخاست نماز شب را خواند و خوابيد.

حكيمه فرمود: براى فحص از صبح بيرون آمدم فرز اول ظاهر شده بود هنوز نرجس در خواب بود در شك افتادم امام فرياد زد عمه شتاب مكن كه مطلب نزديك گرديده گفت نشستم و سوره الم سجده و يس خواندم كه ناگاه نرجس هراسناك بيدار شد من به بالينش شتافتم و گفتم:

«بسم الله عليك‏» آيا چيزى احساس مى‏كنى؟

گفت‏بله اى عمه

گفتم آسوده خاطر باش همان است كه به تو گفتم.

حكيمه گفت پس مرا سستى و از خود بى خودى فرا گرفت و او نيز چنين شد وقتى به حس آقايم بيدار شدم جامه را از روى نرجس به يك سو زدم و آقاى خود را ديدم كه در حال سجده است و مواضع سجودش را برزمين گذارده او را در برگرفتم ديدم نظيف و پاكيزه است‏حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) به من صيحه زد اى عمه پسرم را به نزد من بياور.

او را نزد امام بردم امام دستهايش را زير دو ران و پشت او گذارد و پاهايش را در سينه خود قرار داد و زبانش را در دهان او نهاد و دست‏بر چشمها و گوش و مفاصلش كشيد.

پس فرمود: سخن بگو اى پسرم.

فرمود:

«اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و ان محمدا رسول الله‏»

سپس بر اميرالمؤمنين و بر امامان تا پدر بزرگوارش صلوات فرستاد و سكوت فرمود.

امام فرمود او را نزد مادرش ببر تا به او سلام كند و به نزد من آور پس او را نزد مادرش بردم به مادرش سلام كرد سپس او را برگرداندم در مجلس امام گذاردم فرمود اى عمه روز هفتم كه شد نزد ما بيا حكيمه فرمود: بامدادان رفتم كه به امام سلام عرض كنم پرده را بالا زدم تا از آقاى خود تفقد كنم او را نديدم گفتم فدايت‏شوم چه شد آقاى من؟

فرمود اى عمه او را به آن كس سپردم كه مادر موسى او را به او سپرد.

حكيمه گفت: روز هفتم كه شد به نزد آن حضرت رفتم و سلام كردم و نشستم.

امام فرمود پسرم را به نزد من باور پس من آقايم را در حالى كه در پارچه‏اى بود به نزد آن حضرت بردم با او مانند روز اول رفتار كرد پس زبان در دهانش گذارد مثل آنكه شير و عسل به او مى‏دهد سپس فرمود سخن بگو:

گفت: اشهد ان لا اله الا الله و صلوات بر محمد و امير المؤمنين و امامان تا پدرش - صلوات الله عليهم اجمعين - فرستاد و اين آيه را تلاوت كرد:

(بسم الله الرحمن الرحيم و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين و نمكن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون)

موسى بن محمد بن قاسم راوى حديث گفت: اين سرگذشت را از عقيد خادم پرسيدم گفت: حكيمه راست فرموده است (1)

صدوق در حديثى كه در نهايت اعتبار و اعتماد است‏به واسطه احمد بن الحسن بن عبدالله بن مهران امى عروضى ازدى از احمد بن حسين قمى روايت كرده كه چون خلف صالح متولد شد از ناحيه حضرت امام حسن عسكرى 7 نامه‏اى براى جدم احمد بن اسحاق رسيد به دست‏خط آن حضرت كه توقيعات به همان خط وارد مى‏شد در آن مكتوب بود براى ما مولودى ولادت يافت‏بايد در نزد تو مستور و از مردم پنهان بماند زيرا آن را بر كسى ظاهر نمى‏كنيم مگر نزدكيتر را به واسطه نزديكى او و ولى رابه جهت ولايتش دوست داشتيم اعلام آنرا به تو، تا خدا تو را به آن مسرور سازد مانند آنكه ما را به آن مسرور ساخت (2)

