ترجمه خطبه صد و يازدهم

از خطبه‏اى از آن حضرت عليه السلام است در توبيخ دنيا 1 پس از حمد و سپاس خداوندى ، من شما را از دنيا برحذر ميدارم 2 زيرا اين دنيا شيرين و سبز و خرم است 3 كه با شهوات پيچيده است 4 و به جويندگانش با لذائذ گذران خود محبوب كرده است 5 و با اندك آراستگى ، شگفتى مردم را به خود جلب كرده 6 خود را با آرزوها زيور 7 و با فريبائى‏ها زينت نموده است 8 نه براى شاديهايش دوامى است 9 و نه از مصيبتش كسى را امنى 10 سخت فريبنده است و ضرر بار 11 در دگرگونى و زوال دائمى بوده 12 و رو به تمامى و فنا است 13 خورنده‏ايست مهلك 14 حال اين دنيا چنين است هنگاميكه آرزوى علاقمندان به آن و خشنودى به آن ، به انتهاى خود رسيد 15 تجاوز از فرموده خداوند سبحان در قرآن مجيد نميكند كه 16 « مثل زندگانى دنيا مانند آبى است كه از آسمان فرستاديم ، پس روييدنى زمين با آن در آميخت و سپس آن روييدنى متلاشى و خرد شد 17 كه بادها آنرا پراكنده مى‏كند ، 18 و خداوند بر همه چيز توانا است » 19 هيچ انسانى از اين دنيا شادمان نگشت مگر اينكه اشكى بدنبالش فرا رسيد 20 و به هيچ احدى با سود و خيرات و شاديهاى خود روى نشان نداد مگر اينكه

[ 245 ]

با ضررهائى كه به او وارد كرد پشت به او گردانيد 21 و 22 [ و راه خود را پيش ميگيرد ] اين دنيا بارانى اندك از رفاه بر كسى نباريد 23 مگر اينكه رگبارى از ابر بلا و ناگواريها بر او فرو ريخت 24 شايسته دنيا است [ وضع آن چنين است ] كه اگر بامدادان براى كسى يارى كند ، شامگاهان قيافه زشت و خصومت به او بنمايد 25 و اگر طرفى از اين دنيا گوارا و شيرين شود طرف ديگر آن تلخ و ناگوار خواهد بود 26 هيچ شخصى از طراوت و عيش و عشرت دنيا برخوردار نگردد 27 مگر اينكه از مصييت‏هايش خستگى و مشقت بر او حمل كند 28 و هيچ انسانى را در بال امن خود به شامگاه نرساند 29 مگر اينكه بامدادان بر پرهاى وحشت‏آور [ ضعف كه هر چيز و هر كس به آن سوار شود مى‏افتد اگر بتواند سوار شود ] خود قرار بدهد . 30 اين دنيائى بسيار فريبنده هرچه در آنست فريب 31 و هرچه بر روى آن است رو به فنا است 32 در هيچ يك از زاد و توشه اين دنيا خيرى نيست مگر تقوى 33 و هر كس كه از اين دنيا ( لذائذ و مطالب دنيا ) اندكى گرفت ، بسيارى از عوامل امن و اطمينان [ از نتائج ناگوار ] را به دست آورد 34 و هر كس كه به تكاثر از امتيازات اين دنيا مبتلا گشت ، بر عوامل هلاكت خويشتن افزود 35 و در اندك زمانى از وى جدا گشت 36 چه بسا كسى را كه وثوق به اين دنيا داشت ، دردهاى آن او را فرا گرفت 37 و كسى را كه به آن اطمينان نموده بود ، به خاك هلاكت انداخت 38 و بسا چشمگيران با حشمت را كه پست گردانيد 39 و داراى كبر و نخوتى را كه به ذلت و خوارى برگرداند 40 سلطه و اقتدارش در گردش ( تناوبى ) 41 و عيش آن تيره 42 و گوارايش ناگوار 43 و شيرينش تلخ 44 و طعام آن زهر آگين 45 و طنابهاى آن پوسيده 46 زنده‏اش در معرض مرگ 47 و تندرستش در معرض بيمارى 48 ملك آن ربوده شده 49 و عزيزش مغلوب 50 و مالدارش مبتلاى نكبت 51 و اموال همسايه‏اش غارت شده 52 آيا شما در خانه‏هاى كسانى پيش از خود قرار نگرفته‏ايد كه عمرهاى آنان از شما طولانى‏تر بوده 53 و آثارشان پايدارتر 54 و آرزوهايشان دورتر 55 و عددشان از شما بيشتر 56 و سپاهيانشان از شما انبوه‏تر بوده است 57 دنيا را در حد شگفت‏آور پرستيدند [ يا تسليم محض شدند ] 58 و آنرا به طور عجيب بر همه چيز مقدم داشتند 59 سپس از اين دنيا كوچ كردند بدون زاد و توشه‏اى كه آنانرا به مقصد برساند 60 و بدون مركبى كه سفر را سپرى نمايد 61 آيا تاكنون اين خبر

