شرح نهج البلاغه (جعفرى) [32]

ج 23
متن خطبه صد و سى‏ام

ترجمه خطبه صد و سى‏ام
تفسير عمومى خطبه صد و سى‏ام
1 ابوذر غفارى كه بود و چه كرد و چه شد ؟
كيفيت تبعيد ابوذر غفارى به ربذه
بحثى در انواع حبّ و بغض و رضايت و غضب
آنان ترا سدّ راه خودكامگيهاى خود ديدند و از رسالت تو براى ايجاد جامعه سالم وحشت زده شدند
قصه آن دباغ كه در بازار عطر فروشان از بوى عطر و مشك بيهوش و رنجور شد
اى اباذر ، آنچه را كه آنان ميخواهند و زندگى خود را بر سر آن مى‏بازند ، بر خود آنان بگذار و بگذر و شخصيت كمال جوى خود را هر چه سريع‏تر و جدى‏تر نجات بده .
بگذار پرده از روى واقعيات كنار برود تا معلوم شود كه اين مردم به چه چيزهايى نيازمند بودند و از چه چيزهايى بى‏نياز
در آنهنگام كه همه كيهان بزرگ مانند ديوارى آهنين يك انسان را در خود بفشارد ، تقواى الهى انسان ، آن ديوار را مى‏شكافد و او را از آن محاصره مرگبار نجات ميدهد .
با حق و حقيقت انس بگير و از باطل بهراس
اگر در چسبيدن به دنيا و آرمانهاى آن ، با دنيا پرستان خودكامه شركت كنيد ، محبوب و امين آنان خواهيد بود
131 متن خطبه صد و سى و يكم