و در روايت مسعودى است كه احمد بن اسحاق به حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) عرض كرد: وقتى نامه بشارت شما به ولادت آقاى ما رسيد باقى نماند از مرد و زنى و نه پسريكه به مرتبه فهم رسيده باشد مگر آنكه قائل به حق شد حضرت فرمود: آيا نمى‏دانيد كه زمين از حجة الله خالى نمى‏ماند (3)

و در حديث ديگر شيخ ثقه جليل فضل بن شاذان كه پس از ولادت حضرت ولى عصر وپس از وفات امام حسن عسكرى (عليه السلام) (بين 255 تا 260) وفات كرده در كتاب غيبت‏خود از حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) به واسطه محمد بن على بن حمزه بن حسين بن عبيد الله بن عباس بن اميرالمومنين (عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود:

متولد شد ولى خدا و حجت‏خدا بربندگان خدا و جانشين من بعد از من ختنه كرده شده در شب نيمه شعبان سال 255 هنگام طلوع فجر و نخستن كسى كه او را شست رضوان خازن بهشت‏بود كه با جمعى از ملائكه مقربين او را به آب كوثر و سلسبيل غسل دادند (4)

و در احاديث ديگر روايت است كه وقتى امام عصر متولد شد حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) دستور فرموده: ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت‏بين فقراى بنى هاشم تقسيم كنند و سيصد گوسفند عقيقه نمايند (5) .

و نيز روايت است كه در روز سوم ولادت پدر بزرگوارش او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود: اين است جانشين من و امام شما بعد از من و او است همان قائمى كه گردنها به انتظار او كشيده مى‏شود پس وقتى زمين پر از جور و ستم شد ظاهر مى‏شود و پر مى‏كند آنرا از عدل و داد (6)

نصر بن على جهضمى كه از ثقات رجال اهل سنت است در كتاب مواليد الائمه نقل كرده كه حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) هنگام ولادت فرزندش «م ح م د» فرمود: گمان كردند ستمكاران كه مرا مى‏كشند و اين نسل را مقطوع مى‏سازند پس چگونه يافتند قدرت قادر را و او را «مؤمل‏» نام گذارد. (7)

احمد بن اسحاق اشعرى از حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) روايت كرده است كه فرمود:

«الحمد لله الذى لم يخرجنى من الدنيا حتى ارانى الخلف من بعدى اشبه الناس برسول الله خلقا و خلقا يحفظه الله فى غيبته ثم يظهر فيملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما» (8)

«سپاس مختص خدائى است كه مرا از دنيا خارج نساخت تا جانشين مرا بعد از من به من نماياند كه شبيه‏ترين مردم به رسول خدا (صلى الله عليه و آله) از جهت‏خلق و خلق مى‏باشد خدا او را در غيبتش حفظ مى‏فرمايد سپس ظاهر مى‏شود پس پر مى‏كند زمين را از قسط و عدل چنانچه پر شده از ظلم و جور.»

و براى اطلاع بيشتر از اين به كتابهاى حديث مانند غيبت نعمانى و شيخ و كمال الدين و بحار الانوار و اثبات الهداة و اربعين خاتون آبادى و منتخب الاثر صافى گلپايگانى مراجعه شود.

