صفحه اصلى> امام عليه السلام درقرآن و سنت >اهلبيت در قرآن
آيه تطهير (5)


آيه تطهير

قرآن در بخشى از آيات سوره احزاب ابعاد شخصيت حقوقى همسران رسول الله صلى الله عليه و آله را مورد توجه قرار داده است و در ميان اين بخش از سخن،بيان‏رسايى در مورد مقام رفيع عترت رسول الله صلى الله عليه و آله دارد.روى سخن قرآن پيش و پس از آيه تطهير همسران حضرت است،ليكن ناگاه روى سخن تغيير پيدا مى‏كند و در بين مخاطب خويش را عترت و اهل بيت قرار داده به آنها مى‏فرمايد خداى سبحان اراده كرده است كه هر گونه رجس و پليدى را از دامن عترت زدوده و آنان را نوعى پاكيزه و مطهر گرداند: انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (1) .«خداى سبحان اراده نموده است كه هر نوع آلودگى را از شما اهل بيت زدوده و شما را پاك و مطهر نمايد.»ابتدا بررسى دو نكته،يكى اين كه منظور از رجس زدايى چيست.ديگر اين كه مراد قرآن از اهل بيت چه كسانى مى‏باشد.

معناى رجس

معناى رجس پليدى و آلودگى است و مسلم منظور آلودگى‏هاى اعتقادى و معنوى مى‏باشد،نه آلودگى ظاهرى كه با آب قابل شستشو است.زيرا تطهير از آلودگى ظاهرى بوسيله آب از هر كس ساخته است.افزون بر اين كه شواهد روايى منظور از رجس را هر نوع آلودگى و گناه عنوان مى‏نمايد :انا و اهل بيتى مطهرون من الذنوب (2) «من و اهل بيتم از گناه پاك هستيم».

اهل بيت چه كسانى هستند؟

اهل بيت به لحاظ واژگانى يعنى اهل خانه،شامل همسر،فرزندان،پدر و مادر مى‏باشد.افرادى كه معمولا با هم زندگى مى‏كنند.مفهوم واژگانى آيه شامل همه افراد يك خانه كه محرم يكديگرند و بدون محدوديت با هم‏زندگى مى‏كنند مى‏شود.بنابراين اگر كسى از جهت واژگانى آيه را تفسير كرد و گفت منظور از اهل بيت در آيه مباركه همسران و فرزندان رسول الله صلى الله عليه و آله مانند فاطمه،على و حسنين مى‏باشد،گزاف نگفته است و نمى‏توان نظر وى را مردود دانست.ليكن گاهى منظور و مقصود قرآن تنها مفهوم واژگانى به وسعت و تنگنايى كه دارد نمى‏باشد بلكه منظور قرآن از يك واژه مفهوم خاص است كه آن مفهوم خاص در عين هماهنگى و همخوانى با مفهوم واژگانى،دايره آن را محدود يا توسعه مى‏دهد.و مى‏توان گفت واژه اهل بيت در اين آيه از اين قرار است.

راه تفسير صحيح قرآن هم اين است كه ابتدا مفاهيم واژگانى بر اساس محاوره عرفى مورد توجه قرار گيرد.ليكن به اين مقدار نبايد بسنده نمود بلكه چون مراد قرآن ممكن است با مفهوم واژگانى در توسعه تفاوت داشته باشد.بايد آن مفهوم را به منظور قرآن ارائه نموده اگر هم خوانى داشت آنگاه مفهوم صحيح مى‏تواند باشد.و چون به مقصود اصلى قرآن را رسول الله صلى الله عليه و آله آگاه است،و بر اساس آيه ما آتيكم الرسول فخذوه (3) و حديث شريف ثقلين رسول الله صلى الله عليه و آله و عترت از مقصود قرآن آگاه است.بايد برداشت‏هاى قرآنى را با ديدگاه رسول الله صلى الله عليه و اله و عترت مقايسه نمود اگر همخوانى داشت مفهوم صحيح و الا مفهوم نادرست خواهد بود.