ترجمه خطبه صد و سى يكم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و يكم
آنجا كه شخصيت انسانهاى يك جامعه استقلال و مديريت خود را از دست داد ، زندگى آنان در تاريكى اختلاف ، با دلهايى پراكنده و مغزهايى خالى از عقل تباه خواهد گشت
موضوع جامعه‏شناسى
چگونه جامعه‏شناسى بصورت علم در ميايد ؟
جامعه‏شناسى تحقيقى و جامعه‏شناسى نظرى
دخالت موضع‏گيريهاى خاص در جامعه‏شناسى
جامعه‏شناسى و جامعه‏سازى
ارزش شناسائى محض بدون عمل مساوى است با ارزش عمل محض بدون علم
آنجا كه رابطه معرفت و عمل شكل معمائى بخود ميگيرد
شرط اساسى معرفت كه از گرديدن‏ها نصيب بشريت ميگردد
چگونه ميتوان قوانين ثابت را با دگرگون ساختن آنها شناخت ؟
آيا شناخت شيى‏ء پس از گرديدن ميتواند شناختن آن شيى‏ء بطور مطلق باشد ؟
آيا براى جامعه‏شناسى قوانينى وجود دارد ؟
آيا وجود قوانين در جامعه‏شناسى دليل مجبور بودن انسان‏هاست ؟
1 معناى اينكه انسان اختيار دارد
2 توجه به شخصيتى كه سلطه و نظارتش كار را اختيارى مينمايد ، چيست ؟
3 سه مفهوم : رهايى ، آزادى و اختيار ، را با يكديگر مخلوط نكنيم
مفهوم يكم رهايى ( انطلاق )
مفهوم دوم آزادى ( حرّيت ) آزاد كردن ( تحرير )
مفهوم سوم اختيار
توضيحى درباره دخالت شخصيت در كار اختيارى
هر اندازه شخصيت قوى‏تر باشد وصول به اختيار آسان‏تر خواهد بود
قانون علّيّت و كار اختيارى و تشكيكات هفتگانه
تشكيك يكم
تشكيك دوم
تشكيك سوم
تشكيك چهارم
تشكيك پنجم
تشكيك ششم
تشكيك هفتم
توضيحى درباره روابط كلّى سه گانه : ( طبيعى ، روانى و قراردادى )
جبر و آزادى در حركات سه گانه
1 . حركت جبرى رو به پيشرفت
2 . حركت آزادانه رو به پيشرفت
3 . حركت جبرى رو به تخريب و انهدام
نوع يكم
نوع دوم
4 . حركت آزادانه رو به تخريب و انهدام
5 . حركت جبرى در مسير نسبتا ثابت
6 . حركت آزادانه در مسير نسبتا ثابت
روابط موجود در يك جامعه باز ، با روابط موجود در ساير جوامع
مسائل چهارگانه‏اى كه از ابراز حكم قاطع درباره مبانى حياة جوامع جلوگيرى مى‏نمايد
1 . ارتباط هر جامعه با جوامع ديگر كه امروزه با اشكال متنوع حكمفرماست
2 . انسان‏ها گام بزندگى ميگذارند و از صفر شروع ميكنند
دليل يكم
دليل دوم
دليل سوم
3 . وجود عنصر مخصوصى بنام ميخواهم در محور اساسى هر جامعه‏اى كه از انسانها تشكيل يافته است .
4 . عامل بازيگرى و تماشاگرى
جامعه‏شناس در قلمرو جوامع
عينك دوم در شناسائى‏هاى مربوط بانسان چيست ؟
رابطه هم عقيدتى آزادانه
طرق شناسائى جامعه‏اى كه امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام در آن حكومت كرده است
1 . دوران پيش از ظهور اسلام
نظريّه يكم
نظريه دوم
2 . با بعثت پيامبر اكرم ، زمينه براى به وجود آمدن مدينه فاضله فراهم گشت
3 . شناخت عامل الهى بروز زمينه سعادت در مسير حيات معقول كه پيامبر اعظم اسلام بود و آشنائى با اين رسول ربانى با توصيفات امير المؤمنين على عليه السلام
4 رسالت عظماى پيامبر اسلام شخصيت‏هائى را در مسير وصول به عظمت كمال قرار داد
5 رديف دوم از انسانهايى كه با پذيرش رسالت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم نمونه‏هايى از انسان كامل گشته بودند
آيا بشريت از رسالت الهى آنچنانكه ميبايست بهره‏بردارى كرد ؟
جوامع بشرى از طلوع اسلام تاكنون در ابعادى مختلف از رسالت اسلام برخوردار شده است
1 . زمينه براى به وجود آمدن مدينه فاضله از هر دو بعد « معرفت و عمل » كاملا آماده گشت
2 . پرورش يافتن انسانهايى نائل به رشد و كمال عالى انسانى با درجاتى مختلف
3 . گسترش عدالت در هر جامعه‏ايكه مسلمين بر آنها سيطره پيدا مى‏كردند
4 . كوشش و تكاپوى بسيار شديد براى ترويج علوم
5 . زمينه نظام روابط اقتصادى انسانها با عوامل توليد و توزيع به عالى‏ترين درجه خود رسيد
6 . جريان نظم زندگى اجتماعى مسلمانان
با اين حال شناخت مردم جامعه درباره شخصيت الهى پيامبر اكرم و عظمت اسلام مختلف بود
با نظر به اختلاف برداشت از شخصيت و سخنان پيامبر اكرم لازم بود كه گردانندگان جامعه اسلامى ، داناترين و با تقوى‏ترين اشخاص را براى تفسير شخصيت و سخنان آنحضرت تعيين مى‏نمودند
بدانجهت كه شخصيت پيامبر اسلام و مكتبى كه او آورده بود ، براى همه طبقات و گروه‏هاى آن دوران كاملا روشن نشده بود ، لذا وقوع آشوبها و بحرانهاى غير قابل توضيح و ظالمانه ، در دوران خلافت امير المؤمنين عليه السلام امرى طبيعى بوده است .
اگر جامعه‏اى را كه على بن ابيطالب در آن زمامدارى نموده است نماينده كامل همه جوامع بشر معرفى كنيم ، با كمال تأسف بايد گفت : جوامع بشريت از عهده آزمايش الهى برنيامده است .
امير المؤمنين عليه السلام در برابر آن جامعه طوفانى و پر از ضد و نقيض كه اكثريت مردم آنرا غوطه‏وران در جهل و خودكامگى و سست عنصرى تشكيل مى‏دادند خود را نباخته بود
امير المؤمنين ( ع ) ميتوانست همه ناگواريها و نابسامانى‏هاى دوران خود را با روش ماكياولى ( هدف وسيله را توجيه مى‏كند ) مرتفع بسازد
نتائجى مهم كه از شناسائى چنان جامعه‏اى بدست خواهد آمد
نتيجه يكم
نتيجه دوم
نتيجه سوم
نتيجه چهارم
نتيجه پنجم
آنجا كه صداى حق كه حيات بخش است صيحه‏اى مرگ‏آور ميباشد
من چگونه مى‏توانم بوسيله شما ظلمت از چهره عدل و كجى از حق را برطرف بسازم در صورتيكه خود شما ظلمت بر روى عدل انداخته‏ايد و حق را منحرف ساخته‏ايد
همه تلاش امير المؤمنين ( ع ) آن انسان كامل ، براى اصلاح انسانها و محو ظلم از ميان آنها بود .
من نخستين كسى هستم كه در پرتو رسالت پيامبر اكرم ( ص ) ايمان آوردم و به نماز ايستادم
شرائط ضرورى كسى كه زمامدارى مسلمين را بر عهده مى‏گيرد
نوع يكم شرائط كمالى
نوع دوم شرايط فقهى
آيا دو نوع شرائط زمامدارى ، در دوران معاصر نيز ، براى زمامدارى ضرورت دارد ؟
متن خطبه صد و سى و دوم
132
حمد اللّه
ترجمه خطبه صد و سى و دوم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و دوم
مقامى است بس والا كه آدمى در همه حالات خوشى و ناخوشى سپاسگزار خدا باشد
خدا است عالم مطلق بر همه موجودات
تطابق آشكار و نهان و قلب و زبان آدمى در شهادتين
انسانهاى رشد يافته تعليم و تربيت جامعه و هر گونه خدمت به جامعه را تكليف الهى حتمى خود ميدانند و بهمين جهت استقبال و رويگردان بودن مردم از آنان تاثيرى در دل و مغز آنان نميگذارد .
با سپرى شدن ساليان عمر ، كاخ‏هاى سر به فلك افراشته تبديل به تلّ خاك و خانه‏ها مبدل به گور مى‏گردد و اموال از آن وارثان و زن‏ها از آن ديگران مى‏شود .
133 متن خطبه صد و سى سوم