ولادت و امامت امام (عليه السلام) از نظر علما و مورخين اهل سنت

علاوه بر آنكه عموم علماى حديث و تاريخ نگاران و صاحبان كتابهاى تراجم شيعه اثنى عشرى واقعه ولادت حضرت را بر اساس مدارك و مصادر صحيح ثبت و ضبط كرده‏اند و در عصر پدر بزرگوارش و عصر غيب صغرى و كبرى صدها اشخاص مورد وثوق و اعتماد را مى‏شناسيم كه به سعادت ديدار آن ولى اعظم خدا نائل شده و معجزات و خوارق عادات كثيرى از آن رهبر جهانى را نديده‏اند گروه بسيارى از مشاهير علماى اهل سنت نيز ولادت آن حضرت و شرح و تفصيلات آن را در كتب ذكر نموده و بعضى به امامت و مهدويت آن سرور اقرار و اشعار بلند به زبان عربى و فارسى در مدح او سروده‏اند و حتى مدعى شرفيابى به آن حضور اقدس و استماع حديث از حضرتش شده‏اند كه ما عين عبارات و كلمات عده‏اى از آنان را در كتاب منتخب الاثر نگاشته‏ايم و با رعايت اختصار در اينجا فقط به ذكر نام آنها قناعت مى‏نمائيم:

1 - ابن حجر هيثمى مكى شافعى، (متولد سال 974).

2 - مؤلف روضة الاحباب سيد جمال الدين، (متوفا در سال 1000).

3 - ابن الصباغ على بن محمد مالكى مكى، (متوفا در سال 855)

4 - شمس الدين ابوالمظفر يوسف مؤلف التاريخ الكبير و تذكرة الخواص، (متوفا در سال 654)

5 - نور الدين عبد الرحمن جامى معروف صاحب كتاب شواهد النبوه

6 - شيخ حافظ ابو عبد الله محمد بن يوسف گنجى صاحب كتاب البيان فى اخبار صاحب الزمان و كتابهاى ديگر (متوفى سال 658)

7 - ابوبكر احمد بن حسين بيهقى، (متوفا در سال 458)

8 - كمال الدين محمد بن طلحه شافعى (متوفا در سال 652).

9 - حافظ بلاذرى ابو محمد احمد بن ابراهيم طوسى، (متوفا در سال 339).

10 - قاضى فضل بن روز بهان، شارح كتاب الشمائل ترندى.

11 - ابن الخشاب ابو محمد عبد الله بن احمد (متوفا در سال 567)

12 - شيخ عارف شهير محى الدين صاحب كتاب الفتوحات (متوفا در سال 638)

13 - شيخ سعد الدين حموى.

14 - شيخ عبد الوهاب شعرانى مؤلف اليواقيت و الجواهر (متوفا در سال 973)

15 - شيخ حسن عراقى

16 - شيخ على الخواص

17 - ابن اثير مؤلف تاريخ كامل

18 - حسين بن معين الدين ميبدى صاحب شرح ديوان

19 - خواجه پارسا محمد بن محمد بن محمود بخارى (متوفا در سال 822)

20 - حافظ ابوالفتح محمد بن ابى‏الفوارس صاحب كتاب الاربعين

21 - ابوالمجد عبد الحق دهلوى كه صد كتاب تاليف دارد، (متوفاى در سال 1052)

22 - شيخ احمد جامى نامقى

23 - شيخ فريد الدين عطار نيشابورى معروف

24 - جلال الدين محمد رومى صاحب مثنوى (متوفا در سال 672)

25 شيخ صلاح الدين صفدى (متوفا در سال 764)

26 - مولوى على اكبر بن اسد الله هندى صاحب كتاب مكاشفات.

27 - شيخ عبد الرحمن، صاحب كتاب مرآة الاسرار.

28 - بعضى از مشايخ شعرانى

29 - يكى از مشايخ مصر به نقل از شيخ ابراهيم حلبى.

30 - قاضى شهاب الدين دولت آبادى صاحب تفسير البحر المواج و كتاب هداية السعداء.

31 - شيخ سليمان قندوزى بلخى، (متوفا در سال 1294)

32 - شيخ عامر بن عامر البصرى صاحب قصيده تائيه «ذات الانوار».

33 - قاضى جواد سابطى

34 - صدرالدين قونوى صاحب تفسير الفاتحه و مفاتيح الغيب.

35 - عبد الله بن محمد مطيرى مدنى مؤلف صحاح الاخبار.

36 - شيخ محمد سراج الدين رفاعى مؤلف صحاح الاخبار.

