در آنهنگام كه ولىّ اعظم الهى و حاكم عدل و پرچمدار هدايت ، قدم به جوامع بشرى بگذارد ، هوى و هوس و تمايلات حيوانى كه ملاك و محور رشد و كمال قرار گرفته بود ، بوسيله آن حجت برگزيده ربانى بطلان و سقوط خود را آشكار ميسازد و
[ 5 ]
قدرت اخلالگرى و بىرنگ ساختن رشد و كمال را كه هدف اعلاى حيات بشرى است ،
از دست مىدهد . شگفتا ، با اينكه اكثريت قريب به اتفاق مردم مىدانند كه هوى و هوس و خودكامگى باضافه اينكه براى برقرارى و فعاليتهاى خود ، نيازمند صرف انرژىهاى متنوع و اتلاف وقت گرانبها و رسوايىهاى گوناگون ميباشد ، و با اينكه موقت و نسبى و تباه كننده اصيلترين اصول اخلاقى انسانى است ، با همه اينها ، نه تنها نمىخواهد دست از هوى و هوس خود بردارد ، بلكه مىكوشد تا رشد و كمال و هدايت و وسائل آنها را كه اصول سازنده اخلاق انسانى است ، با زنجير تخيلات و توهمات مغزى خود ، بطرف هوى و هوس بكشاند و آن را ملاك تكاپوى خود در اين دنيا قرار بدهد و هدايت را بوسيله هوى و هوس خود تفسير و توجيه كند .