اين كلام مبارك در نهى از غيبت كردن ( بدگوئى و فاش ساختن گناه شخصى كه يك انسان مخفيانه مرتكب شده است ) مىباشد 1 ( و جز اين نيست كه براى كسانى كه از معصيت محفوظ و از ارتكاب خطا محروس و سالم هستند ، سزاوار است كه كسانى را كه مرتكب گناهان و معصيت مىشوند مورد ترحم قرار بدهند 2 و شكرگذارى در برابر اينكه توانستهاند از آلودگى به گناه در امان باشند بر آنان غالب شود و مانع عيبجوئى و عيبگوئى مبتلايان به گناه گردد 3 [ حال كه چنين است ، يعنى لازم است كه مردمان سالم و محفوظ از گناه و خطا عيبجوئى و عيبگوئى نكنند . ] پس بطريق اولى نبايد كسانى كه خود مبتلاء و آلوده به عيوب هستند ، انحرافات و گناهان ديگران را افشاء كنند و بازگو نمايند 4 . آيا اين عيبجو نمىبيند پردهپوشى خداوندى را درباره گناهان خود او كه بزرگتر است از آن خطايى كه آن انسان مرتكب خطا ، مبتلا بآن شده است 5 آن عيبگير چگونه آن گرفتار را سرزنش مىكند در صورتيكه خود او نيز همانند آن معصيت را مرتكب شده است 6 و اگر هم مانند آن گناه را مرتكب نشده باشد ، در غير از آن مورد ، خدا را
[ 97 ]
نافرمانى كرده است كه بزرگتر از آن معصيت بوده است 7 و سوگند بخدا ، اگر آن عيبجو خدا را با گناه بزرگ نافرمانى نكرده و گناهى كوچك انجام داده باشد ، جرئت او به ابراز عيب مردم گناهى است بزرگتر 8 .
اى بنده خدا ، در اظهار عيب هيچكس درباره گناهى كه مرتكب شده است ، شتاب مكن ، زيرا شايد كه براى او بخشيده شده باشد 9 و براى خود درباره معصيت كوچك احساس امان مكن 10 شايد كه براى همان معصيت كوچك معذب خواهى گشت 11 پس هر كسى از شما كه به عيب ديگرى اطلاعى پيدا كرده است ، بجهت اطلاعى كه از عيب خود دارد از ابراز آن خوددارى نمايد 12 و شكر و سپاسگزارى براى محفوظ ماندن از خطا او را از توجه بآنچه كه ديگرى به او مبتلا شده است ، منصرف بسازد 13 .
[ 98 ]