37 - ميرخواند محمد بن خاوند شاه مؤلف تاريخ روضة الصفا، (متوفا در سال 903)

38 - نضر بن على جهضمى عالم و محدث معروف

39 - قاضى بهلول بهجب افندى مؤلف كتاب محاكمه در تاريخ آل محمد (صلى الله عليه و آله)

40 - شيخ محمد ابراهيم جوينى (متوفا در سال 1176)

41 - شيخ شمس الدين محمد بن يوسف زرندى مؤلف معراج الوصول

42 - شمس الدين تبريزى شيخ جلال الدين رومى

43 - ابن خلكان در وفيات الاعيان تاريخ ولادت آن حضرت را تعيين كرده است.

44 - ابن ارزق درتاريخ ميافارقين.

45 - مولى على قارى صاحب كتاب مرقاة در شرح مشكاة

46 - قطب مدار

47 - ابن وردى مورخ.

48 - شبلنجى مؤلف نور الابصار

49 - سويدى سبائك الذهب

50 - شيخ الاسلام ابراهيم بن سعد الدين.

51 - صدر الائمه موفق بن احمد مالكى خوارزمى

52 - مولى حسين بن على كاشفى مؤلف جواهر التفسير (متوفى سال 906)

53 - سيد على بن شهاب همدانى مؤلف «المودة فى القربى‏»

54 - شيخ محمد صبان مصرى (متوفاى سال 1206)

55 - الناصر لدين الله خليفة عباسى

56 - عبدالحى بن عمار حنبلى مؤلف شذرات الذهب (متوفى در سال 1089)

57 - شيخ عبد الرحمن بسطامى در كتاب درة المعارف

58 - شيخ عبد الكريم يمانى

59 - سيد نسيمى

60 - عماد الدين حنفى

61 - جلال الدين سيوطى

62 - رشيد الدين دهلوى هندى.

63 - شاه ولى الله دهلوى

64 - شيخ احمد فاروقى نقشبندى

65 - ابواالوليد محمد بن شحنه حنفى در تاريخ روضة المناظر.

66 - شمس الدين محمد بن طولون مورخ شهير در كتاب الشذرات الذهبيه (متوفاى سال 953)

67 - شبراوى شافعى رئيس اسبق جامع ازهر و مؤلف كتاب الاتحاف.

68 - يافعى مؤلف تاريخ مرآة الجنان

69 - محمد فريد وجدى در دائرة المعارف.

70 - عالم محقق شيخ رحمة الله هندى مؤلف اظهار الحق

71 - علاء الدين احمد بن محمد السمانى

72 - خير الدين زركلى در كتاب الاعلام ج 6 ص 310

73 - عبد الملك عصامى مكى

74 - محمود بن وهيب القراغولى بغدادى حنفى

75 - ياقوت حموى در معجم البلدان ج 6 ص 175.

76 - مؤلف تاريخ گزيده ص 207 و 208 ط لندن 1910م.

77 - ابوالعباس قرمانى احمد بن يوسف دمشقى در اخبار الدول و آثار الدول

پى‏نوشتها

(1) منتخب الاثر صافى گلپايگانى ص 321 تا 341

(2) همان ص 243 و 244

(3) همان ص 245 و 246

(4) همان ص 320. اثبات الهداة ج 7 ص 139، حديث 683 اربعين خاتون آبادى ص 24 و كتابهاى ديگر.

(5) - منتخب الاثر ص 341 و 343

(6) ينابيع الموده ص 460 منتخب الاثر صافى گلپايگانى ص 342

(7) اثبات الهداة ج 6 ص 342 ب 31 ف 10 ح 116

(8) اثبات الهداة، ج 7، ص 138، ح 682 ب 32، ف 44 و كفاية الاثر و كمال الدين و منتخب الاثر

امامت و مهدويت صفحه 231

حضرت آية الله صافى گلپايگانى.