مورد دوم

بدعت بمعناى به وجود آوردن قضيّه‏اى بى‏سابقه درباره حقيقتى ، در صورتيكه آنچه درباره آن حقيقت بوسيله عقل سليم يا دين الهى اثبات شده است ، در گذشته بيان شده و گذشت زمان و بروز عوامل گوناگون نتوانسته است حكم عقل سليم و دين الهى را درباره آن حقيقت اصيل و ريشه‏دار متزلزل بسازد ، بلكه حتى عوامل مزبور واقعيت و استحكام آن را بيشتر آشكار ساخته است . بعنوان مثال : حقائقى كه در اصول و عقائد اسلامى وجود دارد ، مانند توحيد و صفات خداوندى و نبوت و معاد و مسئله زمامدارى و همچنين احكام فقهى و اخلاقى و جهان‏بينى كه بطور كلى اثبات شده است ،

همه آنها با نظر به فطرت اصلى انسان‏ها در ارتباطات چهارگانه ( ارتباط انسان با خويشتن ،

ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با جهان هستى و ارتباط انسان با همنوعان خود ) ثابت بوده و قابل دگرگونى نيستند ، مگر آنچه كه راجع به موضوعات و احكام ثانويه مى‏باشد .

در مقابل اين حقائق ثابت و اصيل هر بدعت حادثه خلاف واقع بوده و بايد از بروز آنها به شدت جلوگيرى كرد و در صورت بروز بايد بهر نحوى است استمرار آن را قطع نمود .

بعنوان مثال در مقابل لزوم اعتقاد به خدا ، انكار يا تردد در وجود خدا و يا عدم اعتقاد به وجود آن ذات اقدس ، بدعتهايى است كه بايد بهر نحوى كه ممكن است با آنها به مبارزه پرداخت . و همچنين ديگر مسائل اصولى و فقهى و اخلاقى مانند وجوب ارتباط با خدا بوسيله عبادات ، تنظيم مسائل اقتصادى جامعه و قواعد اخلاقى مانند « هر كارى بايد از

[ 174 ]

دستمزد عادلانه برخوردار باشد . » « بر خود بپسند آنچه را كه بر ديگران مى‏پسندى و بر ديگران مپسند آنچه را كه بخود نمى‏پسندى » با توجه كافى بمعناى بدعت بنيان‏كن ،

خواهيم ديد آنچه كه بشريت را با زشت‏ترين و وقيح‏ترين شكل به حيوانيت درنده مى‏كشاند ، همين بدعتها است كه همه موجوديت مادى و معنوى انسان را متلاشى ساخته و آن را به ورطه نابودى مى‏كشاند از همين جا معناى كلام مبارك رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم روشن مى‏شود كه فرمود :

كلّ بدعة ضلالة و كلّ ضلالة فى‏النّار 1 ( هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى در آتش است ) زيرا همانگونه كه اشاره نموديم ، دين مقدس اسلام براى همه شئون بشرى قاعده و حكم و طريق شناخت آنها را « آنچنانكه هستند » و « آنچنانكه بايد باشند » تعيين نموده است ، تغيير دادن هر يك از آنها بدعتى است كه مستلزم ضلالت است و بدين جهت است كه امير المؤمنين عليه السلام در جملات مورد تفسير مى‏فرمايد :

و ما أحدثت بدعة إلاّ تركت بها سنّة ( و هيچ بدعتى احداث نشده است مگر اينكه سنتى بوسيله آن متروك گشته است . ) ضمناً اين مسئله هم بايد روشن شود كه چه بدعتهايى به وجود آمده بود كه امير المؤمنين عليه السلام اين همه در تقبيح آن تأكيد مى‏فرمايد .

-----------
( 1 ) منهاج البراعة ج 9 ص 47

[ 175 ]