شاگردان مكتب امام صادق (ع)

مكتب پربار جعفرى و محضر گهربار امام صادق اسلام‏شناسانى بزرگ به جامعه اسلامى هديه كرد دانشمندانى كه هر يك خود مرجعى مهم در مسائل علمى و مذهبى به شمار مى‏آيند دستاوردهاى اين دانشگاه فعال علمى دينى گسترده‏تر از آن است كه بتوان به تمام آن اشاره كرد اما از باب نمونه تنى چند از اين بزرگان را معرفى مى‏كنيم.

ابان بن تغلب بن رباح بكرى كوفى

از آل بكر بن وائل و اهل كوفه است او كه درك محضر حضرت زين العابدين، حضرت باقر و حضرت صادق عليهم السلام را نمود، ثقه‏اى جليل القدر، فقيه، قارى، لغوى و مقدم در هر فنى بوده است. از تاليفات او كتابهاى غريب القرآن، فضائل و احوال صفين است.امام ششم به ايشان بسيار علاقمند بود، هرگاه به خدمت امام مى‏رسيد حضرت امر مى‏فرمود كه براى ابان وساده‏اى مى‏افكندند و با وى مصافحه و معانقه و احوال پرسى مى‏كرد و او را بسيار احترام مى‏نمود.

ابو بصير

ليث بن بخترى مرادى كوفى، مكنى به ابو بصير و ابو محمد، از شمار نيكان و پاكانى است كه حضرت جعفر بن محمد ايشان را به بهشت بشارت داده‏اند. از امام صادق روايت شده كه فرمودند: كسى مانند زراره و ابو بصير و محمد بن مسلم و بريد بن معاويه عجلى، نام ما و احاديث پدرم را زنده نكرد و اگر اين جماعت نبودند، احدى استنباط اين امر را نمى‏كرد.

ابو حمزه ثمالى

نامش ثابت و اسم پدرش دينار و كنيه‏اش ابو صفيه است. وى از ثقات سلسله اماميه و از مشايخ اهل كوفه است، كه روايات او نزد علماء معتمد و موثق و مورد قبول است. او داراى كتابى در تفسير قرآن است. و رساله حقوق امام سجاد و دعاى سحر از او نقل شده است.

جابر بن حيان

كنيه‏اش ابو عبد الله و يا ابو موسى معروف به صوفى، شيمى‏دان بزرگ اسلامى است كه در اصل خراسانى است ليكن محل تولدش تحقيقا معلوم نشده است. حيان پدر او خراسانى بوده و در طوس داروخانه داشته و مورد اعتماد همگان بود. حيان در خراسان كشته شد و پسرش جابر كه بسيار جوان بود با سپاهيان شيعه از خراسان به كوفه آمد و از آنجا به مدينه طيبه به خدمت حضرت باقر شرفياب شد و بعدها در رديف شاگردان امام صادق قرار گرفت و به قدرى به حضرت نزديك شد كه پيوسته مورد لطف و محبت حضرت صادق بود. تصنيفات او را حدود پانصد جلد گفته‏اند ولى بيشتر آنها از دست رفته است. كتابهاى اسرار الكيميا و تصحيحات كتب افلاطون و الخواص و صندوق الحكمه از ايشان است. او در كشورهاى اروپايى شهرت فراوان دارد. او كسى است كه الكل را كشف كرد و آن را زيت الزاج ناميد. سر انجام در طوس درگذشت. او در نوشته‏هايش چنين تصريح كرده كه، در همه اين علوم شاگرد جعفر بن محمد بوده است و در همه جا از امام به عنوان سيدى جعفر الصادق ياد كرده است.

زرارة بن اعين بن سنسن شيبانى كوفى

نام اصلى‏اش عبد ربه و كنيه‏اش ابو الحسن و ابو على است. از اصحاب اجماع و از بزرگترين فقهاء و اجلاى محدثين و متكلمين اماميه و يكى از برجسته‏ترين اصحاب امام صادق و امام كاظم بوده است. در او جميع خصال نيكو، از علم و فضل و فقاهت و ديانت و وثاقت جمع شده بود به علاوه او مردى اديب، شاعر، متكلم و قارى بوده و در زهد و پارسايى كم‏نظير بوده است. مرحوم علامه حلى، شيخ نجاشى، شيخ طوسى ايشان را در حد بالايى توصيف كرده‏اند. محمد بن مسلم بن رباح ثقفى،ابو جعفر طحان. از معروفترين اصحاب امام باقر و امام صادق و از حواريين ايشان بوده است. محمد بن مسلم يكى از چهار نفرى است كه امام صادق در باره آنها فرمود آنان محبوبترين مردم نزد من هستند چه زنده و چه مرده و نيز فرمود: محمد بن مسلم از حفاظ دين است. او در عبادت مشهور و يكى از عباد زمانه خود بود. در زمان خود اورع و افقه مردم بود. احاديث زيادى را نقل كرده و علماى شيعه به صحت احاديث ايشان اجماع دارند. مدت چهار سال در مدينه اقامت گزيد و پيوسته به محضر امام باقر و امام صادق شرفياب مى‏شد. سى‏هزار حديث از امام باقر و شانزده‏هزار حديث از امام صادق شنيده بود.

هشام بن حكم

ابو محمد يا ابو الحكم كندى يا شيبانى، بغدادى يا كوفى، از اعاظم ائمه كلام و ازكياى اعلام و از بهترين شاگردان مكتب امام صادق و از خواص اصحاب امام هفتم بوده است. او دانشمندى جامع در علوم عقلى و نقلى، خوش قريحه، حاضر جواب، خوش بيان و عقايد شناسى بزرگ بوده است. تاريخ ولادتش به طور قطع معلوم نيست اما مى‏توان حدس زد كه در اوايل قرن دوم هجرى بوده است. زادگاهش شهر كوفه و محل نشو و نماى او شهر واسط است. امام صادق با انفاس قدسيه‏اش چنان هشام را براى مباحثه با مخالفين مجهز و آماده نمود كه در هيچ مناظره‏اى از هيچ كس شكست نخورد و هميشه قهرمانى پيروز بود. آوازه شهرت او چنان حوزه‏هاى علمى اسلامى را گرفته بود كه هرگاه دانشمندان بنام با اينكه او را نديده بودند در مناظره‏اى از شخصى شكست مى‏خوردند حدس مى‏زدند كه آن شخص هشام بن حكم است. علماى رجال كتابها و تاليفات زيادى را به ايشان نسبت مى‏دهند كه همه حكايت از سعه دانش و اطلاعات وسيع او در زمينه‏هاى مختلف مى‏كند. از كتابهاى او پيداست كه در زمينه‏هاى فقه، اصول، احاديث، توحيد اصول دين، امامت و همچنين رد بر زنادقه، ماديون، دوگانه‏پرستان و معتزله، نوشته‏هاى زيادى داشته است. بعضى كتابهاى او را بالغ بر سى جلد ذكر كرده‏اند.