| صفحه اصلى> انديشه امام على عليه السلام |
| انديشه امام على |
نوع انديشه امام نوع انديشه امام،برجستگى خاصى داشت كه جانها را خيره مىكرد. جورج جرداق،دانشمند عيسوى،در بحث«بردگى»،نظر على عليه السلام و عمر بن خطاب را مقايسه نموده گويد: عمر مىگفت:«چرا مردم را به بندگى گرفتيد؟در حاليكه مادرانشان،آنان را آزاد زادهاند.» اين گفتار متوجه اربابان است و جز نصيحتى بيش نه،ولى على بن ابى طالب عليه السلام،بردگان را بيدار مىكرد و مىفرمود: «بنده ديگرى مباش كه خداوند،ترا آزاد آفريده است.» بلندى انديشه را بنگر (23) . امام از دسترنجخويش،ذخيرهاى مىكرد و از آن ذخيره،«بنده»مىخريد و آزاد مىساخت. و بدين طريق،هزار برده را از قيد،نجات بخشيد (24) . همه كس حكومت را براى تفوق بر غير،و تعظيم ديگران نسبتبه خود،و داشتن زندگى مرفه،و تجمل و خوشگذرانى مىخواهد و از اينها همه،هرگز خالى نيست،اما امام، در حاليكه كفش پاره خود را وصله مىزد،به آن كسان كه آمده بودند تا حكومتش را تبريك گويند، فرمود: «اگر (در اين مقام كه هستم) نتوانم حق را برقرار و ثابتبدارم و باطل را زايل سازم،در نظر من،اين كفش پاره،از حكومتبر شما بهتر است و برتر» (25) داستان مردم شهر«انبار» (از شهرهاى قديم عراق) را شنيدهايد كه به استقبال و تعظيم او،از مركب پياده شده بر خاك افتادند و امام،با شگفتى فرمود:«اين چه بود كه كرديد؟ما براى درهم شكستن همين رسوم غلط بر پا خاستهايم.» (26) روزى هم احنف بن قيس بر سفره معاويه در ماه رمضان به افطار نشسته بود،انواع زياد غذا او را متحير ساخته اشكش روان شد.معاويه علت پرسيد،گفت:به ياد افطارى افتادم كه در خانه«على عليه السلام»دعوت بودم كه چه ساده بود. معاويه گفت:«از او مگوى،كه او را مانند نيست.» پىنوشتها: 1.ترجمه الامام على (جرج جرداق) -ج 1 ص 227. 2.خلافتبلافصل-ج 1/167. (به نقل از«غاية المرام») 3.ترجمه الامام على (جرج جرداق) -ج 1/184. 4. ماخذ قبل-ج 1/99. على معيار كمال صفحه 181 دكتر رجبعلى مظلومى |