درست است كه مردم با بعثت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم خدا را با چشم سر نديدند و اين يك امر محال است ، ولى كلمات خداوندى در قرآن مجيد ، تا آنجا كه مردم بتوانند از استعداد خدايابى خود استفاده كنند . خدا را براى آنان قابل شهود ساخت .
كلمات علياى خداوندى علم و قدرت و ديگر صفات جمال و جلال كبريايى را قابل دريافت نمود . اين كلمات خبر از هستى و جريان آن را داد كه هيچ مخبرى جز خالق آن هستى نمىتواند چنين خبرى از هستى بدهد . واقعيات را آنچنان روشن ساخت كه با هيچ وسيله و ابزارى نميتوان بآنها رسيد . انسان را در همه ابعاد و سطوح و استعدادها و سرمايههايى كه دارد و به كدامين فعليتها و كمالات ميتواند برسد ، چنان بيان فرمود كه فروغ ربانى حاصل از معرفت انسان بدانگونه كه خدا طرح فرموده است ، براى هر انسان
[ 199 ]
آگاه قابل شهود مىباشد . از طرف ديگر كلمات خداوندى در قرآن ، در تفسير سقوط و نابودى جوامع چنان روشن و چنان ارائه دهنده است كه هر آگاه و خردمندى با مطالعه و تفكر در آنها ، نظم و قانونمندى هستى را مشاهده مىكند و يقين پيدا مىكند كه « با گردنده گردانندهاى هست » 13 ، 17 و أنّه سيأتى عليكم من بعدى زمان ليس فيه شيء أخفى من الحقّ و لا أظهر من الباطل ،
و لا أكثر من الكذب على اللَّه و رسوله ، و ليس عند أهل ذلك الزّمان سلعة أبور من الكتاب إذا تلى حقّ تلاوته ، و لا أنفق منه إذا حرّف عن مواضعه و لا فى البلاد شيء أنكر من المعروف ، و لا أعرف من المنكر ( و قطعى است كه پس از من روزگارى براى شما روى خواهد آورد كه در آن چيزى پوشيدهتر از حق و آشكارتر از باطل ، و فراوانتر از دروغ بستن به خدا و رسولش نخواهد بود . و در نزد اهل آن زمان كالايى كسادتر از قرآن وجود نخواهد داشت اگر حقّ خواندن آن ادا شود ، و متاعى با رونقتر از كتاب الهى نخواهد بود اگر از معانى و حقائق خود منحرف گردد . در آن روزگار هيچ چيزى ناشناختهتر از معروف [ يا زشتتر از نيكو ] و شناختهتر از ناشناخته [ يا نيكوتر از زشت ] وجود نخواهد داشت )