شرح نهج البلاغه (جعفرى) [42]

ج 24
138 متن خطبه صد و سى و هشتم
138
ترجمه خطبه صد و سى و هشتم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و هشتم
آن پيشتاز الهى همانند وجدان كلّ و حساس انسانيّت ، هوى را مغلوب هدايت سازد و آراء و نظريات فاسد را مقهور قرآن .
كيست آن كسى كه هدايت را مغلوب هوى مى‏سازد ؟
كيست آن كسى كه هوى را مغلوب هدايت مى‏سازد ؟
همانگونه كه در آن زمان هدايت مغلوب هوى نخواهد شد ، قرآن نيز مقهور آراء و نظريات پيش ساخته و موافق هوى و خود خواهى‏ها نخواهد گشت .
اينست كه قاعده كلى زهرهاى عسل‏نما كه نخست مى‏فريبند و جذب ميكنند و عاقبت آدمى را به چنگ مرگ و تباهى مى‏سپارند
آيا با فقدان حسّاسيّت‏ها در موقع اعتياد ، طبيعت انسانى واقعا دگرگون ميگردد ؟
بالأخره روزگارى فرا مى‏رسد كه بشر طعم حقيقى عدالت را بچشد
طوفانى كه بعد از آن آرامشى نسبى به وجود آمد ، ولى نه آرامش مطلوب
براى برخوردارى انسانها از انديشه و تعقل كه بزرگترين نعمت‏هاى خداوندى هستند . همواره نگهبانان و معلمان و مربيانى لازم است
انسان و انديشه و تعقل
تجديد سفسطه بازى‏هاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده‏لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
چه موقعى عقول ناپديد شده عرب به خود آنان برگشت ؟
مبارزه با خود طبيعى ( نفس امّاره ) و شيطان ، مقدمه ضرورى تكامل
متن خطبه صد و سى و نهم
139
ترجمه خطبه صد و سى و نهم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و نهم
داستان شورى
متن خطبه صد و چهلم
140
ترجمه خطبه صد و چهلم
تفسير عمومى خطبه صد و چهلم
ابراز عيب و خطاى ديگران ، سلب كرامت و شرف انسانى آنان مى‏باشد
اگر چنين فرض كنيم كه شما از گناه و لغزش‏ها محفوظ و مبرا هستيد ، باز نمى‏توانيد گناهان ديگران را بازگو كنيد و آنان را مورد مذمّت و استهزاء قرار بدهيد ، چه رسد باينكه خود به معاصى آلوده باشيد .
گناه ناشى از جرئت به ابراز عيب ديگران ، از گناه آن عيب كمتر نيست
مطلب يكم
مطلب دوم
مطلب سوم
احتمال توبه و بازگشت به سوى خدا ، مانع از عيبجوئى و عيبگوئى است .
هر گونه افشاى عيب و كشف آن ممنوع است و موارد استثناى آن
141 متن خطبه صد و چهل و يكم

ترجمه خطبه صد و چهل و يكم
تفسير عمومى خطبه صد و چهل و يكم
اگر مردم از آگاهى لازم درباره يكديگر برخوردار باشند ، مزدبگيران تبليغات بى‏اساس و غرض ورزان نمى‏توانند شخصيت‏هاى مبرا را لجن‏مال كنند .
در آن موارد كه سخن احتمال صدق و كذب را دارد و ديدن ، انسان را مستقيما در ارتباط با واقعيات مى‏گذارد ، قطعى است كه ديدن ترجيح دارد
142 متن خطبة صد و چهل و دوم

ترجمه خطبه صد و چهل و دوم

نيكوكارى در غير موردش نتيجه‏اى جز تباه شدن آن ندارد .
بايد در نيكوكارى اهم و مهم مراعات گردد .
143 متن خطبه صد و چهل و سوم

