آن درجه رفيعه و مقام شامخ كه جوار الهى ناميده ميشود ، فقط از يك راه ميتوان بآن رسيد و آن اطاعت خداوندى است ، اطاعت خداوندى ، اطاعت خداوندى چه معنى دارد ؟
آيا در عرصه هستى حقيقتى بنام كمال كه هم مطلوب جدى و هم قابل وصول باشد وجود دارد ؟ آرى ، زيرا علم و معرفت وجود دارد ، احساس تعهد برين وجود دارد ،
انجام تكليف فوق معاملهگريها وجود دارد ، گذشت و فداكاريها در راه احياى انسانها وجود دارد ، تحول از مراحل پست سود جوئى و لذت پرستى به درجات عالى ابتهاج در مسير حقيقتگرايى و حقيقتيابى وجود دارد ، احساس زيبائى در اخلاق والاى انسانى و گرايش به عقل برين وجود دارد . آرى ، همه اين حقائق كمالى وجود دارند كه هم مطلوب و هم قابل وصول ميباشند . آيا اين حقائق كمالى بعنوان مقاصد نهائى ميتوانند حركت و تكاپوى ما را متوقف بسازند ؟ نه هرگز ، زيرا اين حقائق نه تنها مقاصد نهائى حركت و تكاپوى ما نيستند ، بلكه هر انسانى كه با اخلاص و فهم برين اين حقائق را در مىيابد ، متكى بودن آنها را به جلال و جمال خداوندى كه مجموعا كمال مطلق
[ 58 ]
ناميده ميشود ، مىفهمد و مىپذيرد ، زيرا كدامين مغز مقتدر و سالم قبول مىكند كه احساس بسيار شريف تعهد برين محصول يك مشت عناصر طبيعى تفاعل يافته ، ميباشد ؟ آيا هيچ عاقلى آگاه تصديق ميكند كه انجام تكليف فوق معاملهگريها غير از برخوردارى از شعاع عنايت الهى ، عاملى ديگر ميتواند داشته باشد ؟