بسمه تعالى
پرودگار متعال در هر عصرى از اعصار،جهت هدايت ابناى بشر،انبياى عظام و رسولان فراوانى چون حضرت آدم،نوح،موسى و عيسىـعليهم السلامـهمراه با كتب آسمانى و احكام و قوانين الهى،ارسال داشته است،تا اينكه پيامبر عظيم الشأن اسلام حضرت محمد بن عبد الله (ص) به پيامبرى مبعوث شد و قرآن،اين معجزه ابدى و مكمل اديان سلف براى هدايت انسانها نازل گشت.رسول خدا با 23 سال زحمات طاقت فرسا توانست مكتب متعالى اسلام را در شبه جزيره حجاز استقرار بخشيده و از سران برخى از امپراطوريهاى معروف آن عصر نيز دعوت به اسلام نمايد و بدين وسيله نور پر فروغ اسلام و قرآن را در سراسر گيتى پرتو افكن نمايد.
تنها فرقه ممتاز اسلامـكه از صدر اسلام تا به حال از موفقيت و جايگاه خاص خويش دفاع نمودهـ«فرقه ناجيه تشيع»مىباشد كه پيروان حقيقى اهل بيت عصمت و طهارت بوده و احكام نورانى اسلام و قرآن را تنها از اهل بيت پيامبر گرفته و فقط قول آنان را حجت مىدانند .
بحمد الله با انقلاب اسلامى در ايران،«تشيع»قوت و جان تازهاى گرفت و علما و انديشمندان شيعى از اين فرصتهاى به دست آمده،حداكثر استفاده را برده و با تمام توان و امكانات خويش با بيان و قلم،در نشر معارف اصيل شيعه همت گماشته و نكات مبهم و اتهامات ناجوانمردانه مغرضين و بدخواهان را پاسخهايى مناسب دادند و گرد و غبار فراوانى را كه از سوى منحرفين و بدخواهان بر روى تشيع نشسته بود،زدودند.يكى از متفكرين و انديشمندان ممتاز جهان اسلام،مرحوم علامه طباطبائىـرضوان الله تعالى عليهـاست كه در طول عمر پربركت خود با تأليف كتابهاى فراوان و رسالههاى عديده و تربيت شاگردان ممتاز و برجسته،خدمات فراوانى به جهان تشيع نموده است.يكى از آثار مفيد و بسيار ارزشمند آن مرحوم،كتاب«شيعه در اسلام»است كه مكرر طبع شده و مورد استفاده علاقهمندان داخل و خارج كشور قرار گرفته است.
اين كتاب اساسا براى معرفى تشيع در مغرب زمين تأليف شده چرا كه اغلب مطالعات و تحقيقات انديشمندان مغرب زمين پيرامون شيعه،عارى از تعصب و غرض ورزى نيست،چون مصادر تحقيقى آنان از اهل سنت و يا از فرقه منحرف اسماعيليه مىباشد.
لازم به ذكر است كه اين كتاب،توسط يكى از شاگردان استاد،به زبان انگليسى ترجمه شده و مدتى نيز در آمريكا در سطح دانشگاهى تدريس شده است.از ويژگيهاى ديگر اين كتاب اين است كه مرحوم علامه (ره) بدون كوچكترين اهانت به اهل سنت و جماعت،به دفاع از مبانى و اصالت شيعه و بيان علل پيدايش آن برآمده و بر اين عقيده استوار است كه نشان دهد«تشيع»تنها مذهب صحيح اسلام مىباشد و اين مهم را با بيانى بسيار ساده و روان به انجام رسانيده است.ما مطالعه اين كتاب را بسيار مفيد و سودمند مىدانيم.
اين دفتر،بعد از بررسى،ويرايش،مقابله و اصلاحاتى چند،آن را طبع و در اختيار علاقهمندان قرار مىدهد،اميد است مورد قبول خداوند متعال قرار گيرد.
دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم
بسم الله الرحمن الرحيم
كتابى كه اكنون از نظر خواننده مىگذرد،جزئى از طرحى است كه جهت معرفى«تشيع»در مغرب زمين تحقق پذيرفته است.گرچه در طى قرن گذشته،دانشمندان مغرب زمين،مطالعات زيادى درباره جوانب مختلف اسلام و تمدن اسلامى انجام دادهاند،اما اكثر اين آثار با نهايت تعصب و غرض انجام گرفته و در آنها كوشش در تحريف اسلام ديده مىشود.
وانگهى تقريبا تمام منابع اروپائيان در تحقيقاتى كه درباره اسلام انجام مىگيرد،از منابع اهل تسنن است و هرگاه از قرآن،حديث،سيره نبوى،فقه و كلام سخن به ميان مىآيد،معمولا مقصود همان نظر اهل سنت و جماعت است و حتى اين نظر نيز اغلب تحريف يافته و مغرضانه بيان شده است.
در آثار موجود به زبانهاى اروپايى،تشيع به صورت يك فرقه فرعى معرفى شده و تمام ديد و علت وجودى آن به يك نزاع صرفا سياسى و اجتماعى تقليل يافته و كمتر به علل دينى كه باعث پيدايش«شيعه»گرديد،توجه شده است،حتى در تحقيقات درباره«شيعه»به طور كلى باز سهم اساسى از آن«اسماعيليه»است!و«شيعه دوازده امامى»حتى به اندازه مكتب اسماعيلى مورد نظر قرار نگرفته است!!
شايد سوابق تاريخى مغرب زمين،علت اصلى اين محدوديت باشد.غرب تا كنون دو بار با اسلام تماس مستقيم داشته است،با اعراب در اندلس و صقليه (سيسيل) و با اتراك در شرق اروپا و در هر دو مورد تماس با اسلام به صورت سنى آن بود و رابطه با«تشيع»محدود به روابط نسبتا سرى و محدود با برخى حوزههاى اسماعيلى در فلسطين در جنگهاى صليبى و شايد در برخى مراكز اندلس گرديد.
مغرب زمين،هيچگاه قبل از دوران جديد با عالم تشيع و مخصوصا ايران شيعى،تماسى نداشت و با فرهنگ ايران اسلامى نيز براى اولين بار در هند آشنا شد.
به هر حال،به اين علل و شايد جهت كوشش غربيان در تحقير آن جوانب از اسلام كه جنبه عقلى آن قوى است،تشيع هيچگاه چنانكه واقعا در تاريخ اسلام وجود داشته و هنوز نيز مذهب دهها ميليون فرد ايرانى و عرب،پاكستانى و هندى و غيره را تشكيل مىدهد،خارج از جهان پيروان اين مذهب شناخته نشده است و در مغرب زمين همان نظر مستشرقان قرن گذشته كه«تشيع»را يك بدعت!در اسلام مىدانستند در اكثر محافل پذيرفته شده و حتىبرخى،تشيع را اختراع عدهاى دشمنان اسلام در قرون بعدى مىدانند.نگاهى به چند كتاب معروف موجود كه يا مربوط به تشيع مىباشد و يا در آن اشارهاى به تشيع شده است،جهت اثبات اين ادعا كافى است.
با توجه به اين زمينه و نحوه تفكر جديدى كه به تدريج بر تحقيق درباره اديان در مغرب زمين و مخصوصا در ممالك«انگلوساكسون»حكمفرما مىشود،ضرورت يك سلسله تحقيقات اصيل درباره شيعه،هر روز بيشتر احساس مىشود.
بعد از جنگ بين المللى،به تدريج در آمريكا و سپس در انگلستان به اين نكته برخوردند كه بهترين معرف يك دين،فردى است كه از درون آن دين به آن مىنگرد و صرف توصيف«عينى»يك دين مخصوصا توسط كسى كه يا اصلا به دين اعتقاد ندارد و يا دين خاصى را كه مورد مطالعه اوست،از بدو امر مطرود و بىاساس مىشمارد،به هيچ وجه كافى نيست.