ترجمه خطبه صد و چهل و سوم
تفسير عمومى خطبه صد و چهل و سوم
كيهان بزرگ با دستور خداوندى در مجراى قوانين خود در جريان است و شما از اين جريان برخوردار ميشويد
حال كه چنين است ، وقتى كه ميخواهيد به نماز استسقاء برويد ، نخست قلب خود را بررسى كنيد
آيت اللّه خوانسارى و نماز استسقاء
نتائج وخيم گناهان روزى گريبان گنهكاران را مى‏گيرد
توبه و استغفار از گناهان ، موجب فراوانى روزى و رحمت خداوندى بر مخلوقات مى‏گردد
خداوندا ، پروردگارا ، از جايگاه‏هاى معمولى زندگى بدر آمده رو ببارگاه تو آمده ايم . ما را مأيوس و نوميد برمگردان
خداوندا ، ما چه گوييم چون تو مى‏دانى نهان
خداوندا ، ما را از بارگاهت نوميد برمگردان
پروردگارا ، مشيت و قدرت مطلقه تست كه جهان هستى را بجريان انداخته است و هدفى جز رحمت و لطف بر عالم و عالميان ندارى با همين رحمت و لطف ، بار ديگر وجود ما را با طراوت فرما
144 متن خطبه صد و چهل و چهارم

ترجمه خطبه صد و چهل و چهارم
تفسير عمومى صد و چهل و چهارم
خداوند بدون اقامه حجت و ارائه برهان هيچ كسى را مكلف نمى‏سازد
1 حجت درونى
2 حجت برونى
آزمايشهاى خداوندى در اين دنيا براى باز كردن سطوح نفوس انسانها است
راسخون در علم چه كسانى هستند ؟
امامت از فرزندان هاشم قريش است و غير قريش صلاحيت اين مقام الهى را ندارد .
دنياى زودگذر را گرفتند و آخرت جاودانى را رها ساختند
كجا رفتند و چه شدند آن بينايان و اطاعت كنندگان و دلهاى بخشيده شده بخدا
145 متن خطبه صد و چهل و پنجم

ترجمه خطبه صد و چهل و پنجم
تفسير عمومى خطبه صد و چهل و پنجم
رگبار تيرهاى مرگ ، زندگى آدميان را هدف قرار داده است و بالاخره آنان را از پاى در خواهد آورد .
بدعت و بدعت‏گزاران
مورد يكم
مورد دوم
146 متن خطبه صد و چهل و ششم

ترجمه خطبه صد و چهل و ششم
تفسير عمومى خطبه صد و چهل و ششم
پيروزى و شكست دين الهى بر مبناى عدد و قدرت و ديگر وسائل مادى نبوده است ، بهمين جهت است كه تحليل‏گران معمولى از تفسير و توجيه صحيح اين انقلاب بزرگ ناتوان بوده ، مطالب غير قابل قبولى را مطرح مى‏كنند
آماده كردن سپاه و قدرت بعنوان وسيله و سبب است ، نه تكيه بر سپاه و قدرت و بريدن از رحمت و فيض ربانى .
نتيجه حيات بخش اين اعتقاد كه پيروزى و قدرت از خدا است
آيا با اين نظريه عالى درباره با اهميت‏ترين مسئله سياسى كه امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام بيان نمودند و جامعه اسلامى را از خطر نجات دادند باز مى‏توان گفت : على بن ابيطالب عليه السلام مرد سياست نبوده است
147 متن خطبه صد و چهل و هفتم

ترجمه خطبه صد و چهل و هفتم
تفسير عمومى خطبه صد و چهل و هفتم
آيا در دوران جاهليت ، اللَّه مطرح نبوده است يا اينكه بدانگونه كه شايسته الوهيت او است ، شناخته نشده بود ؟
قرآن تجلى‏گاه خداوندى
آرى ، چنين است مختصات روزگار بنى‏اميه و بنى‏اميه صفتان
در آن زمان قرآن و اهل قرآن ميان مردمند ولى از آنان نيستند
عاملى مشترك در درون اين تبهكاران بوجود مى‏آيد كه آنانرا وادار به تفرقه مى‏نمايد .
وقتى كه اعتقاد و عمل به قرآن مجيد از بين رفت ، مجبورند كه براى حفظ مقام خود خط و شكل و حتى تجويد و قرائت آن را حفظ كنند
مبارزه بى‏امان با انسانهاى صالح و رشد يافتگان را مبناى سلطه‏گرى خود قرار دادند
براى همسايگى با خدا ، بايد نصيحت او پذيرفته شود و كلامش دليل هدايت باشد
كسى كه عظمت خداوندى را مى‏داند ، عظمت و كمال خود را در تواضع به مقام شامخ ربوبى مى‏داند
چه عامل روانى در درون آدميزاد ايجاد مى‏گردد كه از حق و حقيقت وحشت مى‏كند و مى‏گريزد ؟
شناخت رشد نخست با تبلور ضد آن در مردم پست و سپس جستجوى آن از خود اهل رشد و كمال .
148 متن خطبه صد و چهل و هشتم

