بار الها ،
باد ما و بود ما از داد تست
هستى ما جمله از ايجاد تست
لذت هستى نمودى نيست را
عاشق خود كرده بودى نيست را
[ 138 ]
لذت انعام خود را وامگير
نقل و باده جام خود را وا مگير
ور بگيرى كيت جست و جو كند
نقش با نقّاش كى نيرو كند
منگر اندر ما و مكن در ما نظر
اندر اكرام و سخاى خود نگر
ما نبوديم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفته ما مىشنود
مولوى پروردگارا ، هيچ حادثه و ذرهاى در دستگاه هستى از علم تو پوشيده نيست ، توئى عالم السّر و الخفيات . اگر دستور تو به دعا و نيايش نبود ، ما تنها به اضطراب و تشويش در ناگواريها بسنده مىكرديم . تويى كه در دعا را بروى ما باز نموده فرمودهاى أُدْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ 1 ( مرا بخوانيد تا دعاى شما را مستجاب كنم ) تويى كه فرمودهاى وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِى عَنىَّ فَأِنىَّ قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الْدَّاعِ إِذا دَعانِى ( و اگر بندگان من از تو بپرسند [ بآنان بگو : ] من بآنان نزديكم اجابت مىكنم دعاى كسى را زمانيكه مرا بخواند ) إلهى علمك بحالى يغنيك عن مقالى ( خداوندا ، علم تو به حال من ، ترا از سخن من بىنياز مىكند . ) با اينحال ، گرايش و نيايش ما هنگامى بحال جدى مىرسد و موقعى جان ما را رهسپار كوى ربوبى مىكند كه همه دستگاه مغز و روان و دل و اعصاب ما به شدت هماهنگ گشته و با توليد يك اراده جدى ، حاجت خود را بخواهيم . خداوندا ، اگر نميدانيم چه گونه به بارگاه تو دعا كنيم . خود با كرم عام و لطف خاص خود دعا را براى ما تعليم فرما .
اى خداى پاك و بىانباز و يار
دستگير و جرم ما را در گذار
ياد ده ما را سخنهاى رقيق
كه ترا رحم آورد آن اى رفيق
اى دعا از تو اجابت هم ز تو
ايمنى از تو مهابت هم ز تو
گر خطا گفتيم اصلاحش تو كن
مصلحى تو اى تو سلطان سخن
-----------
( 1 ) غافر آيه 60
[ 139 ]
كيميا دارى كه تبديلش كنى
گرچه جوى خون بود نيلش كنى
اين چنين ميناگريها كار تست
اين چنين اكسيرها ز اسرار تست
33 ، 36 أللّهمّ إنّا نسئلك ألاّ تردّنا خائبين ، و لا تقلبنا واجمين ، و لا تخاطبنا بذنوبنا و لا تقايسنا بأعمالنا ( خداوندا ، از تو مسئلت داريم كه ما را مأيوس برمگردان ، و ما را در حاليكه از شدت اندوه زبان در دهانمان از حركت افتاده است نوميدمان مفرما ، بارالها ، ما را به گناهانى كه مرتكب شدهايم مؤاخذه مفرما ، و ما را با كردارهايمان محاسبه منما )