شرح نهج البلاغه (جعفرى) [12]

ج 21

113 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و سيزدهم
تفسير عمومى خطبه صد و سيزدهم
دنيا آن جايگاه شگفت انگيز است كه هيچ پديده‏اى و حقيقتى در آن ، خالص و ناب بجريان نيفتاده است .
حال كه اين كاخ سترگ‏نماى دنيا در حال فرو ريختن و عمر پايدارنما رو بفناء است بياييد عمل به مقررات الهى را بجوييد و بس
گوشهاى خود را با طنين مرگ آشنا بسازيد پيش از آنكه فرياد مرگ گوشهاى شما را بكوبد
غم و اندوهى مقدس در دل ، با شادى و خنده‏اى در ظاهر
پارسايان حقيقى دايما در افزودن بدبينى و خصومت به خود طبيعى‏شان بسر مى‏برند اگر چه به آن امتيازاتى كه نصيبشان گشته است مورد رشك و غبطه قرار بگيرند
بياد مرگ نيستيد ، آرزوهاى دروغين فضاى درون شما را اشغال ، در نتيجه مملوك بى اختيار دنيا گشته‏ايد
اى مردم ، شما بر مبناى دين خداوندى برادران يكديگريد . آنچه كه شما را از يكديگر جدا كرده است پليدى درونها و بد نيتى‏هاست كه درباره همديگر داريد .
جاى بسى شگفتى است شاديهاى شما باندكى از دنيا كه مى‏يابيد و بى خيالى شما از آخرت بزرگى كه از دست ميدهيد
پوشيدن عيب ديگران براى پوشانيدن عيب خويشتن
علاوه بر تمايلات طبيعى انفرادى كه داريد ، بى‏اعتنايى به آخرت و محبت به دنيا را بطور هماهنگى دسته جمعى كار خود ساخته‏ايد
آيا دين يك حالت روانى شخصى است و ارتباطى با هيچيك از عناصر و اركان اصلى و فرعى زندگى انسانها ندارد ؟
سوء استفاده از مذهب ، مربوط به خود مذهب نيست

114 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و چهاردهم
تفسير عمومى خطبه صد و چهاردهم
خداوند سبحان همانگونه شايسته حمد در مقابل بلاهاست كه شايسته حمد در مقابل نعمتهاست
از مختصات ضرورى انسانى كه خود را از هر اصل و قانون توجيه كننده بسوى خيرات رها مى‏بيند اينست كه ، از بيم حركت به سوى كمال زمين گير ميشود و براى حركت بسوى شر و تبهكارى شتاب برق‏آسا مينمايد
خداوندا ، از همه اعمال ناشايست كه انجام داده‏ايم و علم فراگير تو آنها را حفظ و نامه اعمال آن را ثبت و ضبط نموده است استغفار مى‏نماييم ،
ايمانى به خدا بياوريم كه مانند ايمان غيب ديدگان باشد و پاك از شرك و شك .
آيا راهى براى وصول به ايمانى كه از مشاهده غيب ناشى شود ، وجود دارد ؟
على بن ابيطالب عليه السلام در تفكرات جلال الدين محمد مولوى
مقدمه‏اى در توضيح قرار دادن يك شخصيت در ديدگاه
ضرورت باز شناسى على بن ابيطالب عليه السلام در هر زمان
جلال الدين مولوى از كدامين ابعاد شخصيت انسان كامل امير المؤمنين عليه السلام را درك نموده و مطرح كرده است ؟
مورد يكم داستان خدو انداختن خصم بر روى امير المؤمنين عليه السلام و انداختن آن حضرت شمشير را از دست
پاسخ امير المؤمنين عليه السلام : من تيغ از پى حق ميزنم زيرا مالك خويشتنم
معناى شمشيرى كه در دست من قرار دارد
همه هستى و حركت و سكونم از آن خدا و براى خداست
بشنو تا شمه‏اى از وقاحت بنده شهوت بودن را با تو بگويم
بدان جهت كه امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام از خشم و شهوت و هر گونه تأثر از انگيزه‏هاى غير حق آزاد است ، لذا هيچ حركتى بدون رضاى حق از او صادر نمى‏گردد .
زندگى تو بدست من نبوده است تا مرگ تو بدست من باشد
مورد دوم گفتن پيغمبر بگوش ركابدار امير المؤمنين عليه السلام كه هر آينه كشتن على بدست تو خواهد بود
حقايقى بسيار با اهميت در ابيات مولوى
الطاف و مراحم انسانى امير المؤمنين عليه السلام درباره ابن ملجم كه قاتل او بود
لطفى فوق لطف انسانى : على ( ع ) مى‏گويد : ابن ملجم را كه با ضربه شمشير مرا تا سرحد شهادت رسانيده است ، مضطرب نكنيد
در اينجا لحظاتى چند به سراغ خود امير المؤمنين عليه السلام مى‏رويم .
