الترجمة

گردانيد حق سبحانه و تعالى از براى شما گوشها را تا اينكه حفظ نمايند و نگه بدارند آنچه كه مهمّ باشد ايشانرا و ضرورى ، و آفريد چشمها را تا اينكه روشنى بخشند از شب كورى ، و خلق فرمود اعضاء ظاهره كه جمع كننده اعضاى باطنه بودند در حالتى كه مناسب و موافق بودند با اطراف و جوانب متناهيه خود در تركيب صورتهاى آنها و مدتهاى عمرهاى آنها با بدنهائيكه قائمند بمنافع خود و با قلبهائيكه طالبند مررزقهاى خود را در حالتيكه شما در توى نعمت‏هاى كامله مى باشيد و أسباب منتهاى شامله و موانع صحّت بدن از أمراض و محن .

و مقدّر فرمود از براى شما عمرها كه پوشانيد آنها را از شما و باقى گذاشت از براى شما عبرتها از آثار گذشتگان پيش از شما از محل لذت يافتن ايشان با نصيب خودشان و از مكان گشاده بودن ريسمان مرك از گردن ايشان .

شتاب نمود ايشانرا مرگها بى‏رسيدن بآرزوها ، و متفرق ساخت ايشانرا از آرزوها بريده شدن أجلها در حالتيكه مهيا نساختند از عمل‏هاى شايسته در سلامتى بدنها ، و عبرت نگرفتند از عبرت‏هاى نافعه در اول زمانها .

پس آيا انتظار ميكشند أهل قوت و امتلاء جوانى مگر قد خم كنندهاى پيرى و ناتوانى را ، و أهل خوشى صحت و تن درستى مگر نازل شوندهاى بيمارى را ،

و أهل مدت بقا مگر زمانهاى فنا و نابودى را با وجود نزديكى مفارقت و قرب

[ 418 ]

انتقال بسوى آخرت و با وجود جزع اضطراب و درد مصيبت و بسيار بگلو ماندن آب دهان از اندوه و محنت و با وجود اين طرف و آنطرف نگريستن براى فرياد رس خواستن بيارى دادن اعوان و خويشان و اولاد و عزيزان .

پس آيا دفع نمود مرگ را از او خويشان ، يا نفع بخشيد گريه گريه كنندگان و حال آنكه ترك كرده شد در محله مردگان محبوس گناه و در تنگى خوابگاه بى يار و همراه بتحقيق كه پاره نمود حشرات الأرض پوست تن او را و كهنه نمود لاغر كنندگان تازگى بدن او را ، و مندرس نمود بادهاى سخت جهنده اثرهاى او را و محو نمود حوادث روزگار علامتهاى او را ، و بگرديد بدنها متغيّر و لاغر بعد از تازگى و قوّت ، و استخوانها پوسيده و متفرّق بعد از توانائى و شدّت .

و روحها گرد كرده شد ببار گران گناهان در حالتيكه يقين كننده باشند باخبار غايبه از ايشان ، طلب نميشود از آنها زياده كردن از اعمال صالحه ، و طلب نميشود از ايشان راضى كردن حق از اعمال باطله ، آيا نيستيد شما پسران قوم خود و پدران ايشان ، و برادران قوم خود و خويشان ايشان ، اندازه ميگيريد در كارها بر مثلهاى آنها ، و سوار مى‏شويد بر طريقه ايشان در اقوال و افعال ، و سلوك ميكنيد در راههاى ايشان بهمه حال .

پس قلبها سختند از قبول بهره سودمند خود ، غافلند از طلب هدايت خود سالكند در غير ميدان با منفعت خود ، گويا كه مخاطب و مقصود بأوامر و نواهى غير از آن دلهاست ، و گويا كه رشادت و مصلحت آنها در حفظ متاع دنياست . هذا آخر الجزء الخامس من هذه الطبعة الجديدة الثمينة القيمة ، تم تصحيحه و تهذيبه و ترتيبه بيد العبد « السيد ابراهيم الميانجى » عفى عنه و عن والديه و وقع الفراغ فى العشر الاول من شهر رجب الاصب 1379 و يليه ان شاء الله الجزء السادس و اوله : « الفصل السادس » من المختار الثاني و الثمانين ، و الحمد للّه رب العالمين