امير المؤمنين عليه السلام در خطبه 115 نيايش خود را در موقع استسقاء چنين بيان مىكند :
« خداوندا ، نباتات كوههاى ما از خشكسالى افسرده و خشكيدهاند ، و خاك تيره
[ 1 ] آيه 155 از سوره الاعراف كه درباره هلاك شدن آن عده از بنىاسرائيل است كه خواست رويت خدا را از حضرت موسى عليه السلام نموده بودند . حضرت موسى عليه السلام در مقام نيايش با خدا چنين عرض مىكند كه أتهلكنا بما فعل السّفهاء منّا ( آيا ما را بسبب كردار نابخردان ما ، هلاك مىنمايى ) در اينمورد نبايد توهم كرد كه خداوند متعال بيگناهان را به كردار گنهكاران مؤاخذه مينمايد ، زيرا اين نوعى ظلم است كه خداوند هرگز و بهيچ وجه و با هيچ مقدار آن را انجام نمىدهد .
بنابر اين ، بايد با نظر به آيه 25 از سوره الانفال وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا يُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خاصَّةً ( به ترسيد از آن فتنهاى كه تنها دامن ستمكاران شما را نمىگيرد ) بگوييم : كسانى كه مشمول فتنه يا عذاب الهى گشتهاند بدون اينكه در ظلم و معصيت بطور مستقيم شركت داشته باشند ، مردمانى بودهاند كه در مقدمات آن فتنه و بروز آثار ستمكارى مىتوانستند خود را كنار بكشند . و مىتوان گفت كه آثار وضعى بعضى از گناهان كبيره بقدرى فراگير است كه حتى ممكن است دامن بىگناهان را هم بگيرد ،
نهايت امر مانند قوانين حاكم در طبيعت است كه موجب سقط جنين و زلزله و آتشفشانى مىگردد و بدون تفاوت ميان گنهكار و بىگناه طومار زندگى همه آنان را در مىنوردد و چون خداوند سبحان عادل و ارحم الراحمين است ، بيگناهان را پس از مرگ مورد لطف و عنايت خود قرار مىدهد .
[ 137 ]
روى زمين ما را از بىآبى پوشانده است . حيوانات ما سخت تشنهاند و در جايگاههاى استراحت خود حيرتزده همانند مادران بچه مرده مىنالند و از رفت و برگشت با لب تشنه در چراگاهها و آبشخورها در ملالند . پروردگارا ، به نالههاى نالهكنندگان و سوزش دلسوختگان عنايتى فرما و بر اين جانداران در مسير حركتها و مدخل آسايشگاههايشان ترحمى فرما . بار خدايا ، ما در حالى رو به سوى تو آورديم كه شتران لاغر ، از قحطى آب و علف بهمراه در حركتند [ و هنگامى به رحمت واسعه تو روى آورديم ] كه ابرها با علامت بارش باران ، نهال اميد در درون ما كاشتند ، ولى اين نهال را به ثمر نرسانده از فضاى ما ناپديد شدند . » اين خطبه را تا آخر بخوانيد و معناى رابطه نيايش با خداوند مهربان را درك كنيد .
در همان لحظات كه آه و نالههاى نيايشگران از اعماق دلهايشان سر مىكشد ، درياها نيز در حال همدردى ابرها را به فضا مىفرستند تا با همديگر تجلىگاه قوانين هستى و رحمت الهى را به وجود بياورند . در اين هنگام ، همزمان با ريزش قطرات اشك بر رخسار نيايشگران ، قطرات باران نيز بر روى زمين باريدن مىگيرد . 28 ، 32 أللّهمّ إنّا خرجنا إليك نشكو إليك ما لا يخفى عليك حين ألجأتنا المضايق الوعرة ، و أجاءتنا المقاحط المجدبة ، و أعيتنا المطالب المتعسّرة ، و تلاحمت علينا الفتن المستصعبة ( خداوندا ، ما به سوى تو آمدهايم ،
از رويدادهايى شكوه داريم كه به مقام شامخ تو پوشيده نيست . پروردگارا بتو پناه آوردهايم از تنگناهاى سخت و دشوار و از بىبارانىهايى كه خشكسالى بوجود آورده است و از حوادث بسيار سخت و ناگوار كه ما را ناتوان ساخته است ، و از فتنهها و آشوبهاى بسيار دشوار كه ما را به ستوه آورده است )