ترجمه خطبه صد و چهلم

اين كلام مبارك در نهى از غيبت كردن ( بدگوئى و فاش ساختن گناه شخصى كه يك انسان مخفيانه مرتكب شده است ) مى‏باشد 1 ( و جز اين نيست كه براى كسانى كه از معصيت محفوظ و از ارتكاب خطا محروس و سالم هستند ، سزاوار است كه كسانى را كه مرتكب گناهان و معصيت مى‏شوند مورد ترحم قرار بدهند 2 و شكرگذارى در برابر اينكه توانسته‏اند از آلودگى به گناه در امان باشند بر آنان غالب شود و مانع عيبجوئى و عيب‏گوئى مبتلايان به گناه گردد 3 [ حال كه چنين است ، يعنى لازم است كه مردمان سالم و محفوظ از گناه و خطا عيبجوئى و عيبگوئى نكنند . ] پس بطريق اولى نبايد كسانى كه خود مبتلاء و آلوده به عيوب هستند ، انحرافات و گناهان ديگران را افشاء كنند و بازگو نمايند 4 . آيا اين عيبجو نمى‏بيند پرده‏پوشى خداوندى را درباره گناهان خود او كه بزرگتر است از آن خطايى كه آن انسان مرتكب خطا ، مبتلا بآن شده است 5 آن عيب‏گير چگونه آن گرفتار را سرزنش مى‏كند در صورتيكه خود او نيز همانند آن معصيت را مرتكب شده است 6 و اگر هم مانند آن گناه را مرتكب نشده باشد ، در غير از آن مورد ، خدا را

[ 97 ]

نافرمانى كرده است كه بزرگتر از آن معصيت بوده است 7 و سوگند بخدا ، اگر آن عيب‏جو خدا را با گناه بزرگ نافرمانى نكرده و گناهى كوچك انجام داده باشد ، جرئت او به ابراز عيب مردم گناهى است بزرگتر 8 .

اى بنده خدا ، در اظهار عيب هيچ‏كس درباره گناهى كه مرتكب شده است ، شتاب مكن ، زيرا شايد كه براى او بخشيده شده باشد 9 و براى خود درباره معصيت كوچك احساس امان مكن 10 شايد كه براى همان معصيت كوچك معذب خواهى گشت 11 پس هر كسى از شما كه به عيب ديگرى اطلاعى پيدا كرده است ، بجهت اطلاعى كه از عيب خود دارد از ابراز آن خوددارى نمايد 12 و شكر و سپاسگزارى براى محفوظ ماندن از خطا او را از توجه بآنچه كه ديگرى به او مبتلا شده است ، منصرف بسازد 13 .

[ 98 ]