كشف اين حقيقت توأم با احتياج روز افزون خواص متفكران مغرب زمين و مخصوصا جوانان به استفاده از اديان مشرق زمين جهت پر كردن خلأاى كه به علت تضعيف مسيحيت و غلبه عجيب ماديگرى در اروپا و آمريكا پيش آمده است،باعث شد كه در آمريكا به تدريج مراكزى به منظور تحقيق اصيل در اديان تأسيس گردد و حتى المقدور از دانشمندان و مآخذ خود اديان جهت درك آنها استفاده شود،البته اسلام به طور كلى و تشيع بالأخص نمىتوانست كاملا از اين امر مستثنا باشد.
يكى از صاحب قدمان و پيشكسوتان در اين نهضت پرفسور كنث مورگان «~ (Kenneth Morgan) ~» دانشمند آمريكايى و استاد دانشگاه كوليگت «~ (Colgate) ~» است كه مدتى از عمر خود را در مشرق زمين گذرانيده و رابطه مستقيم با بسيارى از برجستهترين علما و استادان و بزرگان معنوى تمام اديان شرقى داشته است.
اين استاد كه شهرت او در جهان اسلامى بيشتر به علت تنظيم كتاب«اسلام صراط مستقيم»است كه توسط گروهى از دانشمندان مسلمان نوشته شده است و استاد محمود شهابى نيز«فصل تشيع»آن را نگاشتهاند،چندين سال پيش،مركزى در دانشگاه«كولگيت»جهت اجتماع نمايندگان اصيل اديان جهانى تأسيس كرد و خود اكنون رياست آن را عهدهدار است و گروهى دانشجوى برجسته را در تاريخ اديان،راهنمايى مىكند.
پرفسور مورگان،همواره در چاپ منابع مهم اديان شرقى و معرفى آنها به غربيان از نظرگاه اصيل پيروان واقعى اين اديان كوشيده است.
هنگامى كه هشت سال پيش براى بار اول راقم اين سطور از اين مركز ديدن كرد،سخن از كمبود كتب اصيل درباره تشيع به ميان آمد.البته«پرفسور هنرى كربن»از دانشگاه«سوربن»خدمات ارزندهاى در معرفى تفكر شيعه انجام دادهاند ليكن اولا:آثار ايشان به زبان فرانسه در سطحى بسيار بالاست و ثانيا:با عرفان و حكمت سر و كار دارد و جوانب عمومىتر دين را مطرح نمىسازد .دو سه كتاب و رساله ديگر كه به زبان انگليسى موجود است اكثرا تراوش فكر چند مبلغ مسيحى است كه عمر خود را صرف از بين بردن تشيع و رد آن كردهاند.
اتفاقا يكى دو سال بعد،در تابستان 1964«پرفسور مورگان»به ايران آمد،در آن هنگام اين جانب افتخار تلمذ در محضر استاد ارجمند«علامه سيد محمد حسين طباطبائى»را داشت و هفتهاى چند بار به«دركه»به خانه تابستانى ايشان مشرف شده و از خرمن دانش بىكرانشان خوشهاى چند مطابق با استعداد محدود خود مىچيد.روزى به اتفاق آقاى مورگان خدمت علامه طباطبائى رسيديم.از اولين لحظه،حضور معنوى و روحانيت علامه طباطبائى،پرفسور مورگان را شيفته خود ساخت و استاد مورگان فورا احساس كرد كه در حضور شخصى قرار گرفته است كه علم و حكمت را از مرحله فكر به مقام عمل رسانيده و آنچه مىگويد چشيده و پيموده است.در كوچههاى تنگ و خاكى و در عين حال پر لطف«دركه»در مراجعت از محضر استاد،فورا طرح نگارش يك سلسله كتاب درباره شيعه براى مردم مغرب زمين توسط علامه طباطبائى و با همكارى اين جانب،مطرح گرديد و چندى بعد برنامه كار پىريزى شد و استاد بزرگوار در عرض سه سال بعد،دو اثر پرارزش كه يكى كتاب فعلى و ديگرى«قرآن از نظر شيعه»است به رشته تحرير درآورد و با اين عمل،خدمت بزرگى بر خدمات فراوانى كه به علم و دانش اسلامى كرده است افزود.