[ 246 ]

به شما رسيده است كه دنيا با پذيرش فديه‏اى ، سخاوت از خود نشان داده و نفسى از كاروان منزلگه مرگ را آزاد كرده باشد 62 يا كمكى به آن نموده 63 يا صحبت نيكوئى با آنان داشته است 64 بلكه اين دنيا حوادث سنگين بر دوششان نهاد 65 و با مصائب كوبنده ناتوانشان ساخت 66 و با گرفتاريهاى شديد متزلزلشان نمود 67 و صورتهاى آنانرا بر روى بينى‏هايشان به خاك ماليد 68 و آنانرا با اسم‏هاى خود لگدمال كرد 69 و كمك به تسلط حوادث جانكاه بر آنان نمود 70 و شما ناسازگارى دنيا را با كسى كه به آن نزديك شود 71 و آنرا مقدم بدارد و تكيه جاودانى بر آن نمايد ديده‏ايد 72 در آن هنگام كه آنان از دنيا براى جدائى ابدى كوچ كردند 73 آيا اين دنيا توشه‏اى جز گرسنگى به آنان داد 74 يا آنانرا جز در تنگى در موقعيتى ديگر قرار داد 75 يا براى آنان جز تاريكى روشنائى به وجود آورد 76 يا جز پشيمانى در عاقبت امرشان نتيجه‏اى داد 77 آيا اين دنيا را مقدم ميداريد [ بر كمال و رشد معنوى ] يا به اين دنيا اطمينان مى‏نماييد 78 آيا به اين دنيا حرص مى‏ورزيد 79 اين دنيا سراى بدى است براى كسيكه آنرا متهم نسازد 80 و بر حذر از آن نباشد 81 پس بدانيد و شما ميدانيد 82 كه بالاخره اين دنيا را رها خواهيد كرد و از آن كوچ خواهيد نمود 83 پند بگيريد از [ عاقبت زندگى ] آنان كه گفتند : « كيست از ما نيرومندتر » 84 آنان به گورهاى خود برده شدند بدون اينكه در حالت سوارى دعوت شوند 85 و به قبرها فرود آمدند 86 بدون اينكه مهمان خوانده شوند 87 و از براى آنان از زمين قبرها 88 و از خاك كفن‏ها 89 و از پوسيده‏ها همسايگان ساخته شد 90 همسايگانى كه هيچ خواننده‏اى را پاسخ نگويند 91 و هيچ تعدى را از خود منع نكنند 92 و توجهى به ناله كننده ندارند 93 اگر بارانى [ روى قبرشان و جسدشان ] ببارد شاد نگردند 94 و اگر خشكسالى روى آورد نوميدى ندارند 95 با همند و تنها 96 همسايگانى هستند دور از هم 97 نزديك به همند ولى يكديگر را ديدار نمى‏كنند 98 پهلوى هم خوابيده‏اند ، انسى با هم ندارند 99 بردبارانى هستند كه كينه‏هايشان زائل 100 و نادانهائى كه عداوتهايشان مرده است 101 ترسى از مصيبتشان نيست 102 و اميدى به دفاعشان 103 پشت زمين را به شكم زمين تبديل 104 و تنگى را به جاى وسعت 105 و غربت را به جاى انس با خويشان 106 و ظلمت را به جاى نور گرفتند 107 همانگونه كه از اين دنيا مفارقت كردند ، به اين دنيا آمده بودند 108

[ 247 ]

پا برهنگانى و عريانهائى 109 به همراه اعمال خود از اين دنيا به حيات ابدى و سرائى پايدار كوچ كردند 110 همانگونه كه خداوند سبحانه و تعالى فرموده است : « همانگونه كه آغاز خلقت را شروع كرديم آنرا برميگردانيم وعده‏ايست كه ما داده‏ايم و ما قطعا اين كار را انجام خواهيم داد . » 111

[ 248 ]