ترجمه خطبه صد و چهل و هشتم
تفسير عمومى خطبه صد و چهل و هشتم
آنچه كه براى آن دو شيخ ، مطرح نيست ، خدا است و آنچه كه هر يك از آن دو ميخواهند تورم خود طبيعى او بوسيله رياست چند روزه دنيا است و بس .
نابكاران در طول تاريخ ائتلاف مى‏كنند و دست اتحاد به هم مى‏دهند ، در صورتيكه هدفى ندارند جز بدست آوردن سلطه مطلقه براى خود و محو ديگران از صفحه وجود كه در رديف اول همان ائتلاف و اتحاد كنندگان با آنان مى‏باشند .
تا به خود بياييد خودكامگان سلطه‏جو وارد ميدان شده‏اند ، اى انسانهاى الهى برخيزيد و امان به نابكاران ندهيد
هيچ گمراهى بى‏علت نيست و براى هر پيمان‏شكنى شبهه‏ايست
شگفتا ، ديدن و شنيدن معلول‏ها و غفلت از علت‏ها
149 متن خطبه صد و چهل و نهم

ترجمه خطبه صد و چهل و نهم
تفسير عمومى خطبه صد و چهل و نهم
هر حركت و هر لحظه‏اى فرزندان آدم را به ديدار مرگ نزديك مى‏كند
كوشش و تلاش فراوانى براى حلّ راز اين امر نمودم ، ولى خداوند آشكار شدن اين راز را نمى‏خواست
بحثى درباره بدا
به خداوند سبحان شرك نورزيد ، سنت پيامبر را ضايع نكنيد ، رستگار خواهيد گشت
هيچ چيزى براى شخصيت بشرى ، سازنده‏تر يا مخرب‏تر از عامل گرايش نيست
ثبات و دوام سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم
ريشه‏هاى اساسى ثابت‏ها و ارتباط آنها با متغيرات
انواع ثابت‏ها با نظر به اصالت و وسعت مفاهيم آنها
ثابت مطلق
ثابتهاى نسبى
آن قسمت از احكام اسلامى كه بر مبناى نيازهاى ثابت وضع شده است ، احكام اوليه ناميده ميشود .
توضيحى درباره تغيّر احكام اوليه
نمونه‏اى از عمده‏ترين اصول ثابت كه منشأ احكام اوليه ميباشند ، بقرار زير است :
ثابت‏ها در ارتباط انسان با خويشتن « آنچنانكه هست »
1 اصل صيانت ذات ريشه‏دارترين ثابت‏ها ، صيانت ذات است
يك ممنوعيت خودكشى و حرمت آن
دو حرمت اضرار به نفس
سه ممنوعيت و حرمت تن به استضعاف دادن
2 انسان جانداريست داراى دو بعد : مادى و معنوى
الف نيازهاى انسان در بعد مادى او
ب نيازهاى بعد معنوى انسان
3 اصل حيات شايسته
4 انسان داراى كرامت و شرف ذاتى است
5 اصل آزادى مسئولانه
6 اصل ضرورت تعلم و تربيت‏پذيرى
7 اشتياق جدى انسان براى وصول به كمال
8 فرهنگ گرايى
9 تمايل شديد براى دريافت موقعيت در جهان هستى ، انسان موجوديست كه مى‏خواهد موقعيت خود را در كتاب هستى بداند .
10 نياز انسان به پاسخ براى چهار سؤال اساسى كه در روياروى او قرار گرفته‏اند :
ثابت‏ها در ارتباط انسان با خويشتن آنچنانكه بايستگى‏ها و شايستگى‏ها اقتضاء مى‏كند
1 اصول ثابته در صيانت ذات در « بايستگى‏هاى » حيات طبيعى
2 اصول ثابته در صيانت ذات در « بايستگى‏هاى » حيات مطلوب در زندگى جمعى
3 اصول ثابته در صيانت ذات در « بايستگى‏ها » ى حيات معقول تكاملى .
4 اصول ثابته در صيانت ذات ، در « شايستگى‏ها » ى حيات طبيعى .
5 اصول ثابته در صيانت ذات در « شايستگى‏ها » ى حيات مطلوب در زندگى جمعى .
