صفحه اصلى>سيره امام على عليه السلام>همسران و فرزندان>فاطمه(س)همسرگرامى‏حضرت‏على(ع)
از رحلت رسول(ص) تا وفات فاطمه(س)

شهادت فاطمه زهرا (س)

از رحلت رسول خدا زمانى دراز نگذشت كه همسر على،زهراى اطهر در بستر بيمارى افتاد و به جوار حق شتافت.كتاب‏هاى تاريخ و سيره كوتاهترين مدت را چهل شب و درازترين را هشت ماه نوشته‏اند.مرگ زهرا غمى ديگر بود كه بر دل على نشست.مرگى مظلومانه.اندكى از بسيار اين حادثه جان‏سوز را در كتاب زندگانى فاطمه زهرا(س)نوشته‏ام.در اينجا سخنانى را كه على (ع)هنگام به خاك سپردن او گفته است مى‏آورم.سخنانى كه بيان دارنده ميزان رنج و آزردگى اوست:

«درود بر تو اى فرستاده خدا از من و دخترت كه در كنارت آرميده و زودتر از ديگران به تو رسيد.اى فرستاده خدا مرگ دختر گراميت عنان شكيبايى از كفم گسلانده و توان خويشتن داريم نمانده.اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده و سنگينى مصيبتت را كشيده‏ام جاى تعزيت است.تو را در آنجا بالين ساختم كه قبر تو بود و جان گراميت ميان سينه و گردنم از تن مفارقت نمود.همه ما از خداييم و به خدا بازمى‏گرديم.امانت باز گرديد و گروگان به صاحبش رسيد.كار هميشگى‏ام اندوه است وتيمار خوارى،و شبهايم شب‏زنده‏دارى.تا آنكه خدا خانه‏اى را كه تو در آن به سر مى‏برى برايم گزيند.زودا دخترت تو را خبر دهد،كه چسان امتت فراهم گرديدند،و بر او ستم ورزيدند.از او بپرس چنانكه شايد،و خبر گير از آنچه بايد،كه ديرى نگذشته و ياد تو فراموش نگشته.درود بر شما!درود آنكه بدرود گويد نه كه رنجيده است و راه دورى جويد.اگر باز گردم نه از خسته جانى است و اگر بمانم نه از بدگمانى است،اميدوارم بدانچه خدا شكيبايان را وعده داده است.» (1)

پى‏نوشت:

1.نهج البلاغه،گفتار .202

على از زبان على يا زندگانى اميرالمومنين(ع) صفحه 38

دكتر سيد جعفر شهيدى