حتما شنيدهايد كه يكى از نامهاى بسيار مناسب اين قرن كه ما در آن زندگى ميكنيم ، نام شوم « از خود بيگانگى » است . از خود بيگانگى چه معنى دارد ؟ همانگونه كه از ظاهر دو كلمه مزبور بر مىآيد ، بيگانه شدن انسان از خويشتن ميباشد . مگر انسان از خويشتن هم بيگانه ميگردد ؟ آرى ،
هر موقع كه ديديد زندگى براى شما طعم بسيار لذيذ حيات را نميدهد ، بدانيد كه از خويشتن بيگانه شدهايد .
وقتى كه ديديد عواطف و احساسات انسانى شما درباره ديگران خشكيده است و نگاهتان به انسانها فرقى با نگاهتان به ديوارها و درختان ندارد ، بدانيد كه بيمارى از خود بيگانگى در شما شروع شده است .
در آن هنگام كه ديديد از انديشه و تعقل در حقائق ضرورى و مفيد حيات طبيعى و حيات معنوى احساس لذت و بايستگى نداريد ، يقين داشته باشيد كه بيمارى از خود بيگانگى هستى شما را به بازى گرفته است .
اگر ديديد كه شعلههاى احساس تكليف در درون شما خاموش گشته است ،
فورا به بررسى خويشتن بپردازيد خواهيد ديد كه بيمارى از خود بيگانگى مغز و روان شما را به ركود كشانده است .
همچنين وقتى كه ديديد بدون علت ، ارتباطات شما با خويشاوندان نزديك و دور رو به سردى گراييده است ، بدانيد كه بيمارى از خود بيگانگى كار خود را كرده و بيمارى ديگرى بنام بيگانگى از حوزه شخصيت ( خود ) را كه همان قطع صله ارحام است ، براى شما به ارمغان آورده است و سپس اين دو بيگانگى ، بيمارى سومى را كه نامش بيگانگى از انسان است بدنبال مىآورد و نتائجى ناگوار مانند نيازمندى
[ 124 ]
و مرگ زود رس را بدنبال مىآورد . آيا اسلام با تأكيدى شديد كه درباره صله ارحام دارد ، و با تأكيدى شديد كه درباره انسان دوستى بعمل آورده است ، منظورش ريشه كن كردن غربت و بيگانگى انسان از دنيا و انسانها و بيگانگى از خويشتن نيست ؟
قطعا چنين است . با كمال صراحت و قاطعيت ميتوان گفت : هر متفكر و هر مكتبى كه بخواهد درباره چاره دردها و ناگواريهاى انواع بيگانگىها بينديشد ، هيچ راهى جز اين ندارد كه نخست خود انسان را پيدا كنند و انسان را با خود خويشتن آشنا بسازند ، و ما بين انسان و خويشتنش صلحى برقرار نمايند ، در آنموقع خواهند ديد كه از آن همه انواع بيگانگىها كمترين اثرى نمانده است . 14 ، 16 و صدقة السّرّ فإنّها تكفّر الخطيئة و صدقة العلانية فإنّها تدفع ميتة السّوء ،
و صنايع المعروف فإنّها تقي مصارع الهوان ( و صدقه پنهانى كه كفاره گناه است و صدقه آشكار كه مرگ زشت و سخت را دفع مينمايد و انجام كارهاى نيكو كه از سقوط در پستىها جلوگيرى مىكند . )