6 اصول ثابته در صيانت ذات در « شايستگى » هاى حيات معقول تكاملى
2 ثابتها در ارتباط انسان با خدا
انسان « آنچنانكه هست در ارتباط با خدا »
انسان آنچنانكه بايد در ارتباط با خدا
يك لزوم تحصيل اعتقاد به وجود خداوند و وحدانيت او
دو لزوم اعتقاد به ضرورت بعثت انبياء عليهم السلام
سه اعتقاد جزمى به روز معاد
چهار ادامه زعامت و ولايت كبرى
پنج عدالت مطلقه خداوندى
شش به ياد خدا بودن
هفت انجام دادن تكاليف بطور كلى
هشت لزوم اكتساب اخلاق فاضله
3 ثابتها در ارتباط انسان با جهان هستى .
قسم يكم ثابتها در ارتباط انسان « آنچنانكه هست » با جهان هستى
1 اين جهان هستى براى انسانها نمايش‏هاى مختلف دارد
نمايش يكم
نمايش دوم
نمايش سوم
نمايش چهارم
قسم دوم ثابت‏ها در ارتباط انسان « آنچنانكه بايد » با جهان هستى
نوع يكم انسان در ارتباط با جهان هستى
نوع دوم
4 ثابت‏ها در ارتباط انسان با افراد همنوع خود
قسم يكم ثابت‏ها در ارتباط انسان آنچنانكه هست با افراد همنوع خود
قسم دوم ثابت‏ها در ارتباط انسان « چنانكه بايد » با افراد همنوع خود
1 اصول ثابته مذهبى
يك تعاون و هميارى
دو احترام انسان و انسانيت
سه قوانين
چهار اصل لزوم دفاع از حيات انسانها
2 اصول ثابته حقوقى
3 اصول ثابته سياسى
قسم اول اصول ثابته سياسى « آنچنانكه هست »
قسم دوم اصول ثابته سياسى « آنچنانكه بايد »
يك بدانجهت كه سياست مديريت و توجيه انسانها را بعهده مى‏گيرد ، بالضروره بايد انسان را كه موضوع كار آن است ، بمقدار لازم بشناسد .
دو آن نوع سياست ميتواند براى حال بشريت مفيد باشد كه هدفى عالى‏تر از آنچه كه جامعه با عوامل جبرى بآنها رسيده و بر مبناى آن حركت مى‏كند .
سه
چهار بدانجهت كه قاعده اولى عدم تسلّط كسى بر كسى است ، بايد همه انسانها در سرنوشت سياسى خود سهيم باشند .
پنج اصل عدالت در اصول ثابته « سياست آنچنانكه بايد » از اهميت بسيار بالائى برخوردار است .
شش
هفت
هشت
نه
ده
4 اصول ثابته اخلاق
اصول ثابته اخلاق در قلمرو « انسان آنچنانكه هست »
يك اشتياق به صيانت تكاملى ذات
دو وجدان اخلاقى
سه دريافت حقيقى وحدت يا اشتراك همه افراد مردم در اصول و مختصات
چهار احساس و انجام تكليف
پنج مراعات جدّى ارزش هدف و وسيله
اصول ثابته اخلاق در قلمرو انسان « آنچنانكه بايد و شايد »
نخستين ريشه ثابت و اساسى اخلاق ، از دين كلى آلهى بر مى‏آيد
دومين ريشه ثابت و اساسى اخلاق از وجدان ناب بشرى سرچشمه مى‏گيرد .
هر كس مسئول كار خود و با هر كسى مطابق توانايى اوست
تا ديروز با شما ، امروز عبرتى براى شما و فردا از شما جدا ميشوم و مى‏روم
عوامل بقاء حيات ما همانند سايه‏ها و ابرها و بادهايى است كه در حركت رو به فنا است
روزگارى بدن من با شما همسايه بوده است
من از شما جدا مى‏شوم و به ديدار خدايم مى‏روم
فردا كه من از ميان شما رخت بربستم ، مرا خواهيد شناخت
150 متن خطبه صد و پنجاهم

