هر چيز نو و بىسابقه كه از يك يا چند نفر بروز مىكند . بدعت باين معنى بطور عام قبيح و مورد سرزنش نيست ، زيرا ترديدى در اين نيست كه پيشرفت علوم و تحول اجتماعات و گسترش صنايع و معارف همه و همه ، ناشى از نوآورىهاى نوابغ و مبتكران و صاحبنظران قرون بوده است . بدعت و ابداع باين معنى نه تنها محكوم و مردود نيست ، بلكه همانگونه كه در امتداد تاريخ مشاهده مىكنيم ، نوبينى و نوگرايى و نوآورى بوده است كه باعث شده است بشر در ابعاد بسيار متنوع پيشرفتى داشته باشد
تازه مىگير و كهن را مىسپار
كه هر امسالت فزون است از سه پار
هين بگو تا ناطقه جو مىكَنَد
يا به قرنى بعد ما آبى رسد
گر چه هر قرنى سخن نو آورد
ليك گفت سالفان يارى كند
و با كمال قاطعيت بايد گفت : هر انسانى كه چه در حال انفراد و چه در حال جمعى ،
توانايى آزاد ساختن خود را از زنجيرهاى كهن و بندهاى محكمى [ كه نه بجهت اصالت و واقعيت آنها ، بلكه تنها بجهت گذشت زمان در چشمهسار وجود آدمى رسوب و
[ 173 ]
تهنشين شدهاند ] نتواند خود را آزاد كند ، چنين انسانى توانائى حركت در اين زندگى را ندارد ، چه رسد به اينكه به تكاپوى مسابقه در خيرات و كمالات موفق گردد . آيات قرآنى اين معنى را در آيات مربوط به توبيخ اقوام و مللى كه تكيه به عقايد گذشتگان خود مىكردند ، در چند مورد بيان كرده است . پس انسان ساخته شده يا انسانى كه ميخواهد در اين زندگانى ساخته شود ، همواره بايد با واقعيات و حقائق در ارتباط باشد ،
خواه امروز به وجود آمده باشند يا هزاران سال پيش .