دو مطلب در جمله فوق وجود دارد كه بايد در هر دوى آنها دقت كامل نمود مطلب يكم خداوند سبحان مردمان متقى را وعده پاداش داده است و ما بايد براى وصول به آن پاداش ، هم كاروان متقيان باشيم .
مطلب دوم خداوند سبحان عمل كنندهترين موجودات ( صادق الوعدترين ) به وعدههاى خويش است .
مطلب يكم خداوند سبحان مردمان متقى را وعده پاداش داده است .
ميتوان پاداش الهى و چگونگى آن را كه خداوند متعال به مردمان متقى وعده فرموده است ، از دو حجت بزرگ درك نمود : حجت يكم عقل و وجدان پاك انسان است كه عاملى از فطرت رسيده به فعليت مىباشد . هر انسان متقى به خوبى ميداند كه خداوند جل شأنه چه روشنائى و لطافت و احساسهاى برين در درون او به وجود آورده است . اگر آدم با تقوى را مخير بسازند كه در برابر تقوى و عرفانى كه بدست آوردهاى ، همه نعمتهاى دنيوى را به تو بدهيم ،
يا اين روشنائى و لطافت و احساسهاى برين را كه خداوند در نتيجه تقوى و عرفان به تو عنايت فرموده است ، قطعى است كه انسان با تقوى و عارف هرگز راضى
[ 131 ]
نميشود كه لحظهاى آن پاداش روحى را كه به او عنايت شده است ، با همه نعمتهاى دنيوى معامله كند زيرا
لذات جهان را همه يكسو فكند
حالى كه دهد دست زياد تو مرا
هيچ فكر مىكنيد كه عظمت و اصالت و زيبائى يك شاخه ناچيز از درختى ناچيز در درون انسانى كه از تقوى و عرفان پاداش يافته است ، يعنى درونش روشن و لطيف و داراى احساسهاى برين شده است ، پر معنىتر و با عظمتتر و اصيلتر و زيباتر است از همه موجوديت جهان با مناظر زيبايش و با سپهر لاجوردينش كه نمودى از بيكرانگى را نشان ميدهد ، در آن درونى كه هوى و هوسها و خودخواهىها و خودكامگىها آنرا به تاريكخانهاى مبدل كرده است كه خود صاحب آن درون ، خود را ناتوانتر از آن مىبيند كه لحظاتى به درون خود تماشا كند .
حجت دوم قرآن مجيد و منابع حديثى معتبر است كه پاداش عظيمى را در سراى ابديت براى مردم با تقوى اثبات مىكند . آيات و احاديث مربوط به اين پاداش فراوانتر از آن است كه در اين مبحث گنجانده شود ، فقط به عنوان نمونه به چند آيه از قرآن مجيد اشاره مىكنيم