اگر دنيا كسى را از طراوت خود نشاط بخشيد از ناگواريهايش خسته و درمانده مينمايد .

اين دنيا جايگاهى است كه اگر طراوت دوران جوانى را به انسانها مى‏بخشد ،

در مقابل آن خستگى و فرسودگى روزگار پيرى را هم نصيبش ميسازد ، اگر چشم‏هاى تيزبين و گوش‏هاى كاملا شنوا در اختيار كسى گذاشت ، ديرى نخواهد گذشت كه بينائى از آن چشمان و شنوائى از آن گوشها را خواهد گرفت . مبدل ساختن صورت‏هاى گلگون به چهره‏هاى زرد و پاى‏هاى دوان به پاهاى لنگ و بازوان نيرومند به بازوان ناتوان و مغزهاى مقتدر و دلهاى حساس به مغزهائى ضعيف و دلهائى پژمرده ، و مبدل ساختن بهار به خزان كار ديرينه اين دنيا است بنابر اين ، مقتضاى حقيقت بينى و حكم

[ 269 ]

عقل و خرد و توجيه احساس برين اينست كه به هيچ يك از آن داده شده‏ها دل نبنديم كه موقع تبديل به اضداد خود ، شكستى و شكافى در كاخ شخصيت و منطقه روح احساس نكنيم لِكَيْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَ لاَ تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ [ حديد آيه 23 ] ( تا به آنچه كه از دست شما رفته است اندوهگين مباشيد و به آنچه كه خداوند به شما داده است شادمان نشويد . )