2 حجت برونى

ما در توضيح و توصيف حجت برونى ، همه انبياء و اوصياء عليهم السلام و اولياء و حكماى راستين را متذكر شديم ، زيرا آنچه كه عقل بالضروره حكم مى‏كند و منابع اسلامى نيز آن را تأييد مى‏نمايد ، لزوم حجت بطور مطلق است ، نه تنها انبياء عليهم السلام . زيرا بديهى است كه همه برهه‏هاى تاريخ و همه جوامع بشرى از انبياى رسمى برخوردار نبوده‏اند . با اينحال ، خداوند متعال بوسيله يك عده انسانهاى رشد يافته ، حق و باطل را و لو بطور نسبى براى بندگان خود ارائه مى‏نمايد . و اينكه از بعضى تواريخ و حتى از بعضى منابع معتبر اسلامى ( قرآن و نهج البلاغه ) چنين بر مى‏آيد كه در طول تاريخ دورانهايى بوده است ( فترت ) كه مردم در تاريكى‏ها غوطه‏ور بوده و هيچ روشنايى براى پيدا كردن حق و باطل نداشتند ، اگر درست دقت كنيم ، خواهيم ديد اغلب آن منابع دلالت باين ندارند كه هيچ حجت و دليلى در روى زمين و در جوامع نبوده است بلكه مى‏گويند كه مردم در فساد و تباهى‏ها غوطه‏ور بوده‏اند ، و اين معنى اعم از آن است كه حجت برونى بمعناى عام آن وجود نداشته است . البته برخى از آن منابع همانگونه كه در بعضى خطبه‏هاى نهج البلاغه آمده است ، دلالت بر فساد عموم مردم و فقدان رهنما بطور عام مى‏نمايد ، كه در اين صورت خداوند سبحان با حجت درونى ( عقول و دلها و وجدان‏هاى آدميان ) آنان را از ظلمات نجات مى‏دهد . بدانجهت كه مباحث مربوط به نبوت و عموم راهنمايى از اهميت فوق‏العاده‏اى برخوردار است ، لذا از محققان و مطالعه‏كنندگان ارجمند تقاضا ميشود به مجلدات زير از اين ترجمه و تفسير

[ 149 ]

مراجعه فرمايند مجلد دوم ص 171 و ص 94 و از ص 176 تا 192 و « از ص 195 تا ص 203 و ص 94 از ص 258 تا ص 264 . و مجلد چهارم از ص 259 تا 260 و « از ص 307 تا ص 313 . و مجلد پنجم از ص 149 تا ص 157 . و مجلد هشتم از ص 58 تا ص 67 و « از ص 284 تا ص 293 و مجلد يازدهم از ص 153 تا ص 167 . و مجلد دوازدهم از ص 13 تا ص 14 . و مجلد سيزدهم ص 276 و 277 .

و مجلد پانزدهم از ص 19 تا ص 21 . و مجلد هفدهم ص 9 و از ص 11 تا ص 80 و از ص 96 تا ص 99 و « ص 102 و مجلد هيجدهم از ص 52 تا ص 58 و « ص 197 و 198 و « از ص 207 تا 211 و « از ص 296 تا 307 . و مجلد نوزدهم از ص تا ص 57 و درباره انواع رهبر و رهنمايى‏ها ، مراجعه فرماييد به مجلد دوم از ص 192 تا ص 195 و ص 202 و 203 و مجلد پنجم از ص 28 تا ص 30 و « از ص 119 تا ص 128 و مجلد ششم از ص 117 تا ص 119 و ص 195 و ص 207 و 208 و مجلد نهم از ص 10 تا ص 12 و ص 19 و 20 و ص 206 و 207 و « از ص 216 تا 20 و مجلد يازدهم از ص 125 تا ص 127 و « ص 180 تا ص 181 و « از ص 190 تا ص 193 و مجلد چهاردهم از ص 126 تا ص 129 و مجلد هفدهم از ص 201 تا ص 213 و مجلد هيجدهم از ص 84 تا ص 85 و مجلد نوزدهم از ص 127 تا ص 129 . 6 ، 11 قد كشف الخلق كشفة لا أنّه جهل ما أخفوه من مصون أسرارهم و مكنون ضمائرهم ، و لكن ليبلوهم أيّهم أحسن عملا ، فيكون الثّواب جزاء و العقاب بواء ( خداوند متعال [ بوسيله آزمايشها ] در اين دنيا درون مردم را آشكار مى‏كند نه از آن جهت كه اسرار نهانى آنان را كه پوشيده است نميداند و از آنچه كه در دلهاى آنان مخفى است آگاهى ندارد ، بلكه براى آنست كه آنان را در مجراى آزمايش قرار بدهد تا كسى كه عمل صالح انجام مى‏دهد [ در عرصه وجود ] بروز كند . و كسى كه عمل ناصالح

[ 150 ]

مرتكب مى‏گردد ، مستحق كيفر شود ، و در نتيجه پاداش جزاى عمل صالح و كيفر عقاب عمل ناصالح تحقق يابد )