صفحه اصلى>سيره امام على عليه السلام>از ولادت تا هجرت>ميلاد امام على (ع)> پدر
پدر
 
مطالب مرتبط داخلی
 

ولادت در خانه خداوند و نامگذارى

مادر
ميلاد امام على (ع)
امير المؤمنين على(ع) در يك نگاه
از ولادت تا هجرت
از هجرت تا وفات پيامبر(ص)
دوران سكوت
از خلافت تا شهادت
همسران و فرزندان
ياران على (ع)
داستانهايى از زندگى على(ع)
ويژه نامه ها
كتابخانه امام علی
فضائل امام على
امام على‏ از منظر ديگران
امام علي درقرآن و سنت
نهج البلاغه
شيعه امام على(عليه السلام)
سيره امام على عليه السلام
انديشه امام على
صفحه اصلى
 

پدر

امير مؤمنان از صلب پدرى چون ابوطالب ديده به جهان گشود.ابوطالب بزرگ بطحاء (مكه) ورئيس بنى هاشم بود. سراسر وجود او، كانونى از سماحت وبخشش، عطوفت ومهر، جانبازى وفداكارى در راه آيين توحيد بود.

درهمان روزى كه عبد المطلب جد پيامبر در گذشت، آن حضرت هشت‏سال تمام داشت. از آن روز تا چهل ودو سال بعد، ابوطالب حراست وحفاظت پيامبر را، در سفر وحضر، بر عهده گرفت وبا عشق وعلاقه بى نظيرى در راه هدف مقدس پيامبر كه گسترش آيين يكتاپرستى بود جانبازى وفداكارى كرد. اين حقيقت در بسيارى از اشعار مضبوط در ديوان ابوطالب منعكس شده است ;همچون:

ليعلم خيار الناس ان محمدا نبي كموسى و المسيح بن مريم (1)

افراد پاك وخوش طينت‏بايد بدانند كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم پيامبرى است همچون موسى وعيسى - عليهما السلام -.

همچنين:

الم تعلموا انا وجدنا محمدا رسولا كموسى خط في اول الكتب (2)

آيا نمى‏دانيد كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم همچون موسى (پيامبرى آسمانى) است وپيامبرى او در سرلوحه كتابهاى آسمانى نوشته شده است؟

يك چنين فداكارى، كه به زندانى شدن تمام بنى هاشم در ميان دره‏اى خشك وسوزان منجر شد، نمى‏تواند انگيزه‏اى جز عشق به هدف وعلاقه عميق به معنويت داشته باشد، وعلايق خويشاوندى وساير عوامل مادى نمى‏تواند يك چنين روح ايثارى در انسان پديد آورد.

دلايل ايمان ابوطالب به آيين برادر زاده خود به قدرى زياد است كه توجه قاطبه محققان بى نظر را به خود جلب كرده است. متاسفانه گروهى، از روى تعصبات بيجا، در مرز توقف در باره ابوطالب باقى مانده‏اند وگروه ديگر جسارت را بالاتر برده، او را يك فرد غير مؤمن معرفى كرده‏اند. حال آنكه اگر جزئى از دلايلى كه در باره اسلام ابوطالب در كتابهاى تاريخ وحديث موجود است در باره شخص ديگرى وجود مى‏داشت، در ايمان واسلام او براى احدى جاى ترديد وشك باقى نمى‏ماند، اما انسان نمى‏داند كه چرا اين همه دلايل نتوانسته است قلوب بعضى را روشن سازد!

پى‏نوشت‏ها:

1و2- مجمع البيان، ج‏4،ص‏37.

فروغ ولايت ص‏14

آيت الله شيخ جعفر سبحانى