سلطهگرى و استبداد تباه كننده آن نابخردان با شكنجه و زجر انسانهاى پاك شروع ميشود و به نابودى خود آنان پايان مىيابد . مرحوم محقق هاشمى خوئى از علامه حلى از صاحب كتاب الهاوية نقل مىكند كه « معاويه از مهاجرين و انصار چهل هزار نفر را كشت . و آنچه كه پسر ملعون او يزيد در كربلا و قتل عامّ مدينه كرد ، بىنياز از بيان است و آنچه كه عبد الملك بن مروان و كارگزار او حجاج بن يوسف در عراق و حجاز و غير آنها انجام دادهاند ، مشهور است . » 5
-----------
( 1 ) آل عمران آيه 102 .
-----------
( 2 ) المائده آيه 8 و الانعام آيه 152 .
-----------
( 3 ) البقره آيه 124 .
-----------
( 4 ) الاعراف آيه 85 و هود آيه 85 و الشعراءِ 183 .
-----------
( 5 ) منهاج البراعة محقق هاشمى خوئى ج 9 ص 70 و 71 نقل از علامه حسن بن يوسف بن مطهر حلى كتاب دعوة الحق .
[ 207 ]
بديهى است كه آنان براى توجيه شكنجهها و كشتارى كه انجام مىدادند ، مىبايست هر گونه خلاف واقع را مرتكب گردند ، آيات و روايات را به سود خود تفسير كنند . حتى اگر مقتضى باشد رواياتى را جعل كنند و سخنان حق آن ستمديدگان و آن مردان راه حق را به دروغ و افتراء متهم بسازند . آن شاگردان مكتب ماكياولى كه از يك جهت اساتيد اين مرد و بنيانگزاران اصلى مكتب او بودند . ( مىگفتند : براى هر هدفى كه مىخواهى بدست بياورى ، هر حقيقتى را ميتوانى بعنوان وسيله ، قربانى آن هدف نمايى ) اُفّ بر تو اى خودكامگى و سلطهگرى كه بىشرمترين دروغگويى را براى بقاى چند روزه خود مرتكب مىشوند و در شام شايع مىسازند كه علّى بن ابيطالب عليه السلام نماز نمىخواند وقتى كه آن حضرت در محراب عبادت شهيد مىشود و خبر آن در تمامى جوامع اسلامى شايع مىشود ، مردم از يكديگر مىپرسند : مگر على بن ابيطالب نماز مىخواند امام حسين بن على عليهما السلام را با فجيعترين وضعى كه تاريخ به خود ديده است مىكشند و تكبير هم مىگويند
جاؤا برأسك يأبن بنت محمّد
مترمّلا بد مائه ترميلا
و يكبّرون بأن قتلت و إنّما
قتلوا بك التّكبير و التّهليلا
( سر بريده ترا اى پسر دختر محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم آوردند و در حاليكه آغشته به خون خود بود ، آنان تكبير مىگفتند كه ترا به قتل رساندند در حاليكه كشتند تكبير و تهليل را با كشتن تو . ) 39 ، 45 أيّها النّاس ، إنّه من استنصح للّه وفّق ، و من اتّخذ قوله دليلاً هدى « للّتى هى أقوم » فأنّ جار اللّه آمن و عدوّه خائف ، و إنّه لا ينبغى لمن عرف عظمة اللَّه أن يتعظّم ، فإنّ رفعة الّذين يعلمون ما عظمته أن يتواضعوا له و سلامة الّذين يعلمون ما قدرته أن يستسلموا له ( اى مردم ، كسى كه از خدا پند و خير خويش را مسئلت نمايد ، موفق گردد ، و هر كس كه كلام خدا را براى خود راهنما اتخاذ كند به آن طريقهاى كه محكمتر و راستتر است
[ 208 ]
هدايت مىشود ، زيرا كسى كه به همسايگى خدا نائل گردد ، در امن و آسايش غوطه خورد ، و كسى كه با او از در خصومت در آيد ترسان و هراسناك گردد . و قطعى است كه شايسته نيست هر كس كه عظمت خداوندى را شناخت ، به مقام شامخ او تكبر بورزد ،
زيرا عظمت و بلندى كسانى كه عظمت ربوبى را مىدانند ، در آنست كه در برابر او تواضع كنند ، و سلامت كسانى كه مىدانند قدرت او چيست ، در آنست كه تسليم او شوند . )