در اينكه ائمه معصومين عليهم السلام با عظمتترين پيروان پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم بودهاند ، هيچ ترديدى نيست . اين انوار مقدس بجهت وصول به درجه نهائى پيروى بسيار پر معنى از رسول اللّه اعظم ، اشعهاى از خورشيد روح او گشته و در همان مسير عبوديت قرار گرفته بودند كه آن برگزيده خدا قرار گرفته بود ،
لذا هيچ گونه مانع عقلانى از مورد مراجعه بودن آن عظماى نوع بشر براى فرشتگان وجود ندارد . ابن ابى الحديد ميگويد : « و بدان كه اگر مقصود امير المؤمنين عليه السلام از اينكه [ ما مورد رفت و آمد و مراجعه فرشتگان هستيم ] جمعى باشد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم از جمله آن جمع است ، شكى در صحت اين قضيه نيست و اگر منظور آن حضرت ، خود او و دو فرزندش [ امام حسن و امام حسين عليهما السلام ] بوده باشد ، باز صحيح است و لكن مدلول اين مقصود از دلائلى استنباط شده است .
در اخبار صحيح آمده است كه پيامبر اكرم به جبرئيل عليه السلام فرمود : او ( على عليه السلام ) از من است و من از اويم و جبرئيل عرض كرد و من از شما دو نفر . و ابو ايوب انصارى از پيامبر اكرم روايت كرده است كه :
[ 65 ]
لقد صلّت الملآئكة علىّ و على علىّ سبع سنين لم تصلّ على ثالث لنا و ذلك قبل أن يظهر أمر الإسلام و يتسامع النّاس به . ( ملائكه بر من و على هفت سال درود فرستادند و بر كس ديگر كه نفر سوم براى ما باشد درود نفرستادهاند پيش از آنكه امر اسلام آشكار شود و مردم آنرا بشنوند .
و در خطبه امام حسن بن على عليه السلام در هنگام رحلت پدرش چنين آمده است :
لقد فارقكم فى هذه اللّيلة رجل لم يسبقه الأوّلون و لا يدركه الآخرون ،
كان يبعثه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله للحرب و جبريل عن يمينه و ميكائيل عن يساره . ( در اين شب مردى از شما مفارقت كرد كه گذشتگان از او سبقت نگرفتهاند و آيندگان به او نخواهند رسيد . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله او را به جنگ ميفرستاد جبرئيل در طرف راست او بود و ميكائيل در طرف چپ او . ) و در حديث آمده است در جنگ احد صدائى از هوا شنيده شد كه ميگفت :
لا سيف إلاّ ذوالفقار و لا فتى إلاّ علىّ . ( شمشيرى نيست جز ذوالفقار و جوانمردى نيست جز على . ) و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اين صداى جبرئيل است » 1 و درباره اين جمله امير المؤمنين عليه السلام
« و معادن العلم و ينابيع الحكمة »
-----------
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 7 ص 219 .
[ 66 ]
چنين ميگويد : « مقصود آن حضرت حكمت يا حكم شرعى است ، اگر آن حضرت خود را و اولاد خود را در نظر گرفته است صحيح است ، زيرا امر در اين قضيه جدا واضح است . رسول خدا صلى اللّه عليه فرموده است :
أنا مدينة العلم و علىّ بابها فمن أراد المدينة فليأت الباب . ( كه من شهر علمم عليم در است ، و هر كس بخواهد به شهر وارد شود از در آن بايد وارد شود . )
و قال اقضاكم على . ( و فرمود قاضىترين شما على است . ) و قضاوت امرى است كه مستلزم فراگرفتن علوم فراوانى است و در تفسير قول خداوندى كه فرموده است :
وَ تَعِيَهَا اُذُنٌ وَاعِيَةٌ 1 ( و حفظ مىكند آنرا گوش شنوا ) چنين آمده است كه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله فرمود : يا على ، از خدا خواستم آنرا ( گوش شنوا را ) گوش تو قرار بدهد و خداوند اين كار را كرد . » 2 و در تفسير قول خداوند متعال أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ 3 .
( يا آنان حسادت ميورزند مردمى را بر فضيلتى كه خداوند به آنان عطا فرموده است . )
-----------
( 1 ) الحاقه آيه 12 .
-----------
( 2 ) شرح النهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 7 ص 219 و 220 .
-----------
( 3 ) النساء آيه 54 .