متن اين كتاب توسط اين جانب به زبان انگليسى ترجمه شد و مدتى نيز در آمريكا در سطح دانشگاهى تدريس شده است و به زودى پس از اتمام اين دوره تجربى و ارزيابى عكس العمل دانشجويان در فهم اثرى كه مستقيما از قلم يك عالم بزرگ اسلامى تراوش كرده است،به صورت نهايى،انتشار خواهد يافت.
جلد دوم درباره قرآن،در شرف ترجمه است و سومين اثر در اين سلسله كه به منظور شناساندن شيعه در جهان مىباشد،ترجمه منتخبى از گفتار امامان شيعه خواهد بود كه تا كنون در غرب،كتابى مكتوم و گنجى نهفته باقى مانده است.
بنابراين،كتاب«شيعه در اسلام»يك تحقيق جديد با هدفىتازه است.منظور آن شناساندن شيعه و جوانب گوناگون آن به افرادى است كه با عالم فكرى اسلامى و شيعى آشنايى ندارند و مايلند از ديدگاهى كلى،نظرى جامع به اين بخش مهم از اسلام بيفكنند.
مؤلف محترم،اين هدف را بدون اهانت به اهل سنت و جماعت و در عين حال دفاع از اصالت شيعه و بيان علت پيدايش آن،دنبال كرده و كوشيده است تا نشان دهد كه تشيع جنبهاى كاملا اصيل از اسلام است بدون اينكه كوچكترين مقصودى در ايجاد تفرقه يا شكاف بين تشيع و تسنن در نظر باشد.بر عكس با دفاع از اصالت شيعه گفتگوى بين دو بخش اصلى اسلام را آسانتر ساخته است از آنجا كه تقريب واقعى،فقط با حفظ اصالت طرفين امكان پذير مىباشد.
از عجايب زمان ما اين است كه احتياج به اين كتاب به زبان فارسى شايد كمتر از انگليسى نباشد.نه تنها دهها و صدها بلكه هزارها جوان ايرانى امروزه دچار جهل و نادانى درباره دين خود مىباشند و در عين حال احساس احتياج به آشنايى با آن مىكنند و دانش آنها اكتفاى استفاده از كتب عادى دينى را نمىكند.
در ساليان گذشته بين طبقهاى از جامعه،مسئله تعليمات دينى وضعى بس شگفت آور پيدا كرده است كه شايد در كمتر جامعه ديده شود در حالى كه اقليتهاى مذهبى و نيز خارجيان مقيم ايران در خانه و مدرسه،نهايت كوشش را دارند تا فرهنگ و دين خود را به فرزندان خود منتقل سازند،بين مسلمانان كه اكثريت قاطع را در جامعه ايرانى دارا مىباشند،در برخى طبقات تعليمات دينى بكلى فراموش شده است.والدين مسئوليت را از خود سلب كرده و اميد دارند به نحوىمعجزآسا مدارس از عهده اين امر خطير برآيد و مدارس به نوبه خود با فقدان معلمان كافى براى تدريس دروس عادى طبعا هيچگونه صلاحيتى جهت تحقق دادن به اين معجزه را ندارد،لذا به تدريج عدهاى پرورش يافتهاند كه به آنها همه نوع وسائل مادى داده شده و برايشان هر چه دلخواه آنها در زندگى باشد فراهم شده است بجز معنا و جهت.آنها مىدانند چگونه حركت كنند ليكن نمىدانند به كجا بروند.
و از آنجا كه انسان موجودى است هدف طلب و نمىتواند عمر خود را تماما در سرگرميهاى پوچ و گذران مادى و شهوانى بگذراند،عدهاى از اين بى تكليفى رنج مىبرند و بسيارى از آنها در جستجوى يك نوع تعليم معنوى و دينى هستند ليكن يافتن مربى و راهنما و حتى كتابى كه به لسان آنان حقايق دينى و تفكر و تاريخ تشيع را برايشان تشريح كند،بس مشكل است.
در چنين وضعى چاپ اين كتاب كه در بدو امر براى محققان و دانش طلبان مغرب زمين نگاشته شده بود،براى ايرانيان نيز اهميت فراوان دارد و مىتوان گفت كه اين تصنيف در نوع خود بىنظير است.
