صفحه اصلى>سيره امام على عليه السلام>دوران سكوت
دفاع فاطمه(س) از على(ع)
لینک های مرتبط داخلی
 
اميرالمؤمنين على عليه السلام در يك نگاه
  اوصاف بدنى على (ع)
 القاب و كنيه‏هاى امام على عليه السلام
امير المؤمنين على(ع) در يك نگاه
از ولادت تا هجرت
از هجرت تا وفات پيامبر(ص)
دوران سكوت
از خلافت تا شهادت
همسران و فرزندان
ياران على (ع)
داستانهايى از زندگى على(ع)
ويژه نامه ها
كتابخانه امام علی
فضائل امام على
امام على‏ از منظر ديگران
امام علي درقرآن و سنت
نهج البلاغه
شيعه امام على(عليه السلام)
سيره امام على عليه السلام
انديشه امام على
صفحه اصلى

دفاع فاطمه(س) از على(ع)

ابوبكر به خلافت گزيده شد.دنياطلبان على را واگذاردند،و از گرد او پراكنده شدند.در آن روز تنها كسى كه مى‏توانست به دفاع از سنت رسول برخيزد،دختر پيغمبر بود وتنها جايى كه دادخواست در آنجا مطرح مى‏شد مسجد مسلمانان.

دختر پيغمبر به مسجد آمد خطبه‏اى سراسر موعظت،حق طلبى و ارشاد بر آن مردم خواند.متن و ترجمه اين خطبه را از روى اسناد دست اول در كتاب زندگانى آن بانوى بزرگوار آورده‏ام . (1) در اينجا سطرى چند از آن را كه مناسب مقام است مى‏نويسم:

«چون خداى تعالى همسايگى پيمبران را براى رسول خويش گزيد،دورويى آشكار شد و كالاى دين بى‏خريدار.هر گمراهى دعويدار،و هر گمنامى سالار،و هر ياوه‏گويى در كوى و برزن در پى گرمى بازار.شيطان از كمينگاه خود سر برآورد،و شما را به خود دعوت كرد،و ديد چه زود سخنش را شنيديد و سبك در پى او دويديد.و در دام فريبش خزيديد،و به آواز او رقصيديد.هنوز دو روزى از مرگ پيغمبرتان نگذشته و سوز سينه ما خاموش نگشته،آنچه نبايست،كرديد و آنچه از آنتان نبود،برديد و بدعتى بزرگ پديد آورديد.به گمان خود خواستيد فتنه برنخيزد و خونى نريزد اما در آتش فتنه افتاديد و آنچه كشتيد به باد داديد.»

در آن مجلس كه نيمى مجذوب و نيمى مرعوب بودند،اين سخنان آتشين كه از دلى داغدار،حق طلب و سنت دوست برمى‏خاست چه اثرى نهاد؟خدا مى‏داند.

در سندهاى دست اول جز اشارات مبهم نمى‏بينيم.آن اندازه روشن است كه اساس گفته او را ناديده گرفته،سخن را به ميراث كشاندند.حالى كه او آن خطبه را براى گرفتن چند اصله خرما و چند من گندم نخواند.خاندانى كه از گلوى خود مى‏برند و گرسنگان را سير مى‏كنند،براى شكم فرزندانشان اشك نمى‏ريزند.آنچه او مى‏خواست زنده نگاهداشتن سنت بود و بر پا بودن عدالت.مى‏ترسيد جاهليت كه زير پوشش مساوات اسلام خفته است سربرآورد و مفاخرت‏هاى قبيله‏اى از نو زنده گردد.امروز بنى تيم پيش افتاد،فردا نوبت به بنى عدى برسد و از آن پس به خاندان اميه و ابوسفيان كه تا نيرو داشتند با اسلام جنگيدند و چون راهى ديگر پيش پاى خود نديدند به دل نه،كه به زبان‏مسلمان شدند.

دختر پيغمبر سخنانى ديگر نيز با زنانى كه به بيمارپرسى آمده بودند گفت.سخنانى كه از آينده نزديك خبر مى‏داد و از بدعت‏ها كه در دين پديد مى‏گردد و از اسلام كه فراموش مى‏شود و از جاهليت ديرين كه روى كار مى‏آيد:

«واى بر آنان،چرا نگذاشتند حق در مركز خود قرار يابد و خلافت بر پايه نبوت استوار ماند .آنجا كه فرود آمد نگاه جبرئيل امين است و بر عهده على كه عالم بر امور دنيا و دين است؟به خدا سوگند اگر پاى در ميان مى‏نهادند،و على را بر كارى كه پيغمبر به عهده او نهاد مى‏گذاردند،آسان آسان آنان را به راه راست مى‏برد،و حق هر يك را بدو مى‏سپرد.چنانكه كسى زيانى نبيند و هر كس ميوه آنچه كشته است بچيند.تشنگان عدالت از چشمه معدلت او سير و زبونان در پناه صولت او دلير مى‏گشتند.» (2)

پى‏نوشتها:

1.زندگانى فاطمه زهرا(س)،ص 135ـ .126

2.همان،ص .151

على از زبان على ص 36

جعفر شهيدى