صفحه اصلى>سيره امام على عليه السلام>از خلافت تا شهادت>ماجراى حكميت> قضيه حكميت و انتخاب داور
قضيه حكميت و انتخاب داور

قضيه حكميت و انتخاب داور

معاويه عمرو بن عاص را به نمايندگى خود انتخاب كرد و هيچ كسى از مردم شام،با او مخالفت نكرد.و امام (ع) عبد الله بن عباس را انتخاب كرد،اشعث و پيروانش گفتند:نبايد دو نفر از قبيله مضر ميان ما داورى كنند.در صورتى كه مضرى بودن ابن عباس دليل واقعى مخالفت آنان با رد داورى وى نبود.و ليكن اشعث تعصب قبيله‏اى را پوششى قرار داد تا هدف خود را به وسيله آن بپوشاند.و اگر ابن عباس همچون اشعث‏با امام (ع) دشمن بود،اشعث او را مى‏پذيرفت.و آن مطلب،آن گاه به وضوح روشن شد كه امام (ع) نام مالك اشتر را كه او هم مانند خود اشعث از مردم يمن بود،مطرح كرد.پس اشعث و دار و دسته‏اش،رد كردند در حالى كه مى‏گفتند:«مگر ما هم اكنون درگير حكم اشتر نيستيم؟»چون عقيده اشتر همان نظر امام (ع) بود و اعتقاد بازگشت‏به نبرد را داشت تا كار گروه ستم پيشه را يكسره كند.در صورتى كه اشعث و دار و دسته‏اش جز ياورانى براى گروه ستمكار نبودند كه به امام (ع) پيوسته بودند و از حاكميت و پيروزى او و هر كسى كه در راه او مبارزه مى‏كرد،خوشحال نبودند.و در حقيقت ضرر اينها و همچنين خطرشان براى امام (ع) از دشمنش معاويه بيشتر بوده است.

امام (ع) نسبت‏به پذيرش تعيين حكم و قبول ابو موسى به عنوان نمايندگى خود و سپاهيانش،مجبور شد و سند تعيين حكم نوشته شد و دو طرف آن را امضا كردند،اشعث از انعقاد قرارداد بسيار خوشحال شد،و شروع كرد به نقل كردن و پخش آن در ميان افراد مقدم لشگر عراق و خواندن معاهده براى آنها.

اميرالمؤمنين اسوه وحدت ص 453

محمد جواد شرى