علامه طباطبائى با لسانى ساده تقريبا تمام جوانب شيعه را از تاريخ گرفته تا حكمت و عرفان توضيح داده و در صفحاتى معدود بسيارى از مهمترين حقايق معارف اسلامى و شيعى را بيان كرده است.
با چاپ اين اثر براى بار اول علاقمند فارسى زبان مىتواند با مطالعه يك كتاب به رؤوس تفكر شيعى احاطه يافته و كليدهايى جهت باز كردن راههاى تحقيق و تفحص بعدى به دست آورد .درواقع اين اثر نفيس،راهنمايى است كه با كمك آن فردى كه تا كنون با جهان معنوى شيعه نامأنوس بوده است مىتواند در اين عالم وسيع،قدم نهد و با اتكاى به اين راهنماى موثق يقين داشته باشد كه گمراه نخواهد گرديد بلكه با توسل به اين حبل متين به مقصد نهايى خواهد رسيد.
تمام مراتب علم و معرفت شيعى از نحوه پيدايش تاريخى آن و فقه و شريعت تا لطيفترين حقايق معنوى به زبانى بس ساده كه مىتواند فقط متعلق به يك استاد واقعى باشد،در چهار فصل كلى جمع آورى گرديده و براى بار اول به زبان فارسى بحثى با چنين جامعيت و در لباسى اين چنين ساده آراسته شده و به جامعه ايرانى كه اكنون از هر زمان بيشتر محتاج به خودشناسى و ارشاد است،عرضه گرديده است.اين مهم فقط مىتوانست از فكر و قلم توانايى با جامعيت و كمال علامه طباطبائى تراوش كند.
علامه سيد محمد حسين طباطبائى از يكى از خاندانهاى بزرگ علم برخاسته است و چهارده پشت ايشان از دانشمندان و علماى بنام تبريز بودهاند.ولادت ايشان در پايان سال 1321 هجرى قمرى مصادف با 1282 شمسى در تبريز به وقوع پيوست و ايشان در زادگاه خود تحصيلات مقدماتى را دنبال نمود.
پس از اتمام اولين مراحل علمى در 1304 رهسپار نجف اشرف شد و ده سال در آن مركز بزرگ تشيع به تكميل معلومات خود در شعب مختلف علوم اسلامى پرداخت.فقه و اصول را نزد استادانمعروف«نائينى و كمپانى»و فلسفه را نزد«سيد حسين بادكوبى»كه خود از شاگردان جلوه و آقا على مدرس بود و رياضيات را نزد«آقا سيد ابو القاسم خوانسارى»و اخلاق را در محضر«حاج ميرزا على قاضى»كه در حكمت عملى و عرفان،مقامى بس ارجمند داشتند تلمذ كرد.سپس در سال 1314 به زادگاه خود مراجعت فرمود.
تحصيلات علامه طباطبائى فقط محدود به سطوح عادى فقه نبود بلكه علاوه بر عميقترين تحصيلات در صرف و نحو و ادبيات عرب و فقه و اصول،ايشان يك دوره كامل از رياضيات قديم از«اصول»اقليدس تا«مجسطى»بطلميوس و نيز فلسفه و كلام و عرفان و تفسير را فرا گرفت و در اين علوم به مرحله اجتهاد نائل آمد.
شهرت علامه طباطبائى در تهران و حوزههاى ديگر علمى ايران خارج از تبريز هنگامى آغاز شد كه در اثر حوادث سياسى جنگ دوم جهانى و عواقب بعد از آن،ايشان از مسقط الرأس خود به قم مهاجرت كرد و از سال 1325 در آنجا ساكن شد و بدون كوچكترين سر و صدا مجالس درس خود را در تفسير و حكمت آغاز كرد و در سفرهاى پياپى به تهران با علاقهمندان به حكمت و معارف اسلامى نيز تماس حاصل نمود و حتى از بحث و مناظره با مخالفان دين و حكمت،دريغ نورزيد و از راه عقل و منطق،بسيارى از افرادى را كه از طريق صواب منحرف شده بودند به درك حقايق دينى و حكمى نايل ساخت و توانست در عرض بيست و چند سال اخير،اثر عميقى از خود نه تنها در طبقه روحانيت بلكه بين عدهاى از طبقه متجدد و تحصيل كرده در غرب بجا گذارد.