[ 67 ]
درباره على و علمى كه اختصاص به او دارد نازل شده است . و در تفسير أَفَمَنْ كَانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ 1 ( آيا كسى كه بر مبناى برهانى روشن از پروردگارش [ حركت مىكند ] و شاهدى به دنبال او است . . . ) « گفته شده است كه شاهد على عليه السلام است » 2 . شيخ ابو على فضل بن حسن طبرسى در تفسير خود مىگويد : « و گفته شده است شاهد على بن ابيطالب عليه السلام است » كه به پيامبر شهادت ميدهد و اين روايت شده است از ابو جعفر محمد بن على و على بن موسى الرضا عليهما السلام 3 . ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ميگويد : عدهاى ديگر گفتهاند : شاهد على بن ابيطالب عليه السلام است محمد بن عمارة الاسدى حديث كرده است از رزيق بن مرزوق از صباح الفرائى ، از جابر ( ابن عبد اللَّه الانصارى ) از از عبد اللَّه بن يحيى كه گفته است : على عليه السلام فرموده است : هيچ مردى از قريش نيست مگر اينكه يك يا دو آيه درباره او نازل شده است . مردى به آنحضرت گفت :
درباره تو چه نازل شده است ؟ امير المؤمنين عليه السلام فرمود : آيهاى را كه در سوره هود نازل شده است نمىخوانى و يتلوه شاهد منه . 4 ابن ابى الحديد ميگويد : « راويان روايت كردند كه پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم به فاطمه سلام اللّه عليها فرمود :
زوّجتك أقدمهم سلما و أعظمهم حلما و أعلمهم علما . » ( ترا به ازدواج كسى در آوردم كه اسلامش از همه قديمتر و حلم
-----------
( 1 ) هود آيه 17 .
-----------
( 2 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 7 ص 220 .
-----------
( 3 ) مجمع البيان طبرسى ج 5 ص 150 .
-----------
( 4 ) جامع البيان فى تأويل آى القرآن ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ج 12 ص 15 .
[ 68 ]
[ شكيبائى ] اش از همه با عظمتتر و در علم از همه عالمتر است . ) و نيز راويان روايت كردهاند كه پيامبر فرمود :
من أراد أن ينظر إلى نوح فى عزمه و موسى فى علمه و عيسى فى ورعه فلينظر إلى علىّ بن أبيطالب . ( اگر كسى بخواهد به نوح در تصميمى [ شكست ناپذير ] كه داشت و به موسى در علمش و به عيسى در ورعش بنگرد ، على بن ابيطالب عليه السلام را ببيند . ) 1 اين روايت را ملا على قوشچى در شرح تجريد الاعتقاد در مبحث امامت در شرح كلام خواجه نصير الدين طوسى [ و مساواة الانبياء ] ( مساوى بودن شأن امير المؤمنين عليه السلام با انبياى عظام كه دليل برترى آن حضرت بر ديگران است ) چنين مىگويد :
يدلّ على ذلك قوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم من أراد أن ينظر إلى آدم فى علمه و إلى نوح فى تقواه و إلى إبراهيم فى حلمه و إلى موسى فى هيبته و إلى عيسى فى عبادته فلينظر إلى علىّ بن أبيطالب عليه السّلام . ( اگر كسى بخواهد به آدم بنگرد در علمش و به نوح در تقوايش و به ابراهيم در حلمش و به موسى در هيبتش و به عيسى در عبادتش ، بنگرد به على بن ابيطالب عليه السلام . ) 1 ابن ابى الحديد از مسائلى كه در علم امير المؤمنين عليه السلام مطرح كرده است چنين نتيجه ميگيرد : « خلاصه ، حال امير المؤمنين عليه السلام در علم جدا با عظمت
-----------
( 1 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 7 ص 220 .
-----------
( 2 ) شرح تجريد الاعتقاد [ متن از خواجه نصير طوسى ] ملا على قوشچى مبحث امامت .
[ 69 ]
است و كسى به او نرسيده و حتى كسى نزديك به آن هم نيست و براى على عليه السلام شايسته است كه خود را معادن علم و چشمه سارهاى جوشان حكمت [ يا حكم ] توصيف نمايد . » 1 در اينجا اين نكته را بايد در نظر بگيريم كه امير المؤمنين عليه السلام در جملات مورد تفسير همه خاندان عصمت و طهارت را توصيف فرموده است نه فقط خويشتن را . مباحثى درباره عظمت و ربانى بودن آل محمد خاندان عصمت و طهارت صلوات اللّه عليهم اجمعين را در مجلدات زير مطرح نمودهايم ، مطالعه كنندگان ارجمند ميتوانند مراجعه فرمايند مجلد دوم از صفحه 272 تا صفحه 281 و مجلد پنجم صفحه 250 و 251 و مجلد چهاردهم از صفحه 123 تا صفحه 126 و همين مجلد از صفحه 129 تا صفحه 132 .
-----------
( 1 ) شرح نهج البلاغه ج 7 ص 220 .
[ 70 ]