بدين سبب در مفهوم واژگانى قرآن گرچه انطباق اهل بيت بر همسران پيامبر بى اشكال است،ليكن از ديدگاه رسول الله صلى الله عليه و آله و عترت اين انطباق صحيح نيست،زيرا روايات فراوانى شيعه و سنى از رسول الله صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه منظور قرآن را از اهل بيت افراد خاص معرفى مى‏نمايد.و حتى به صورت‏شفاف شمول آيه را نسبت به همسران رسول الله صلى الله عليه و آله منع مى‏كند و دائره مفهوم آيه را اختصاص مى‏دهد به على بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسين و فرزندان حسين عليهم السلام.يعنى همان ائمه معصومين و فاطمه زهرا .با اين بيان روايات اجازه نمى‏دهند كه آيه شامل همسران رسول الله صلى الله عليه و آله شود و نمى‏توان آيه را اين گونه تفسير نمود.زيرا اين سخن اكتفا بر قرآن و بى‏نيازى از عترت است كه به يقين راه غلط و كژ راهه است.اينك با مرورى كوتاه به برخى روايات اين حقيقت شفافتر خواهد شد.

روايات و آيه تطهير

سيوطى از ترمذى و طبرانى و...در ذيل آيه از رسول الله صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند :انا و اهل بيتى مطهرون من الذنوب (4) .

اين گونه روايات تطهير را توضيح مى‏دهند كه منظور همان پاكى از گناه است و برهان بر عصمت اهل بيت است،و همسران رسول الله صلى الله عليه و آله معصوم عليهم السلام نبودند .و نيز از ابو سعيد خدرى از رسول الله صلى الله عليه و آله روايت مى‏كند كه آيه تطهير در مورد پنج نفر نازل شده است:نزلت الآية في خمسة فى و فى على و فاطمة و حسن و حسين (5) .

و به روايات متواتر و يا مستفيض رسول الله صلى الله عليه و آله اين افراد را زير كسا گرد آورد آنگاه فرمود:هولاء اهل بيتى.و بدنبال آن آيه تطهير را قرائت نمود. (6) و نيز روايات متعدد نقل است كه وقتى آيه تطهير نازل شده و حضرت آن چند نفر را زير كسا گرد آورد ام سلمه اجازه خواست وارد آن جمع شود.حضرت‏در عين حال كه در حق وى دعا كرد و وى را ستود در جمع جانان راه نداد.ام سلمه:انا معكم فقال انك على خير (7) انما نزلت في و فى اخى و فى ابنتى و تسعة من ولد ابنى الحسين خاصة ليس معنا فيها احد غيرنا. (8) «آيه درباره خصوص من و برادرم على و دخترم فاطمه و نه نفر از فرزندان حسين نازل شده است .»عن ابى جعفر عليه السلام فى قول الله عز و جل انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا قال نزلت هذه الآية فى رسول الله و على بن ابى طالب و فاطمة و حسن و حسين و ذلك فى بيت ام سلمه زوج النبى فدعا رسول الله عليا و فاطمه و الحسن و الحسين ثم البسهم كساء له خيبريا و دخل معهم فيه ثم قال هؤلاء اهل بيتى وعدتنى فيهم ما وعدتنى اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا فقالت و انا معهم يا رسول الله صلى الله عليه و آله قال أبشرى يا ام سلمه فانك الى خير. (9) «از امام باقر عليه السلام روايت مى‏نمايد كه آيه تطهير درباره رسول الله صلى الله عليه و آله و على و فاطمه و حسن و حسين نازل شد.آنگاه حضرت كساى خيبرى را بر آنها قرار داد و فرمود اهل بيت من اينها هستند.و حتى ام سلمه(همسر رسول الله صلى الله عليه و آله)خواست در جمع آنان وارد شود حضرت اجازه ندادند».