ساليان دراز هر پاييز بين ايشان و استاد هنرى كربن مجالسى باحضور جمعى از فضلا و دانشمندان تشكيل شده است كه در آن مباحثى حياتى درباره دين و فلسفه و مسائلى كه جهان امروز در مقابل شخص معنوى و جوينده حقيقت قرار مىدهد،مطرح مىشود و اين جلسات نتايج بسيار مهمى به بار آورده است.بدون شك چنين جلساتى در سطحى آنچنان بالا و با افقى آنچنان وسيع در جهان اسلامى امروز بىنظير بوده است و حتى مىتوان گفت كه از دوره قرن وسطى كه تماس فكرى و معنوى اصيل بين اسلام و مسيحيت قطع شد،چنين تماسى بين شرق اسلامى و غرب حاصل نشده است.
در حوزه علميه قم،خدمت بزرگ علامه طباطبائى،احياى علوم عقلى و نيز تفسير قرآن كريم بوده است.به تدريج ايشان تدريس سطوح اساسى حكمت مانند كتاب«شفاء»و«اسفار»را متداول ساخت.شخصيت بارز ايشان و تخلق به صفات حميده و حسن سلوك در تماس با طلاب،هر روز گروه بيشترى از افراد علاقهمند و با استعداد را بسوى مجالس درس ايشان جلب كرد تا در ساليان اخير در درس حكمت،صدها طلبه حضور داشتند و در طى بيست و چند سال گذشته عده كثيرى دانشمند كه برخى اكنون خود اساتيد حكمت هستند،موفق به نيل به مقام اجتهاد در اين علم نفيس،تحت ارشاد علامه طباطبائى شدند.
شايد حتى مهمتر از خدمت ايشان به حكمت كه از طريق تربيت عده كثيرى از طلاب و نشر كتب انجام پذيرفته است،توجه علامه طباطبائى به اهميت تربيت اخلاقى و تزكيه نفس بين شاگردان خود بوده است.ايشان در واقع به تنهايى مكتب جديدى در تربيت افرادى كه علم و اخلاق را توأما توسعه دادهاند تأسيس كرده و اشخاصى بس لايق به جامعه تقديم داشته و همواره لزوم توأم كردن آموزش و پرورش را تأييد كرده است،امرى كه هميشه از اصول اوليه فرهنگ اسلامى ايران بوده است و متأسفانه امروزه در نظام مدارس جديد و حتى در مدارس قديم تا حدى فراموش شده است.
از ايشان آثار علمى بسيار بجا مانده است كه قسمتى از آنها بدين قرار است:
1ـتفسير الميزانـبه زبان عربى (در 20 جلد) و ترجمه فارسى آن تا كنون بارها چاپ شده است .
2ـاصول فلسفه و روش رئاليسمـبا حواشى آقاى مرتضى مطهرى كه سه جلد از پنج جلد آن تا كنون چاپ شده و بقيه به صورت خطى باقى است (1) .يك جلد عربى از آن نيز انتشار يافته است.
3ـحاشيه بر اسفار صدر الدين شيرازىـكه بر چاپ جديد اسفار كه زير نظر علامه طباطبائى در شرف چاپ (2) است و شش جلد آن تا كنون انتشار يافته استـنوشته شده است.
4ـمصاحبات با استاد كربن،در دو جلد كه يك جلد آن در سالنامه مكتب تشيع 1339 انتشار يافته و جلد ديگر در شرف چاپ است. (3)
5ـرساله در حكومت اسلامىـكه به فارسى و عربى و آلمانى چاپ شده است.
6ـحاشيه كفايه.
7ـرساله در قوه و فعل.
8ـرساله در اثبات ذات.
9ـرساله در صفات.
