صفحه اصلى>سيره امام على عليه السلام>دوران سكوت>خلافت عثمان> امام على(ع) و عثمان
امام على(ع) و عثمان
لینک های مرتبط داخلی
 
اميرالمؤمنين على عليه السلام در يك نگاه
  اوصاف بدنى على (ع)
 القاب و كنيه‏هاى امام على عليه السلام
امير المؤمنين على(ع) در يك نگاه
از ولادت تا هجرت
از هجرت تا وفات پيامبر(ص)
دوران سكوت
از خلافت تا شهادت
همسران و فرزندان
ياران على (ع)
داستانهايى از زندگى على(ع)
ويژه نامه ها
كتابخانه امام علی
فضائل امام على
امام على‏ از منظر ديگران
امام علي درقرآن و سنت
نهج البلاغه
شيعه امام على(عليه السلام)
سيره امام على عليه السلام
انديشه امام على
صفحه اصلى
 
لینک های مرتبط خارجی
 
قیام بر ضد عثمان
حـکومت علـوی و جریانهای اجتماعی
مخالفان عثمان
خلافت عثمان
معاویه و جنگ جمل

امام على(ع) و عثمان

واقع مطلب اين است كه امام على (ع) از همه مردم مدينه به قتل عثمان ناخشنودتر،و به نجات او از همه كس علاقه‏مندتر بود.در مورد عثمان به دفاع با ابراز محبت و يا به زبان اكتفا نكرد،بلكه تصميم گرفت‏با نيروى اسلحه از وى دفاع كند و دو فرزندش حسن و حسين را كه نزد او عزيزتر از چشمانش بودند،در راه دفاع از وى در معرض خطر قرار داد.على فرزندانش را نزد عثمان فرستاد و به ايشان دستور داد تا براى حمايت از وى در آستانه خانه‏اش بايستند.آنان با ديگر فرزندان صحابه در خانه خليفه بودند و شورشيان را از ورود به منزل مانع مى‏شدند و ليكن شورشيان اطلاع يافتند كه كمكهايى از سربازان شهرها براى دفاع از عثمان مى‏رسد و هم اكنون در بين راه مدينه است.بعضى از آنان كشتن عثمان را تنها راه حل ديدند.و چون نمى‏توانستند از در خانه بر او وارد شوند از ديوار خانه بالا رفتند و او را كشتند،به گونه‏اى كه افراد منزل متوجه او نشدند.

و بدين سان چيزى كه على (ع) براى جلوگيرى از آن نهايت كوشش را به كار برد،روى داد و همه تلاش وى در راه پيشگيرى از آن بى‏نتيجه ماند.

البته قتل خليفه كارى ناپسند،زشت،فجيع،با پيامدهاى سنگين براى آينده اسلام و مسلمانان بود.آن رويدادى اجتناب ناپذير نبود،در صورتى كه خليفه مقتول به نصيحت پسر ابو طالب توجه مى‏كرد و به اصلاح مفاسد مى‏پرداخت،و دست‏به بركنارى نزديكان‏زشتكارش مى‏زد.سياست‏خود را در مورد اموال مسلمانان همسان با سياست دو سلف صالح خود پايه گذارى مى‏كرد.و ليكن عثمان هيچ اختيارى از خود نداشت،مروان بن حكم كسى كه پيامبر او را از مدينه بيرون كرد،فرمانرواى واقعى و مشاورى بود كه خليفه هيچ يك از نظرات او را رد نمى‏كرد.

بعلاوه،بسيار ترديد دارم-پس از اين كه معاويه نيرومندتر از خليفه شده بود-اگر هم خليفه مى‏خواست او را عزل كند توانايى عزل او را مى‏داشت.فرض كنيد كه عثمان به او مى‏گفت كه بر كنار است!و او كنار نمى‏رفت،آيا در اين صورت،خليفه او را مجبور به بركنارى مى‏كرد؟آيا خليفه سوم قدرت آن را داشت تا او را مجبور به كناره‏گيرى كند؟

اميرالمؤمنين اسوه وحدت ص 346

محمد جواد شرى