القرآن
رسول الله
الدنيا
عظة الناس
ترجمه خطبه صد و سى و سوم
قرآن
رسولخدا صلى اللّه عليه و آله و سلم
دنيا
موعظه براى مردم
[ قرآن ]
تفسير عمومى خطبه صد و سى و سوم
همه هستى با همه ابعاد و سطوح و جريانات خود تسليم خدا و سجده به او مينمايند
آيا همه موجودات عالم هستى از حيات برخوردارند ؟
تكليف علم در اين مورد چيست ؟
مطلب يكم
مطلب دوم
مطلب سوم
مطلب چهارم
آيا وجود قوانين كلى در علوم و فلسفه‏ها كه از وجود ثابت‏ها كشف مى‏كند ، ميتواند آنها را از نظاره و سلطه دائمى الهى بى‏نياز نمايد ؟
قرآن ، آن كتاب الهى كه هرگز ناتوان و كهنه نخواهد گشت
پيامبر اسلام ، خاتم الانبياء عليهم السلام ، و دين او خاتم الاديان و براى بشريت جاودانى است و بحثى در اختلاف احكام شرايع الهى
اين دنيا مقصد نهايى نابينايان است و گذرگاهى براى بينايان
اين دنيا براى انسان بينا پروازگاه است و براى نابينا فرودگاه
حيات ، حقيقتى است كه هيچ كس از آن سير نميشود
رسالة في دفع الغمّ من الموت
حكمت ، حيات قلبهاى مرده و بينائى چشمان كور و شنوائى گوشهاى كر و سيراب كننده لب تشنگان كمال است
در آن هنگام كه بشر بتواند با قرآن ببيند و با قرآن سخن بگويد
آيات قرآنى يكديگر را تفسير مى‏كنند
صورت‏هاى خندان و شكوفا با درونهاى عبوس و منقبض بيكديگر
مطلب يكم
مطلب دوم
مطلب سوم
متن خطبه صد و سى و چهارم
134
ترجمه خطبه صد و سى و چهارم
تفسير عمومى خطبه صد و سى و چهارم
همان خدائى كه مسلمانان را بدون سپاه فراوان و بدون كمترين تجهيزات پيروز فرمود ، زنده و ابدى است ، تو مطابق تكليف خود عمل كن
متن خطبه صد و سى و پنجم
135
ترجمه خطبه صد و سى و پنجم
مغيرة بن الاخنس كيست ؟
متن خطبه صد و سى و ششم

ترجمه خطبه صد و سى و ششم

بيعت شما با من يك پديده ناگهانى نبوده و با كمال اختيار و تدبير و بدون كوچكترين اجبار بوده است
من شما را براى قرار دادن در جاذبه كمال الهى ميخواهم ، شما مرا براى اشباع هوى و هوس‏هاى خود ميخواهيد
اى مردم ، بياييد مرا براى اصلاح خودتان يارى كنيد
اگر خود انسانها به معلمان و مربيان و مديران برازنده جامعه خود را يارى نكنند تلاش آنان بجايى نخواهد رسيد .
اگر كسى بخواهد وقاحت و وخامت ظلم را بفهمد به كينه و ستيزه شديد امير المؤمنين عليه السلام درباره ظلم بنگرد .
متن خطبه صد و سى و هفتم

طلحه و الزبير
امر البيعة
ترجمه خطبه صد و سى و هفتم
طلحه و زبير
امر بيعت
تفسير عمومى خطبه صد و سى و هفتم
آن نابكاران هيچ جرمى از من نديده‏اند ، حقى را مى‏خواهند كه خود آن را رها كرده‏اند
نيرومندترين اقوياء كسى است كه در دوران زندگى‏اش نه او كسى را بفريبد و نه كسى او را بفريبد
اين همان گروه ستمكار است كه بمن خبر داده شده است
در درون اين گروه ستمكار خباثت و فساد موج مى‏زند
شما بوديد كه با كمال عشق و علاقه براى بيعت با من ، به طرف من هجوم آورديد
ظلم و ظالم و مظلوم . عدل و عادل و كسى كه درباره او با عدل رفتار شده است
درجات عظمت عدالت و مراتب قبح و وقاحت ظلم
ظلم بر امير المؤمنين على بن ابيطالب قبيح‏ترين ظلم‏ها است
انواع ظلم
1 . ظلم مالى
2 . ظلم جانى
3 . ظلم اعتبارى
4 . ظلم فكرى
5 . ظلم روانى يا روحى
انواع ظلم‏هاى پنجگانه حد و مرز معينى ندارد
معناى يكم
معناى دوم
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست اشخاص
فهرست مآخذ
فهرست مكان‏ها
فهرست قبائل