ج 23
متن خطبه صد و سىام
ترجمه خطبه صد و سىام
تفسير عمومى خطبه صد و سىام
1 ابوذر غفارى كه بود و چه كرد و چه شد ؟
كيفيت تبعيد ابوذر غفارى به ربذه
بحثى در انواع حبّ و بغض و رضايت و غضب
آنان ترا سدّ راه خودكامگيهاى خود ديدند و از رسالت تو براى ايجاد جامعه سالم وحشت زده شدند
قصه آن دباغ كه در بازار عطر فروشان از بوى عطر و مشك بيهوش و رنجور شد
اى اباذر ، آنچه را كه آنان ميخواهند و زندگى خود را بر سر آن مىبازند ، بر خود آنان بگذار و بگذر و شخصيت كمال جوى خود را هر چه سريعتر و جدىتر نجات بده .
بگذار پرده از روى واقعيات كنار برود تا معلوم شود كه اين مردم به چه چيزهايى نيازمند بودند و از چه چيزهايى بىنياز
در آنهنگام كه همه كيهان بزرگ مانند ديوارى آهنين يك انسان را در خود بفشارد ، تقواى الهى انسان ، آن ديوار را مىشكافد و او را از آن محاصره مرگبار نجات ميدهد .
با حق و حقيقت انس بگير و از باطل بهراس
اگر در چسبيدن به دنيا و آرمانهاى آن ، با دنيا پرستان خودكامه شركت كنيد ، محبوب و امين آنان خواهيد بود
131 متن خطبه صد و سى و يكم
ترجمه خطبه صد و سى يكم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و يكم
آنجا كه شخصيت انسانهاى يك جامعه استقلال و مديريت خود را از دست داد ، زندگى آنان در تاريكى اختلاف ، با دلهايى پراكنده و مغزهايى خالى از عقل تباه خواهد گشت
موضوع جامعهشناسى
چگونه جامعهشناسى بصورت علم در ميايد ؟
جامعهشناسى تحقيقى و جامعهشناسى نظرى
دخالت موضعگيريهاى خاص در جامعهشناسى
جامعهشناسى و جامعهسازى
ارزش شناسائى محض بدون عمل مساوى است با ارزش عمل محض بدون علم
آنجا كه رابطه معرفت و عمل شكل معمائى بخود ميگيرد
شرط اساسى معرفت كه از گرديدنها نصيب بشريت ميگردد
چگونه ميتوان قوانين ثابت را با دگرگون ساختن آنها شناخت ؟
آيا شناخت شيىء پس از گرديدن ميتواند شناختن آن شيىء بطور مطلق باشد ؟
آيا براى جامعهشناسى قوانينى وجود دارد ؟
آيا وجود قوانين در جامعهشناسى دليل مجبور بودن انسانهاست ؟
1 معناى اينكه انسان اختيار دارد
2 توجه به شخصيتى كه سلطه و نظارتش كار را اختيارى مينمايد ، چيست ؟
3 سه مفهوم : رهايى ، آزادى و اختيار ، را با يكديگر مخلوط نكنيم
مفهوم يكم رهايى ( انطلاق )
مفهوم دوم آزادى ( حرّيت ) آزاد كردن ( تحرير )
مفهوم سوم اختيار
توضيحى درباره دخالت شخصيت در كار اختيارى
هر اندازه شخصيت قوىتر باشد وصول به اختيار آسانتر خواهد بود
قانون علّيّت و كار اختيارى و تشكيكات هفتگانه
تشكيك يكم
تشكيك دوم
تشكيك سوم
تشكيك چهارم
تشكيك پنجم
تشكيك ششم
تشكيك هفتم
توضيحى درباره روابط كلّى سه گانه : ( طبيعى ، روانى و قراردادى )
جبر و آزادى در حركات سه گانه
1 . حركت جبرى رو به پيشرفت
2 . حركت آزادانه رو به پيشرفت
3 . حركت جبرى رو به تخريب و انهدام
نوع يكم
نوع دوم
4 . حركت آزادانه رو به تخريب و انهدام
5 . حركت جبرى در مسير نسبتا ثابت
6 . حركت آزادانه در مسير نسبتا ثابت
روابط موجود در يك جامعه باز ، با روابط موجود در ساير جوامع
مسائل چهارگانهاى كه از ابراز حكم قاطع درباره مبانى حياة جوامع جلوگيرى مىنمايد
1 . ارتباط هر جامعه با جوامع ديگر كه امروزه با اشكال متنوع حكمفرماست
2 . انسانها گام بزندگى ميگذارند و از صفر شروع ميكنند
دليل يكم
دليل دوم
دليل سوم
3 . وجود عنصر مخصوصى بنام ميخواهم در محور اساسى هر جامعهاى كه از انسانها تشكيل يافته است .
