صفحه اصلى> فضائل امام على (عليه السلام)>منزلت‏خاص نزد خداوند
على(ع) پيوسته به ياد خدا بود!

على(ع) پيوسته به ياد خدا بود!

چنانچه در فصل اول اشاره شد،على عليه السلام از هنگام تولدش به ياد خدا بود،و با قرآن و ذكر خدا و خواندن كتاب‏هاى آسمانى زندگى‏اش را شروع كرد،و طبق روايات و نقل اصحابش،پس از ضربت مسموم‏«ابن ملجم مرادى‏»لعنة الله عليه نيز پيوسته مشغول مناجات با خدا بوده است.

بنا بر اين آغاز و فرجام زندگى آن حضرت همراه با ياد خدا بوده،و تاريخ و بيوگرافى آن سرور نيز حاكى است كه در هيچ عمل و كار و تلاش و جنگ و جهاد...هم اين حالت را از دست نداد،و با ذكر و ياد معبودش مى‏زيست!!

اگر كسى سخنان‏«نهج البلاغه‏»را بررسى كند،و مضمون خطبه‏ها و نامه‏ها و كلمات قصار و حكمت‏هاى آن را در نظر بگيرد،كاملا به اين نتيجه مى‏رسد كه آن بزرگوار در ميدان توحيد و ياد خدا و آخرت و خود سازى و تزكيه نفس،و تقوى و پرهيز از گناه،بيش از ميدان‏هاى ديگر سخن رانده است،و اين كار از ديدگاه روانشناسى مى‏رساند كه على عليه السلام به اين موضوعات و شيوه‏ها بيشتر توجه داشته است. و لذا ملاحظه مى‏كنيم كه آن امام عارف و خداجو در دل تاريك شب‏ها به عبادت مى‏پردازد،و به ياد او و به امر وى على رغم قدرت و توانش در موارد بسيارى اسير روباهان مى‏گردد!!و تلخ‏ترين تلخى‏ها را تحمل مى‏كند،و در دعاها و مناجاتش آن چنان درد دل مى‏كند،كه گويا صدايش از درون دوزخ و فراق ياران...به گوش مى‏رسد!! (1) هنگامى كه‏«معاويه‏»از ياران على عليه السلام از جمله‏«عدى بن حاتم‏»و«ضرار بن ضمرة‏»سؤال مى‏كند كه سيره على را چگونه ديديد؟آنان ضمن گزارش كوتاهى از بيوگرافى و شيوه زندگى آن حضرت،اين بعد روحى مولاى متقيان را نيز بازگو مى‏كنند كه على عليه السلام ناله مى‏كرد و گريه مى‏نمود و اشك مى‏ريخت،و آنى از ياد خدا غفلت نمى‏فرمود،و همانند انسان‏هاى مار گزيده به خود مى‏پيچيد،و مى‏گفت:اى دنيا!و اى نفس!از من دور شويد!

معاويه آن دشمن سنگين دل و«قسى القلب‏»على عليه السلام شروع به گريه مى‏كند،و آن حضرت را مورد تاييد قرار داده،و اطرافيانش را در اوصاف على مى‏گرياند!! (2) على نه تنها خودش چنين بود،بلكه پيروان و اصحابش را نيز به همين اوصاف توصيه مى‏نمود،و هر گاه كسى بر جمع آنان مى‏رسيد مشاهده مى‏نمود كه آنان طبق سفارش قرآن مجيد مؤمنان حقيقى در حال نماز و عبادت و مناجات با خدا هستند،و در هر كار و تلاش مادى نيز خدا را فراموش نكرده،و او را در متن زندگى و عقيده قرار داده،و لذا گرفتار و هواها و مصيبت‏ها نمى‏گردند،و از رهبر و امامشان امير المؤمنين اطاعت مى‏كنند كه مى‏فرمايد:«احذر ان يراك الله عند معصيته،و يفقدك عند طاعته...» (3) بر حذر باش از اين كه در حال نافرمانى و گناه به خدا بسر برى،و از طاعت و عبادتش غافل بمانى!

و در يك هشدار ديگرى مى‏فرمايند:«اتقوا معاصى الله فى الخلوات فان الشاهد هو الحاكم‏» (4) از گناه كردن به خدا در خلوت و پنهانى نيز اجتناب كنيد،زيرا خداوند شاهد و گواه،خودش نيز حاكم مى‏باشد! !

اين فرازها از روح على عليه السلام حكايت دارد كه انسان‏ها هميشه بايد به ياد او باشند،و در خلوت و جلوت و نهان و آشكار از جرئت‏به نزديكى گناه وحشت نمايند،و باور كنند،آن كسى كه در نهان‏ها نيز انسان را كنترل مى‏كند،و از گناه او با خبر است،سرانجام همان خدا،ما را به پاى بازخواست و محاكمه مى‏كشاند!!

و در يك حديث ديگر براى معيار ارزش بندگى و مراتب آن مى‏فرمايند.«من اراد منكم ان يعلم كيف منزلته عند الله،فلينظر كيف منزلة الله منه عند الذنوب‏» (5) هر كس از شما بخواهد ارزش بندگى خويش را بداند،و معلوم نمايد كه تا چه مقدار در پيشگاه او ارج دارد،ملاحظه نمايد كه در هنگام روبرو شدن با گناه تا چه ميزانى به خدا ارزش قائل بوده،و از نافرمانى‏اش اجتناب مى‏نمايد!!

اين حديث راستى چه سنجش خوبى براى كليه بندگان الهى است؟و چه ابزار عالى براى هشدار به غافلين است،كه در هنگام برخورد با عوامل گناه به خود آمده،و دامن خويش را به مفاسد خلاف و بى‏عفتى‏ها و تضييع حقوق ديگران نيالايند،و تا به مرز گناه نرسيده از عظمت‏خدا بترسند...

از مجموع اين احاديث نتيجه مى‏گيريم كه مولاى متقيان در تمام آنان زندگى به ياد خدا بوده،و با تجسم عظمت‏خالق و باور به شهادت و گواهى الهى به اعمال بندگانش...هرگز فكر گناه را هم نمى‏كرده است.

پى‏نوشتها:

1) در اكثر دعاهاى آن حضرت به ويژه در دعاى‏«كميل‏»اين مضامين مشهود است.

2) الغدير ج 2 ص 319،بحار الانوار ج 41 ص 15،سفينة البحار ج 2 ص 657 و ساير مدارك

3) نهج البلاغه حكمت 375 ص 1268

4) نهج البلاغه حكمت 316 ص 1240،وسائل الشيعه ج 11 ص 188 ح 11

5) تحف العقول ص 71

آفتاب ولايت ص 340

على اكبر بابازاده