انسان در مقابل آرايش‏ها و نمايش‏هاى جالب دنيا

1 امير المؤمنين عليه السلام در سخنان مباركشان در باره زينت دنيا و آرايشهاى متنوع آن مطالبى جالب فرموده‏اند در بعضى موارد مردم را از پرداختن بآن برحذر داشته‏اند ، بعضى موارد زيبائى آسمان را به وسيله ستارگان مورد توجه قرار داده است . براى توضيح و تفسير مقصود امير المؤمنين عليه السلام در موضوع زيبائى به طور عموم چند مطلب را ميتوان گفت :

مطلب يكم اگر چه زينت در لغت اعم از جمال است كه در فارسى اولى به معناى مطلوب است و عموم اشياء جالب را ميگويند اگر چه زيبا نباشد و دومى به معناى زيبائى است اعم از محسوس و معفول و به معنى اولى است .

أَلْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا [ الكهف آيه 46 ] ( مال و فرزندان زينت زندگانى دنيوى هستند . ) و همچنين زينت به مطلوبيت عملى نيز هم در قرآن و هم در نهج البلاغه وارد شده است مانند فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ [ النحل آيه 63 ] و زينت به معناى زيبائى محسوس هم در اين آيه مباركه آمده است :

إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةِ الْكَوَاكِبِ [ الصافات آيه 6 ] ( ما آسمان دنيا را با زينت ستارگان آراستيم . ) اين معنى در سوره فصلت آيه 12 و الملك آيه 5 و الحجر آيه 16 و ق آيه 6 نيز آمده است و جمال به معناى زيبائى است كه هم به زيبائى محسوس گفته ميشود و هم به زيبائى معقول

-----------
( 1 ) . براى بررسى مباحث مشروح درباره زيبائى و هنر مراجعه فرماييد به مجلد 12 ص 30 تا 32 و به مجلد سيزدهم ص 31 تا 36 و به مجلد شانزدهم ص 62 تا 66 و به مجلد هشتم ص 252 تا 254 .

[ 250 ]

مانند فصبر جميل و هم به جمال ربوبى گفته مى‏شود كه در روايات و دعاها به طور فرآوان آمده است .

مطلب دوم نه تنها در هيچ يك از منابع اسلامى شناخت و دريافت زيبائى و ساختن زيبائى منع نشده است ، بلكه چنانكه از منابع قرآنى و حديثى برمى‏آيد زيبايى يكى از طرق حركت به فوق طبيعت و انس با جمال الهى است كه هيچ چيزى جاى آن را براى آن مقصد نميگيرد .

مطلب سوم بدان جهت كه اكثريت قريب به اتفاق اولاد آدم چنانكه در برابر امتيازات دنيوى مانند مال و فرزندان و مقام و محبوبيت و شهرت و غير ذلك خود را ميبازد و نميتواند شخصيت خود را داشته باشد و از آن امور به عنوان وسائل مناسب بهره بردارى نمايد ، همچنان در برابر نمود زيبائى‏ها با سرعت و عميقا از خود بيخود مى‏گردد و اين ضعف شخصيت از يك طرف و محدوديت دانش و اطلاعات از ماهيت و علل و معلولات و لوازم و نتائج آن امتيازات و زيبائى‏ها از طرف ديگر ، مانع از آن ميشود كه انسان به اعماق ماهيت و علل و معلولات و لوازم و نتائج آنها نفوذ كند و به قول آن شاعر كه مى‏گويد :

تو مو مى‏بينى و من پيچش مو

هم مو را ببيند و هم پيچش مو را ، لذا تأكيد مى‏شود كه از دل بستن و خود باختن در برابر آن عوامل لذت و زيبائى‏ها برحذر باشند ، زيرا زيبائى‏هاى محسوس [ چنانكه در كتابى مخصوص به اين موضوع 1 مشروحا طرح كرده‏ايم ] پرده‏ايست نگارين و شفاف كه بر روى كمال كشيده شده است . بنابر اين ، خود نمودهاى زيبائى اگر هم منزلگه نهائى لذت طبيعى باشد ، ولى مقصد نهائى سير و سياحت و انبساط درونى نيست مگر نشنيده‏ايد

مرغ بر بالا پران و سايه‏اش
ميدود بر خاك و پران مرغ‏وش

ابلهى صياد آن سايه شود
مى‏دود چندانكه بى‏مايه شود

-----------
( 1 ) زيبائى و هنر از ديدگاه اسلام .

[ 251 ]

بيخبر كان عكس آن مرغ هوا است
بيخبر كه اصل آن سايه كجاست

تير اندازد به سوى سايه او
تركشش خالى شود در جست و جو

تركش عمرش تهى شد عمر رفت
از دويدن در شكار سايه تفت

مگر نشنيده‏ايد

در رخ ليلى نمودم خويش را
سوختم مجنون خام انديش را

امير المؤمنين عليه السلام در سخنى كه به اصحابش توصيه مى‏كند ، ميفرمايد :

سخت پاى‏بند نماز باشيد . . .

و قد عرف حقّها رجال من المؤمنين الّذين لا تشغلهم زينة متاع و لا قرّة عين من ولد و لا مال 1 ( حق واقعى نماز را مردانى از مردم با ايمان شناخته‏اند آنان كسانى هستند كه زينت هيچ متاعى و چشم روشنى هيچ فرزندى و مالى آنانرا به خود مشغول نميدارد . ) و ميتوان گفت : مرغ بلند پرواز روح آدمى براى پرواز به قله‏هاى كمال دو بال دارد :

يكى زيبائى‏هاى هستى است كه بال احساسات عالى او را به حركت در ميآورند دوم نظم بسيار شگفت‏انگيز هستى است كه بال تعقل و نيروى قانون‏يابى و قانون گرايى او را تحريك مى‏كند . اين دو . بال بوده است كه انسان‏هاى رشد يافته تاريخ بشرى را به قله‏هاى عالى كمال به پرواز در آورده و معنا و تفسيرى براى حيات انسانها بوجود آورده است 10 ، 11 لا تدوم حبرتها ، و لا تؤمن فجعتها ( نه براى شاديهايش دوامى است و نه از مصيبتش كسى را امنى . )

-----------
( 1 ) خطبه 199 ص 316 .

[ 252 ]