4 . عامل بازيگرى و تماشاگرى
جامعهشناس در قلمرو جوامع
عينك دوم در شناسائىهاى مربوط بانسان چيست ؟
رابطه هم عقيدتى آزادانه
طرق شناسائى جامعهاى كه امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام در آن حكومت كرده است
1 . دوران پيش از ظهور اسلام
نظريّه يكم
نظريه دوم
2 . با بعثت پيامبر اكرم ، زمينه براى به وجود آمدن مدينه فاضله فراهم گشت
3 . شناخت عامل الهى بروز زمينه سعادت در مسير حيات معقول كه پيامبر اعظم اسلام بود و آشنائى با اين رسول ربانى با توصيفات امير المؤمنين على عليه السلام
4 رسالت عظماى پيامبر اسلام شخصيتهائى را در مسير وصول به عظمت كمال قرار داد
5 رديف دوم از انسانهايى كه با پذيرش رسالت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم نمونههايى از انسان كامل گشته بودند
آيا بشريت از رسالت الهى آنچنانكه ميبايست بهرهبردارى كرد ؟
جوامع بشرى از طلوع اسلام تاكنون در ابعادى مختلف از رسالت اسلام برخوردار شده است
1 . زمينه براى به وجود آمدن مدينه فاضله از هر دو بعد « معرفت و عمل » كاملا آماده گشت
2 . پرورش يافتن انسانهايى نائل به رشد و كمال عالى انسانى با درجاتى مختلف
3 . گسترش عدالت در هر جامعهايكه مسلمين بر آنها سيطره پيدا مىكردند
4 . كوشش و تكاپوى بسيار شديد براى ترويج علوم
5 . زمينه نظام روابط اقتصادى انسانها با عوامل توليد و توزيع به عالىترين درجه خود رسيد
6 . جريان نظم زندگى اجتماعى مسلمانان
با اين حال شناخت مردم جامعه درباره شخصيت الهى پيامبر اكرم و عظمت اسلام مختلف بود
با نظر به اختلاف برداشت از شخصيت و سخنان پيامبر اكرم لازم بود كه گردانندگان جامعه اسلامى ، داناترين و با تقوىترين اشخاص را براى تفسير شخصيت و سخنان آنحضرت تعيين مىنمودند
بدانجهت كه شخصيت پيامبر اسلام و مكتبى كه او آورده بود ، براى همه طبقات و گروههاى آن دوران كاملا روشن نشده بود ، لذا وقوع آشوبها و بحرانهاى غير قابل توضيح و ظالمانه ، در دوران خلافت امير المؤمنين عليه السلام امرى طبيعى بوده است .
اگر جامعهاى را كه على بن ابيطالب در آن زمامدارى نموده است نماينده كامل همه جوامع بشر معرفى كنيم ، با كمال تأسف بايد گفت : جوامع بشريت از عهده آزمايش الهى برنيامده است .
امير المؤمنين عليه السلام در برابر آن جامعه طوفانى و پر از ضد و نقيض كه اكثريت مردم آنرا غوطهوران در جهل و خودكامگى و سست عنصرى تشكيل مىدادند خود را نباخته بود
امير المؤمنين ( ع ) ميتوانست همه ناگواريها و نابسامانىهاى دوران خود را با روش ماكياولى ( هدف وسيله را توجيه مىكند ) مرتفع بسازد
نتائجى مهم كه از شناسائى چنان جامعهاى بدست خواهد آمد
نتيجه يكم
نتيجه دوم
نتيجه سوم
نتيجه چهارم
نتيجه پنجم
آنجا كه صداى حق كه حيات بخش است صيحهاى مرگآور ميباشد
من چگونه مىتوانم بوسيله شما ظلمت از چهره عدل و كجى از حق را برطرف بسازم در صورتيكه خود شما ظلمت بر روى عدل انداختهايد و حق را منحرف ساختهايد
همه تلاش امير المؤمنين ( ع ) آن انسان كامل ، براى اصلاح انسانها و محو ظلم از ميان آنها بود .
من نخستين كسى هستم كه در پرتو رسالت پيامبر اكرم ( ص ) ايمان آوردم و به نماز ايستادم
شرائط ضرورى كسى كه زمامدارى مسلمين را بر عهده مىگيرد
نوع يكم شرائط كمالى
نوع دوم شرايط فقهى
آيا دو نوع شرائط زمامدارى ، در دوران معاصر نيز ، براى زمامدارى ضرورت دارد ؟
متن خطبه صد و سى و دوم
132
حمد اللّه
ترجمه خطبه صد و سى و دوم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و دوم
مقامى است بس والا كه آدمى در همه حالات خوشى و ناخوشى سپاسگزار خدا باشد
خدا است عالم مطلق بر همه موجودات
تطابق آشكار و نهان و قلب و زبان آدمى در شهادتين
انسانهاى رشد يافته تعليم و تربيت جامعه و هر گونه خدمت به جامعه را تكليف الهى حتمى خود ميدانند و بهمين جهت استقبال و رويگردان بودن مردم از آنان تاثيرى در دل و مغز آنان نميگذارد .