10ـرساله در افعال.
11ـرساله در وسائط.
12ـالانسان قبل الدين.
13ـالانسان فى الدين.
14ـالانسان بعد الدين.
15ـرساله در نبوت.
16ـرساله در ولايت.
17ـرساله در مشتقات.
18ـرساله در برهان.
19ـرساله در مغالطه.
20ـرساله در تحليل.
21ـرساله در تركيب.
22ـرساله در اعتبارات.
23ـرساله در نبوت و مقامات.
24ـمنظومه در رسم خط نستعليق.
25ـعلى و الفلسفة الالهيه (به فارسى ترجمه شده است)
26ـقرآن در اسلام.
27ـشيعه در اسلام (كه همين كتاب مورد نظر است)
و چند رساله و مقالات ديگر
به علاوه از علامه طباطبائى مقالات متعددى در نشريات گوناگون مانند«مكتب تشيع»و«درسهائى از مكتب اسلام»و«راهنماى كتاب»و...به انتشار رسيده است.
مهمترين اثر علامه طباطبائى يقينا همان«تفسير الميزان»است كه تا كنون هفده جلد (4) از آنـكه شامل بيش از نيمى از قرآن كريم مىباشدـبه اتمام رسيده است.اين اثر نفيس از بزرگترين تفاسير عصر حاضر است و همان خدمتى را كه تفاسير بزرگ قديم با توجه به علوم و فلسفه زمان خود در فهم قرآن به مسلمانان اعصار گذشته انجام داده است،براى نسل فعلى انجام مىدهد.وانگهى علامه طباطبائى روش جديدى در تفسير به كار برده است كه مبتنى بر نص حديث است و آن تفسير آيات قرآنى توسط ساير آيات مىباشد.امروزه تمام وقت علامه طباطبائى مصروف تأليف اين اثر بزرگ مىشود و اميد مىرود كه ايشان بتوانند آن را به پايان رسانند (5) .
علامه طباطبائى با نهايت متانت و بدون توجه به جار و جنجال و سر و صدا و زرق و برق ظاهرى،زندگى ساده خود را در خدمت بهعلم و دين و تربيت شاگرد و تأليف كتب ارزنده ادامه مىدهند.
كتاب مورد بحث فعلى«شيعه در اسلام»بدون شك ايشان را براى بار اول به طبقه جديدى از ايرانيان و نيز علاقهمندان به اسلام شناسى و ايران شناسى در مغرب زمين،معرفى مىكند.البته ايشان را احتياجى به معرفى به جامعه علمى ايران نيست و اگر خوانندگان اين كتاب نيز به اين گروه محدود مىبود اين جانب به خود اجازه نمىداد كه سخنان ناچيز خود را در معرفى شخصيتى اين چنين بارز به رشته تحرير در آورد،ليكن از آنجا كه گروه جديدى بدون شك از راه اين كتاب براى بار اول با آثار اين استاد بزرگوار روبرو مىشوند،راقم اين سطور كه سالها سعادت تلمذ نزد ايشان را داشته و وظيفه مطبوع ترجمه اين اثر را نيز به زبان انگليسى عهده دار بوده است،تكليف خود دانست كه نكاتى چند در باره علامه طباطبائى مرقوم دارد و با كلمات نارساى خود تا حدى يكى از اساطين بزرگ علم و حكمت اين عصر را معرفى كند.
البته قلم،قاصر از معرفى شخصيت بزرگ ايشان است و كلام،نمىتواند مراتب كمال و فضل و مقام روحانى ايشان را توصيف كند.اين صفحات شرح قطرهاى است از دريايى كه سالها با سكوت و آرامش به خدمتى بس اساسى به جامعه اسلامى و ايرانى كمر همت بسته است.و از آنجا كه خود به مرتبه وصال به حقيقت نايل آمده است مانند مشعلى نورانى اطراف خود را منور ساخته و راه پاى بسيارى از شاگران و ارادتمندان و خوانندگان آثار خود را از دور و نزديك روشن ساخته و به حيات فكرى و معنوى آنان روح و جهت و معنا بخشيده است.