نويسنده: عبد المجيد ناصرى
رشته: تاريخ، موسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى، حوزه علميه قم
استاد راهنما: دكتر نجيب مايل هروى
استاد مشاور: دكتر صادق آئينهوند
خلاصه: تحقيقى را كه در پيش رو داريد، پژوهش و تبيين وضعيت تشيع و شيعيان در عصر تيموريان در خراسان است و سعى شده است ديدگاههاى سلاطين تيمورى نسبت به تشيع و رفتار، آنان با شيعيان و كيفيت برخورد شيعيان بخصوص علما و دانشمندان آنان با دربار حاكم، شهرها و نقاط شيعه نشين، مواضع و منشهاى برخى ازبزرگان اهل سنت نسبت به تشيع و شيعيان، زندگى و انديشه برخى برجستگان و انديشوران شيعى، مورد كندوكاو و تفحص قرار گرفته، دقت و بىطرفى كه لازمه هر تحقيق ارزشمند علمى است در هر قسمت نصب العين بوده باشد.
به هر حال مطالب رساله حاضر از اين قرار است:
بخش يكم، در اين قسمت به جغرافياى تاريخى خراسان از زمان ساسانيان تا عصر تيموريان پرداخته شده، حدود و ثغور اين محدوده با تكيه به منابع جغرافى و تاريخى و ادبى ارائه داده شده است و در پايان اشارهاى به سرزمين افغانستان و موقعيت جغرافيايى آن شده است.
بخش دوم، اين بخش عهدهدار بيان پيشينه تشيع در خراسان از آغاز تا عصر تيموريان مىباشد طبيعى است كه اين قسمت با همه حجم نسبتا زياد كه به خود اختصاص داده است سير بسيار فشردهاى در تاريخ هشت قرن تشيع در منطقه است كه در آن بيشتر به ناگفتهها و يا اهم مطالب پرداخته شده است.
بخش سوم، اين عنوان در واقع مدخل مبحث اصلى كتاب است و در آن ضمن بيان مقدمه كوتاهى، ديدگاه هر يك از پادشاهان تيمورى نسبت به تشيع و رفتار آنان با شيعيان مطرح شده برخى صفات بارز سياسى و اخلاقى شان نيز كه بىارتباط با موضوع اصلى نيست مورد مداقه قرار گرفته است.
بخش چهارم، اين فصل متضمن بررسى وضعيت شيعيان، نحوه تفكر آنان نسبت به مذاهب و دولت، روابط آنان با دربار تيمورى، نقاط و شهرهاى شيعه نشين و به طور كلى روند رشد و پيشرفت تشيع و گرايش تدريجى مردم بدان، در اين عصر مىباشد. بديهى است همانگونه كه سلاطين تيمورى گرايش و يا تعصب يكسان نسبت به تشيع از خود نشان نداده، ديدگاهها و روشهاى متفاوت از خود بروز دادهاند. مناطق و نواحى گوناگون خراسان نيز در اين برهه تمايل و انعطاف يكسان و حتى همسو نسبت به اين مذهب به نمايش نگذاشتهاند. لهذا تشيع در برخى از نواحى اين سرزمين حتى پسرفت و سير قهقرايى نيز داشته است كه البته در مقايسه با ساير مناطق و مجموع خراسان غير قابل توجه است.
بخش پنجم، پس از اثبات رشد فزاينده تشيع در اين مقطع تاريخى جا داشت سراغ يكى از مهمترين عوامل اين امر كه همانا وجود علما و عرفاى مهم و پر تلاش مكتب تشيع و تلاش فراوان آنان براى تبليغ و ترويج آيينشان باشد گرفته شود، در آخرين بخش اين كتاب زندگانى، انديشه و فعاليتهاى مهمترين عرفا و دانشمندان شيعى قرن نهم و دهم مورد ارزيابى قرار گرفته است.