با سپرى شدن ساليان عمر ، كاخهاى سر به فلك افراشته تبديل به تلّ خاك و خانهها مبدل به گور مىگردد و اموال از آن وارثان و زنها از آن ديگران مىشود .
133 متن خطبه صد و سى سوم
القرآن
رسول الله
الدنيا
عظة الناس
ترجمه خطبه صد و سى و سوم
قرآن
رسولخدا صلى اللّه عليه و آله و سلم
دنيا
موعظه براى مردم
[ قرآن ]
تفسير عمومى خطبه صد و سى و سوم
همه هستى با همه ابعاد و سطوح و جريانات خود تسليم خدا و سجده به او مينمايند
آيا همه موجودات عالم هستى از حيات برخوردارند ؟
تكليف علم در اين مورد چيست ؟
مطلب يكم
مطلب دوم
مطلب سوم
مطلب چهارم
آيا وجود قوانين كلى در علوم و فلسفهها كه از وجود ثابتها كشف مىكند ، ميتواند آنها را از نظاره و سلطه دائمى الهى بىنياز نمايد ؟
قرآن ، آن كتاب الهى كه هرگز ناتوان و كهنه نخواهد گشت
پيامبر اسلام ، خاتم الانبياء عليهم السلام ، و دين او خاتم الاديان و براى بشريت جاودانى است و بحثى در اختلاف احكام شرايع الهى
اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان
اين دنيا براى انسان بينا پروازگاه است و براى نابينا فرودگاه
حيات ، حقيقتى است كه هيچ كس از آن سير نميشود
رسالة في دفع الغمّ من الموت
حكمت ، حيات قلبهاى مرده و بينائى چشمان كور و شنوائى گوشهاى كر و سيراب كننده لب تشنگان كمال است
در آن هنگام كه بشر بتواند با قرآن ببيند و با قرآن سخن بگويد
آيات قرآنى يكديگر را تفسير مىكنند
صورتهاى خندان و شكوفا با درونهاى عبوس و منقبض بيكديگر
مطلب يكم
مطلب دوم
مطلب سوم
متن خطبه صد و سى و چهارم
134
ترجمه خطبه صد و سى و چهارم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و چهارم
همان خدائى كه مسلمانان را بدون سپاه فراوان و بدون كمترين تجهيزات پيروز فرمود ، زنده و ابدى است ، تو مطابق تكليف خود عمل كن
متن خطبه صد و سى و پنجم
135
ترجمه خطبه صد و سى و پنجم
مغيرة بن الاخنس كيست ؟
متن خطبه صد و سى و ششم
ترجمه خطبه صد و سى و ششم
بيعت شما با من يك پديده ناگهانى نبوده و با كمال اختيار و تدبير و بدون كوچكترين اجبار بوده است
من شما را براى قرار دادن در جاذبه كمال الهى ميخواهم ، شما مرا براى اشباع هوى و هوسهاى خود ميخواهيد
اى مردم ، بياييد مرا براى اصلاح خودتان يارى كنيد
اگر خود انسانها به معلمان و مربيان و مديران برازنده جامعه خود را يارى نكنند تلاش آنان بجايى نخواهد رسيد .
اگر كسى بخواهد وقاحت و وخامت ظلم را بفهمد به كينه و ستيزه شديد امير المؤمنين عليه السلام درباره ظلم بنگرد .
متن خطبه صد و سى و هفتم
طلحه و الزبير
امر البيعة
ترجمه خطبه صد و سى و هفتم
طلحه و زبير
امر بيعت
تفسير عمومى خطبه صد و سى و هفتم
آن نابكاران هيچ جرمى از من نديدهاند ، حقى را مىخواهند كه خود آن را رها كردهاند
نيرومندترين اقوياء كسى است كه در دوران زندگىاش نه او كسى را بفريبد و نه كسى او را بفريبد
اين همان گروه ستمكار است كه بمن خبر داده شده است
در درون اين گروه ستمكار خباثت و فساد موج مىزند
شما بوديد كه با كمال عشق و علاقه براى بيعت با من ، به طرف من هجوم آورديد
ظلم و ظالم و مظلوم . عدل و عادل و كسى كه درباره او با عدل رفتار شده است
درجات عظمت عدالت و مراتب قبح و وقاحت ظلم
ظلم بر امير المؤمنين على بن ابيطالب قبيحترين ظلمها است
انواع ظلم
1 . ظلم مالى
2 . ظلم جانى
3 . ظلم اعتبارى
4 . ظلم فكرى
5 . ظلم روانى يا روحى
انواع ظلمهاى پنجگانه حد و مرز معينى ندارد
معناى يكم
معناى دوم
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست اشخاص
فهرست مآخذ
فهرست مكانها
فهرست قبائل