روايات از چند جهت آيه را تفسير مى‏كنند.منظور از رجس ترك گناه است.منظور از اهل بيت افراد خاصى هستند گر چه از لحاظ مفهوم واژگانى شامل همسران نيز مى‏باشد ليكن به لحاظ اين كه مقام ويژه‏اى را تبيين مى‏كند همسران رسول الله صلى الله عليه و آله در اين مقام با اهل بيت همراه نيستند.بدين سبب آيه همان مقام عصمت را براى اهل بيت بيان مى‏كند و همسران رسول الله صلى الله عليه و آله هيچ كدام به اين مقام بار نيافته‏اند.حتى ام سلمه كه از همسران به نام و با تقوا وطهارت رسول الله صلى الله عليه و آله مى‏باشد خواست همراه جمع كساء قرار گيرد حضرت اجازه ندادند.روايات باتفاق مسلمانان مى‏باشد.و مفاد آنها امرى اعتقادى و يقينى مى‏باشد كه مى‏توان با آنها برهان اقامه نمود،كه مفاد آيه منحصر به افراد خاص مانند على بن ابى طالب و فاطمه عليها السلام و حسنين و نه نفر از فرزندان حسين اختصاص دارد.بنابر اين آيه عصمت دوازده امام و فاطمه عليها السلام را دلالت دارد.

سياق آيه تطهير

در عين حال شبهاتى و سؤالاتى پيرامون آيه وجود دارد كه بحث‏هاى آن ارتباط با موضوع تفسير و كلام دارد.تنها يك موضوع را كه با اين مفاد ارتباط مستقيم دارد مطرح و بررسى مى‏نماييم و آن سؤالى است كه بيشتر از سوى مفسران اهل سنت مطرح است كه آيه در سياق آيات زنان پيامبر است.

وحدت سياق اقتضا مى‏كند كه اين آيه هم مربوط به زنان پيامبر باشد.در حالى كه اين برداشت كه عنوان شد با وحدت سياق ناسازگار است.افزون بر اين كه در ذيل آيه رواياتى از طريق اهل سنت نيز نقل شده است مفاد همين وحدت سياق را تأييد مى‏كند كه آيه درباره همسران رسول الله صلى الله عليه و آله مى‏باشد.

برخى از مفسران شيعه (10) اين اشكال را پذيرفته‏اند كه اين مفاد با وحدت سياق ساير آيات ناسازگار است آنگاه جواب ديگر مطرح فرموده‏اند كه اصولا جايگاه چينش اين آيه اين جا نيست.و در اين زمينه دستكارى رخ داده است كه آيا در ميان آيات همسران رسول الله صلى الله عليه و آله قرار گرفته است .اصولا جايگاه آيات توقيفى(دستور خدا و رسول الله صلى الله عليه و آله)نمى‏باشد.بلكه در برخى از موارددست ديگرى غير از رسول الله صلى الله عليه و آله در كار بوده است.

ليكن جواب ديگرى بر اساس پذيرش توقيفى بودن جايگاه آيه‏ها مى‏توان مطرح كرد،زيرا جايگاه آيات از شؤون مهم قرآن مى‏باشد.به لحاظ اين كه سياق آيات در مفاد و برداشت تأثير دارد و برداشت‏ها را متفاوت مى‏كند و آن نوع از شؤون قرآن كه در مفاد و برداشت تأثير گذارى دارند نمى‏شود به امر رسول الله صلى الله عليه و آله در حقيقت به امر وحى نباشد.اين گونه شؤون قرآن از هر جهت مصون از تحريف و دست كارى است.و اين از اعتقادات و باورهاى مسلم شيعه و سنى مى‏باشد.كسى به غير رسول الله صلى الله عليه و آله در شؤون قرآن دخالت نداشته است.