ترجمه خطبه صد و پنجاهم
تفسير عمومى خطبه صد و پنجاهم
نه راست و نه چپ ، بلكه راه راست كه همان صراط مستقيم است
درباره آنچه كه خواهد رسيد شتابزده نباشيد و دير تلقى نكنيد و آنچه را كه فردا خواهد رسيد
انسانى كه وابسته بما است ، در طوفان فتنه‏ها ، با كمال آرامش تلاش خود را در انجام وظيفه بجاى مى‏آورد
در آن هنگام جمعى از مردم با ايمان چشمانشان با قرآن نورانى ، و گوشهايشان آشنا با تفسير ، و جام حكمت را شامگاهان و صبحگاهان سركشند
خداوند مهلت ميدهد و تبهكاران به نهايت رسوايى ميرسند و دگرگونى آغاز ميگردد
شهادت بلى ، خودكشى نه . جهاد و تكاپو در راه خدا بلى ، تلاش بيهوده و بى‏نتيجه ، نه .
رنگ سرخ خون هرگز جوهر شمشير و انسان‏هاى رشد يافته و هدف فعاليت آن را نمى‏پوشاند
عده‏اى كه به انگيزگى مال و مقام دور پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفته بودند ، با رحلت آن بزرگوار بهمان وضع اولى خود برگشتند و راه جاهليت را پيش گرفتند .
151 متن خطبه صد و پنجاه و يكم

ترجمه خطبه صد و پنجاه و يكم

درست است كه عقل و قلب آدمى و ابلاغ انبياء ( ع ) و حكمت حكماء عواملى بسيار نيرومند براى هدايت و ارشاد انسانها مى‏باشند ، با اينحال ، از قدرت و حيله‏پردازيهاى شيطان بهيچ وجه نبايد غافل شد .
از مستى‏هاى نعمت بپرهيزيد
هرگز خود را به گرد و غبار كور كننده فتنه‏ها مسپاريد
فتنه را يك پديده ساده مشماريد ، زيرا فتنه از راههاى پنهانى به حركت در مى‏آيد اگر چه با گذشت زمان و بروز حقائق ، باطن و مقاصد آن آشكار مى‏گردد .
همانگونه كه رادمردان تاريخ عظمت‏ها و نيكى‏ها را از يكديگر اقتباس مى‏كنند ، تبهكاران ضد انسان فتنه و فساد و پستى‏ها را با پيمانهايى كه مى‏بندند بيكديگر به ارث ميگذارند .
اگر پرده برداشته شود و حيله‏گريها نمايان گردند ، فتنه‏انگيزان از يكديگر با خصومت و كينه توزى جدا مى‏شوند
آماده مقاومت در برابر طوفانهاى مرد افكن فتنه‏ها باشيد ، وگرنه ساقط مى‏گرديد
براى تقويت اراده ، اهميت و ضرورت حياتى هدف و كارى را اثبات كنيد كه شما را به آن هدف مى‏رساند
در آنهنگام كه نيروى فتنه به شديدترين درجه خود برسد ، هر كس را كه در سر راه آن قرار بگيرد ، بشكند و هر كس را كه در آن به تلاش بپردازد متلاشى و نابودش سازد
فتنه با قضاى تلخ وارد عرصه جامعه مى‏گردد ، همه چيز را بر هم مى‏زند
با سوگندهاى فريبنده و با نمايشگريهاى ايمان ، وارد عرصه اجتماع ميشوند و همه واقعيات و حقائق را مختل مى‏سازند
فتنه‏ها و انقلابات بمعناى واقعى آنها
آن حقائق كلى كه همه يا اغلب انقلابات پس از بروز تمدنها ، تحقق بخشيدن آنها را اهداف يا از جمله اهداف خود ارائه مى‏دهند ، ولى . . .
1 نيازهاى مادى
2 آرمان آزادى
3 پيشرفت علم و صنعت
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست اشخاص
فهرست مآخذ
فهرست مكان‏ها
فهرست قبائل و نژادها