دليل امتناع امير المؤمنين عليه السلام از كيفر دادن ابن ملجم
يكى از نتايج بسيار با عظمت وسيله تلقى كردن امير المؤمنين عليه السلام ابعاد مادى وجود مبارك خود را ، نظر او درباره زمامدارى بود
مورد سوم دفتر ششم صفحه 419 .
مورد چهارم وصيت كردن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم مر على را كه چون هر كسى بنوع طاعتى تقرب به حق جويند تو تقرب جوى به صحبت عاقل و بنده خاص . . .
اگر عقل داراى اينهمه امتيازات است ، پس به چه دليل آنهمه مورد انتقاد قرار گرفته است ؟
مورد پنجم گفتن جهودى على عليه السلام را كه اگر اعتماد دارى بر حافظى خدا از سر اين كوشك خود را در انداز ، و جواب آن حضرت او را
مورد ششم فهم كردن حاذقان نصارى مكر وزير را
امير المؤمنين عليه السلام در جهاد اكبر پيروز بود مورد هفتم
مورد هشتم قصه آن زن كه طفل آن بر سر ناودان غژيد و خطر افتادن بود و از على مرتضى عليه السلام چاره جست
مورد نهم امير المؤمنين عليه السلام داراى قوه ربانى است و با همين قوه در خيبر را از جاى بركند
مورد دهم امير المؤمنين براى ابراز ناگواريهايى كه شديدا به او حمله‏ور ميشد سر به دهنه چاه فرو مى‏برد .
تضاد و ناسازگارى شديد مردم نادان و هوى پرستى آن دوران با امير المؤمنين عليه السلام
مورد يازدهم امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام شير حق است
مورد دوازدهم فقط امير المؤمنين عليه السلام است كه شايسته لا فتى إلاّ علىّ ، لا سيف إلاّ ذو الفقار است
مورد سيزدهم على ابن ابيطالب عليه السلام شهسوار هل اتى
فقط تقوى بمعناى صيانت تكاملى ذات است كه شايسته توشه بودن براى حيات معقول است كه آغازش بيدارى از خواب در گهواره طبيعت است و نهايتش ورود به عرصه سعادت ابدى
بحثى در اقسام سه گانه صيانت
1 صيانت حيات
2 صيانت ذات مطلوب
3 صيانت تكاملى ذات
مختصات صيانت تكاملى ذات
مشقت‏هاى بى‏نتيجه دنيا در اندوختن‏هاى بيش از ضرورت
نمودهائى از دگرگونى‏هاى دنيا
آن امور دنيوى كه موجب عبرت ميباشند
شاديهاى اين دنيا اندك و سيراب شدنش تشنه كننده است
كاروان اين دنيا نه از آن درى كه وارد شده است ميتواند برگردد و نه از آن در ديگرى كه بيرون رفته است ميتواند مراجعت نمايد .
هيچ چيزى بدتر از شر نيست مگر كيفرش ، و هيچ چيز بهتر از خير نيست مگر پاداشش
آيا اسناد شر به خدا صحيح است ؟
شنيدن امتيازات دنيا بهتر و با عظمت‏تر از ديدن آنها است و ديدن امتيازات آخرت بهتر و با عظمت‏تر از شنيدن آنها است .
اگر در اين زندگانى دنيوى دست انسان از مقدارى امتيازات و لذائذ دنيا كوتاه شود تا بر تأمين حيات اخروى خود بيفزايد ، بهتر از آنست كه از كيفيت حيات اخروى خود بكاهد و بر مزاياى زندگى دنيوى خود بيفزايد .
دين اسلام با اينكه همه پديده‏ها و فعاليتهاى انسان را در زندگى مشمول قانون قرار داده است ، با اينحال ، چون اين قانون زندگى براى تنظيم حيات معقول انسانها است ، لذا حيات انسانى ، خود را در سختى و فشار احساس نمى‏كند .
نمونه‏اى از آيات قرآنى كه سختى و مشقت را از دين نفى مى‏كند
نمونه‏اى از احاديث كه سختى و مشقت را از دين نفى مى‏كند
ميان آنچه كه براى شما تضمين شده است با آنچه كه مقرر شده است و بايد درباره آن بكوشيد ، فرقى بگذاريد .
گذشت روزگار عمر قابل برگشت و جبران نيست ، ولى ممكن است روزى فوت شده امروز فردا جبران شود .