آيه تطهير در ميان آيات همسران پيامبر است و به ظاهر با مفاد آيات قبل و بعد ناسازگار است زيرا روى سخن با همسران رسول الله صلى الله عليه و آله است و يك مرتبه روى سخن برگشته و مخاطب را مردها قرار داده است و تمام ضميرها مذكر آمده است!در عين حال اين نكته با مطلب توقيفى بودن آيات ناسازگار نمى‏باشد.زيرا محور مهم در سياق سازگارى با عرف محاوره است.اين معمول محاورات انسان‏ها است،گاهى به لحاظ اهميت يك موضوع آن موضوع در ميان سياق سخن ديگرى مطرح مى‏شود كه هيچ ارتباطى با قبل و بعد سخن ندارد يعنى در بين يك متن سخن منسجم و به هم پيوسته يك جمله يا چند جمله سخن ويژه و برجسته آورده مى‏شود و اين نوع سخن گفتن از اصول محاوره مردمى بيرون نيست.قرآن كه فنون زبان مردم را در محاوره خويش رعايت نموده است،گاهى جمله‏اى معترضه در ميان سخن ديگرى مى‏آورد مانند آيه اليوم يئس الذين كفروا من دينكم (11) .در اينجا نيزگر چه سخن از شخصيت حقوقى زنان رسول الله صلى الله عليه و آله مى‏باشد،براى اين كه توجه مخاطب خويش به اهميت موضوع ديگرى يعنى شأن و مقام اهل عليه السلام برساند،يك مرتبه روى كرد سخن به اهل بيت بر مى‏گردد و تمام ضميرها مذكر مى‏شوند تا با طرح اين سوال كه چرا روى كرد سخن تغيير كرد مخاطب خويش را متوجه اهميت مقام عصمت عترت و اهل بيت بنمايد.و اين گر چه با سياق قبل و بعد به ظاهر ناسازگار است،ليكن با عموم فنون محاوره سخن ناسازگار نيست و ناسازگار هم نيست كه رسول الله صلى الله عليه و آله به امر وحى محل و جايگاه آيه را در چينش آيات همسران رسول الله صلى الله عليه و آله تعيين كرده باشد.زيرا اگر چه با سياق قبل و بعد ناسازگار است ليكن با فنون اصلى محاوره‏اى كه معيار اصلى و يك سياق عمومى است ناسازگار نمى‏باشد.زيرا جمله معترضه‏اى است كه در ميان آيه‏هاى همسران رسول الله صلى الله عليه و آله قرار گرفته است.اين جواب سازگار است با اين كه آيه تطهير با آيات قبل و بعد نازل شده باشد،و هم سازگار است،با اين كه جداگانه نازل شده ليكن رسول الله صلى الله عليه و آله به لحاظ اين نكته دستور فرموده باشد در ميان آيات همسرانش قرار گيرد،كه شرح اين موضوع بيش از اين مقدار تناسب با موضوع اين نوشتار ندارد از موضوعات علوم قرآنى مى‏باشد كه در جايگاه خودش بايد بررسى شود. (12)

اما رواياتى كه اهل سنت در مورد شأن نزول آيه ذكر مى‏كنند كه آيه درباره همسران رسول الله صلى الله عليه و آله است.از طريق شيعه چنين روايت مستند نيست.اين روايات اهل سنت با روايات صحيح و متقن ديگرى كه خود آنان نقل مى‏كنند كه رسول الله صلى الله عليه و آله حتى ام سلمه را در جمع اهل بيت راه نداد ناسازگار مى‏باشند.

با اين توضيح اين نكته به خوبى آشكار و مستند شد كه آيه تطهير مقام رفيع عصمت اهل بيت را بيان مى‏كند و على بن ابى طالب با فاطمه عليها السلام افضل افراد عترت هستند و مقامشان از سايرين نيز برتر است و آيه فضيلتى را براى على عليه السلام به اثبات مى‏رساند كه هيچ كدام از اصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله در اين فضيلت با على مشاركت ندارد .به همين لحاظ بر ديگران مقدم است.تنها فردى است كه بعد از رسول الله صلى الله عليه و آله شايستگى رهبرى جامعه را دارد.

پى‏نوشتها:

1.احزاب، .33

2.در المنثور،ج 5،ص .198

3.حشر، .7

4.در المنثور،ج 5،ص .198

5.در المنثور،ج 5،ص .198

6.همان.

7.همان،صحيح مسلم،ج 7،ص .130

8.نور الثقلين،ج 4،ص .272

9.همان،ص .270

10.از جمله علامه مجلسى رحمه الله(بحار،ج 35،ص 234).علامه طباطبايى رحمه الله در كتاب قرآن در اسلام،ص 205،ليكن علامه طباطبايى در تفسير الميزان متمايل است كه بپذيرد كه چينش آيه تطهير به امر رسول الله صلى الله عليه و آله مى‏باشد.الميزان،ج 16،ص .330

11مائده، .3

12.براى توضيح بيشتر رجوع شود به«پژوهشى در علوم قرآن»،صفحه 74 و 230 به بعد.

امام على(ع) الگوى زندگى صفحه 56

حبيب الله احمدى