و از خطبه آن حضرت است :
هدف از بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم 1 ( پس خداوند محمد صلى اللّه عليه و آله را بر حق مبعوث فرمود تا بندگان خود را از پرستش بتها نجات داده و به عبادت خود وادار نمايد . 2 و از اطاعت شيطان رها نموده و به اطاعت خود نائل بسازد 3 بوسيله قرآنى كه آنرا تبيين و استوار فرموده است 4 تا بندگان با پروردگارشان آشنا شوند پس از آنكه او را نمىشناختند و از او بيگانه بودند 5 و به وجود او اقرار نمايند بعد از آنكه او را منكر شده بودند 6 و اثبات كنند او را پس از آنكه انكارش نموده بودند 7 پس خداوند سبحان در كتاب خود براى آنان تجلى كرد بدون اينكه او را ببينند بوسيله ارائه قدرتش 8 و بيمناك ساختن از قدرت و سطوتش 9 و با نشان دادن اينكه چگونه بوسيله كيفرهاى اعمال زشت اقوام گذشته آنان را نابود ساخت 10 و با عذابهاى سخت مزارع هستى آنان را درو كرد و از بين برد 11 آينده 12 و قطعى است كه پس از من روزگارى براى شما روى خواهد آورد كه چيزى پوشيدهتر از حق و آشكارتر از باطل 13 و فراوانتر از دروغ بستن به خدا و رسولش نخواهد بود 14 و
[ 191 ]
در نزد اهل آن زمان ، كالايى كسادتر از قرآن وجود نخواهد داشت اگر حق خواندن آن ، ادا شود 15 و متاعى با رونقتر از كتاب الهى نخواهد بود اگر از معانى و حقائق خود منحرف شود 16 و در آن روزگار هيچ چيزى ناشناختهتر از معروف [ يا زشتتر از نيكو ] و شناختهتر از ناشناخته [ يا نيكوتر از زشتى ] ها وجود نخواهد داشت 17 در آن زمان ، آنان كه كتاب الهى را معتقد و آن را با خود داشتند ، آن را دور خواهند انداخت 18 و حافظانش آنرا فراموش خواهند كرد 19 [ يا خود را به فراموشكارى خواهند زد ] در آن موقع ، كتاب و مدافعان و معتقدان و عمل كنندگان بآن مطرود و مهجور از جامعه گشته 20 و دو همدم در يك مسير خواهندبود 21 كه هيچكسى پناه بآن دو نخواهدداد 22 در آن روزگار كتاب خداوندى و معتقدان و عملكنندگان بآن ، در ميان مردم ، ولى از آنان نخواهند بود 23 و با آنان ديده خواهند شد ولى با آنان نيستند 24 زيرا گمراهى با هدايت توافق و هماهنگى ندارند ، اگر چه كنار يكديگر ديده شوند 25 در آن هنگام مردم به پراكندگى و جدايى از يكديگر ، متفق مىشوند 26 و براى بدست آوردن اتفاق و اجتماع از يكديگر جدا و پراكندهاند 27 گويى آنان هستند كه پيشوايان قرآنند ، نه اينكه قرآن پيشواى آنان باشد 28 نماندهاست از قرآن در ميان آنان مگر نامى از قرآن 29 و نمىشناسند از آن كتاب الهى مگر خط و حروف نوشته شده آن 30 و آنان پيش از آن زمان عذابهايى بر مردمان صالح وارد كردند 31 و سخنان راست آنان را افتراء بخدا تلقى كردند 32 و [ آن نابكاران ] كيفر گناه را به كار نيك و داراى ثواب قرار دادند 33 و جز اين نيست كسانى كه پيش از شما به هلاكت رسيدند بجهت آمال و آرزوهاى دور و درازى بود كه در سر داشتند و ناپديد شدن مرگ از ديدگاهشان 34 تا آنگاه كه آنچه بآنان وعده داده شده بود بر سرشان تاخت آن موعودى كه پوزش خواهى از آن مردود 35 و توبه در آن هنگام بىاثر 36 و حادثه كوبنده و عذاب سخت وارد شده است . 37 پند مردم 38
[ 192 ]
اى مردم ، كسى كه از خدا پند و خير خويش را مسئلت نمايد ، موفقگردد 39 و هر كسى كه كلام خدا را براى خود راهنما اتخاذ كند به آن طريقهاى كه محكمتر و راستتر است هدايت مىشود 40 زيرا كسى كه بهمسايگى خدا نائل گردد ، در امن و آسايش غوطه خورد 41 و كسى كه با او از در خصومت در آيد ترسان و هراسناك گردد 42 و بطور قطع ،
شايسته نيست هركس كه عظمت خداوندى را شناخت ، بمقام شامخ او تكبر بورزد 43 زيرا عظمت و بلندى كسانى كه عظمت ربوبى را مىدانند در آنست كه در برابر او تواضع كنند 44 و سلامت كسانى كه مىدانند قدرت او چيست ، در آنست كه تسليم او شوند 45 پس هرگز از حق گريزان مباشيد آنچنانكه انسان داراى مزاج صحيح از مبتلا به بيمارى گر مىگريزد 46 و آدم تندرست از مريض 47 و بدانيد شما حقيقت رشد و كمال را نخواهيد شناخت مگر اينكه كسى را كه آن را ترك كرده است بشناسيد 48 و پيمان كتاب را اتخاذ نخواهيد كرد مگر اينكه بحال كسى كه آن را شكسته است ، آگاه شويد 49 و تمسك به قرآن نخواهيد كرد مگر اينكه بشناسيد كسى را كه او را پشت سر انداخته است 50 پس بطلبيد آن را ( حق ، رشد ، پيمان كتاب و برخوردارى از آن را از نزد اهل آنها ) 51 زيرا آنان هستند باعث حيات علم و مرگ نادانى 52 و آنان هستند كه حكمشان [ درباره واقعيات ] خبر از علمشان مىدهد 53 و سكوتشان از گفتارشان 54 و آشكارشان از نهانشان 55 نه با دين مخالفت مىورزند و نه در دين اختلافى با يكديگر دارند 56 پس دين در ميان آنان شاهدى است راستگو 57 و ساكتى است گويا . 58
[ 193 ]