زيرا همان قرآن بوده است كه آن جاهپرستان خودكامه را از سقوط نجات داد و دنيا را متوجه آنان ساخت و به ثروت و جاه و مقامى رسيدند كه حتى تصورش براى آنان محال بود . حال اگر بخواهند حتى نام و نشان و قرائت و مباحث لفظى محض آن را از دست بدهند ، هيچ مبنائى براى سلطهگرى و عيش و خوشگذرانى خود نخواهند داشت .
بحث از اينكه قرآن حادث است يا قديم ، تحقيق در اينكه قرآن بر مبانى ادبيات كدامين قبيله نازل شده است ، براى اثبات اينكه آنان اهل قرآن هستند و از قرآن حمايت مىكنند .
كافى است
ما چو خود را در سخن آغشتهايم
از حكايت ما حكايت گشتهايم
و امّا اينكه فَاسْتَقِم كَمأ أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ 1 ( همانگونه در دين خدا استقامت كن كه
-----------
( 1 ) هود آيه 112 .
[ 206 ]
مأمور شدهاى و كسانى كه با تو بسوى خدا بازگشت كردهاند ) إِتَّقُوا الْلَّهَ 1 ( به خدا تقوى بورزيد ) إِعْدِلُوا 2 ( عدالت كنيد ) وَ لا يَنالُ عَهْدِى الْظَّالِمِينَ 3 ( عهد زمامدارى و امامت من به ستمكاران نميرسد ) وَ لا تَبْخَسُوا الْنَّاسَ أَشْياءَهُمْ 4 ( هيچ چيز مردم را از ارزش نيندازيد ) نه تنها كارى با آنها ندارند ، بلكه بايد مطابق خواستههاى آن خودكامگان تفسير و تأويل شوند هر چند كه محكمترين آيات باشند نه متشابه . 31 ، 33 و من قبل ما مثّلوا بالصّالحين كلّ مثلة ، و سمّوا صدقهم على اللّه فرية ، و جعلوا فى الحسنة عقوبة السّيّئة ( و آنان پيش از آن زمان ، عذابهايى را بر مردم آن زمان وارد كردند و سخنان راست آنان را افتراء به خدا تلقى نمودند ، و آن نابكاران كيفر گناه را به كار نيك و داراى ثواب قرار دادند . )