115
115 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و پانزدهم
تفسير عمومى خطبه صد و پانزدهم
نماز استسقاء
116
116 و من خطبة له عليه السلام و فيها ينصح أصحابه 1
ترجمه خطبه صد و شانزدهم
تفسير عمومى خطبه صد و شانزدهم
رسالت پيامبر دعوت بر حق بود
تلاش و تكاپوى شديد پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم در تعليم و تربيت انسانها و به فعليت رساندن استعدادهاى تكاملى خويشتن
اگر حقايق پشت پرده را ميدانستيد و آنچه را كه بشما تذكر داده‏اند جدى مى‏گرفتيد ، ارتباط شما با امور دنيوى دگرگون مى‏گشت و به كردارهاى ناشايست خود مى‏گريستيد و بر اصلاح خويشتن مى‏پرداختيد
رهبر جامعه آرزوى جدائى از مردم نابكاران جامعه مينمايد
آرزويم اينست كه با انسانهائى دمساز ميشدم كه مى‏فهميدند و عمل مى‏كردند و اخلاص مى‏ورزيدند .
اگر جامعه‏اى از حكومت حق و عدالت سر پيچى كند ، حكومت جور و ستم سر او را به طرف پستى‏هاى سقوط خواهد پيچيد
117
117 و من كلام له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و هفدهم
تفسير عمومى خطبه صد و هفدهم
به ادعاى محض قناعت نكنيد
اگر بشر خدا را بشناسد و دريابد
118
118 و من كلام له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و هيجدهم
تفسير عمومى خطبه صد و هيجدهم
ياوران امير المؤمنين عليه السلام
درباره من خير خواه و خير انديش باشيد
شايستگى امير المؤمنين عليه السلام براى مردم از ديگران
119
119 و من كلام له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و نوزدهم
تفسير عمومى خطبه صد و نوزدهم
بحثى در اقسام بازتاب مردم در مقابل سخن حق
اكثريت مردم آن دوران هنوز معناى زمامدارى و خواص آنرا درك نمى‏كردند
همواره اميد شهادت در ميدان كارزار مسرورم ميدارد
با اصرار به اين صفات رذل اميد سعادت دنيوى و اخروى براى شما بيهوده است
تكيه بر اكثريت دلها را از هم جدا و اراده‏ها را سست مى‏كند
راهى كه من بشما ارائه نموده و شما را به حركت در آن توجيه نموده‏ام راهى است روشن
120
120 و من كلام له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و بيستم
تفسير عمومى خطبه صد و بيستم
توضيحى درباره رسالات و وعده‏ها و كلمات
خاندان عصمت ابواب حكم و روشنگران واقعياتند
مطلب يكم طرق دين الهى يكى است و راه‏هاى آن مجراى اعتدال است
مطلب دوم راههايى كه دين الهى براى انسانها هموار مى‏كند ، مجراى اعتدال است
تعقل فعلى را از كار انداختن و به اميد تعقل فردا نشستن ، بزرگترين فرصت را از دست دادن است
همانگونه كه مقامات عاليه بهشت براى مغزهاى معمولى بشر قابل درك نيست ، همچنان درك انواع عذابها و سختى‏هاى دوزخ نيز براى آنها امكان پذير نميباشد
بيان و قلم نيكو و سازنده از مؤثرترين عوامل اصلاح و ارشاد جامعه است نه بى‏بند و بارى در بيان و قلم كه حقوق اساسى سه گانه انسانها ( حق حيات و حق كرامت و حق آزادى معقول ) را پايمال بسازد .
خدايا ، اين سياست ماكياولى چيست كه هيچ اصلى و لو بديهى‏ترين اصول كه محال بودن تناقض است براى آن مطرح نيست ؟
121
121 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه صد و بيست و يكم
تفسير عمومى خطبه صد و بيست و يكم
ديروز از دستور قاطعانه امير المؤمنين عليه السلام سر پيچيدند و نتيجه سرپيچى خود را ديدند و امروز در نهايت جهل و حماقت به آن زمامدار الهى اعتراض مى‏كنند
اصلاح جامعه و ريشه كن كردن فساد داخلى و خارجى كه جامعه را بيمار ميسازد ، اصيل‏ترين هدف و مقصد من است ، اما بوسيله چه كسى و براى چه كسى ؟ مگر دردى را با درد ديگر ميتوان درمان نمود ؟
علت عدم تأثير علم و عقيده در اراده و عمل چيست ؟
خداوندا ، اين بيماران جهل و خودخواهى همه اطبا را به ملالت انداختند
زمان را غنيمت شماريد
كالبد مادى در خدمت روح نه روح در خدمت كالبد مادى
شيطان بخوبى ميداند كه براى اغواى شما فرزندان آدم از چه راهى وارد شود و چگونه عقايد دينى شما را از درون شما بزدايد
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست اسامى
فهرست مآخذ و منابع
فهرست قبايل
فهرست مكانها