معاد جسمانى است .

معاد جسمانى يعنى محشور شدن بدن كه كالبد روح است با رجوع روح

-----------
( 1 ) المعارج آيه 8 و 9 .

-----------
( 2 ) المرسلات آيه 8 تا 10 .

-----------
( 1 ) النبأ آيه 19 و 20 .

[ 50 ]

به بدن خود . اينكه معاد از ديدگاه اسلام با نظر به آيات قرآن مجيد و منابع معتبر حديثى عبارتست از محشور شدن انسان با روح و بدن خود ، جاى ترديد نيست .

البته يك عده مسائل خصوصى درباره معاد جسمانى وجود دارد مانند اينكه انسان با بدن و وضع روانى كدامين موقعيت از عمرش محشور ميشود ( جوانى ، ميانسالى يا پيرى ) ؟ صاحبنظران در تفسير و توجيه و اثبات و نفى آن مسائل مطالب گوناگونى عرضه كرده‏اند ، صحت و بطلان آن مسائل را بايد بر مبناى عقل و وجدان و منابع معتبر اسلامى تعيين نمود . اساسى‏ترين شبهه‏اى كه درباره معاد جسمانى مطرح ميشود ،

همان امكان ناپذير بودن اعاده معدوم يا بطور كلى برگشت موجودى كه در مجراى زمان قرار گرفته و بگذشته خزيده است . پاسخ از اينكه اعاده معدوم محال است ،

اولا همانگونه كه عده‏اى از صاحبنظران گفته‏اند : ممنوعيت قضيه اول ( صغرى ) در دليل مزبور است . يعنى دليل انكار معاد جسمانى كه در قياس بشكل اول چنين است معاد جسمانى مستلزم اعاده معدوم است . و هر چيزى كه مستلزم اعاده معدوم است ،

محال است . پس معاد جسمانى كه مستلزم اعاده معدوم است ، محال است . بطلان استدلال باين قياس بجهت بطلان صغراى آن است كه معاد جسمانى مستلزم اعاده معدوم است ، زيرا لازمه معاد جسمانى اعاده معدوم نيست ، زيرا بدن جسمانى آدمى اگر چه تركيب و صورت و هيئت خود را در سطح مشهودات ما از دست ميدهد ، ولى مواد تشكيل دهنده و تركيب كننده جسم از بين نميرود و بلكه در صور و اشكال ديگر مانند ذرات خاك و عناصر طبيعى بوجود خود ادامه ميدهد ، و براى معاد همان تركيب و صورت و هيئت در پشت پرده مشهودات ما وجود دارد ، همانگونه كه صورت و هيئت در عكس و فيلم بدون نياز به مواد اصلى خود در موادى ديگر بوجود خود ادامه ميدهد . اما موضوع زمان كه گفته ميشود : اين امر ممتد كه حركت ذات آن است هرگز قابل برگشتن نيست ، محكوم به بطلان است ، زيرا زمان جز انعكاسى از امتداد حركت موجودات جهان عينى و يا امتدادى از استمرار محسوس در درون چيزى ديگر نيست و بعبارت ديگر زمان چيزى نيست كه داراى واقعيتى عينى در جهان هستى باشد ، بلكه امتداديست از اتصال نقاط حركت كه در ذهن احساس ميشود ،

لذا با ورود تغييرات در ذهن ، درك ما درباره زمان هم دگرگون ميشود . لذا اگر ما

[ 51 ]

بتوانيم طناب زمان را كه ذهن ما دانه‏هاى حوادث را بوسيله آن بهم پيوسته و يك امر ممتد بوجود آورده است ، از آن دانه‏ها بيرون بكشيم ، همه دانه‏هاى حوادث در يك مجموعه كه اجزاى آن يكى در كنار ديگرى است ، قرار خواهند گرفت ، آن حقيقتى كه دانه‏هاى حوادث در آن در يك مجموعه ميتواند قرار بگيرد ، دهر ناميده ميشود كه حكيم بزرگ مرحوم مير محمد باقر داماد قدس اللّه اسراره آنرا در مباحث حدوث دهرى مشروحا طرح و اثبات نموده است .

اين بيت كه منسوب به ابن سينا است ، ناظر بهمين معنى است كه استمرار زمان كه اجزاى جسم را معدوم نميسازد ، هيئت و شكل ( صورت ) را هم معدوم نميكند

هر هيئت و هر نقش كه شد محو كنون
در مخزن روزگار ماند مخزون

چون وضع فلك باذن او برگردد
از مخزن غيبش آورد حق بيرون

اگر براى بعضى اشخاص پذيرش مطالب فوق دشوار باشد ، ميتوان با اصلى كه حكيم و دانشمند بزرگ خواجه نصير طوسى بيان نموده است :

حكم المتماثلين واحد . ( حكم دو مثل يكى است . ) 1 يعنى بوجود آمدن جهانى با همين روابط و اشكال و صور ممكن بوده است ، زيرا اگر ممكن نبود بوجود نميآمد ( بهترين دليل بر امكان يك شى‏ء وقوع و تحقق آن است ) بنابر اين ، تحقق جهانى مثل همين جهان ممكن است ، زيرا اصل اينست كه حكم دو مثل يكى است . سپس براى اثبات امكان تماثل به آيه شريفه قرآنى

-----------
( 1 ) تجريد الاعتقاد خواجه نصير طوسى ، مبحث معاد .

[ 52 ]

استدلال نموده است :

أَ وَ لَيْسَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلى‏ أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى‏ وَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ [ يس 83 ] ( آيا خداوندى كه آسمانها و زمين را آفريده است قادر نيست بر اينكه مثل آنانرا بيافريند آرى ، [ قادر است ] و او است خداوند خلاق و عليم . ) براى تكميل اين مبحث مراجعه فرماييد به مجلد چهارم از صفحه 298 تا 304 و مجلد پنجم از صفحه 8 تا 11 و مجلد نهم از صفحه 21 تا 22 و از صفحه 280 تا 291 و مجلد دهم از صفحه 118 تا 120 و از صفحه 137 تا 149 و از صفحه 270 تا 272 و مجلد يازدهم صفحه 7 و 8 و مجلد سيزدهم از صفحه 18 تا 23 و از صفحه 39 تا 41 و از صفحه 46 تا 51 و از صفحه 85 تا 87 و از صفحه 91 تا 93 و از صفحه 122 تا 126 و از صفحه 208 تا 211 و از صفحه 225 تا 230 . آياتى فراوان در قرآن مجيد بعيد دانستن اعاده مجدد بدن جسمانى را براى معاد ، مردود مى‏كند و با بيانات مختلف اعاده مجدد بدن جسمانى را اثبات مى‏كند . نمونه‏اى از اين آيات را ذيلا متذكر خواهيم گشت . و اگر معاد روحانى بود ، هيچ نيازى به بيان حتميت اعاده ابدان جسمانى انسانها نبود ، حداقل خداوند در يكى از آيات ميفرمود : آنچه كه محشور خواهد گشت ارواح شما انسانها است كه پوسيدن و متلاشى شدن راهى بآنها ندارد ، در صورتيكه مى‏بينيم خداوند سبحان با استدلال و تمثيل‏هاى عالى اعاده آنچه را كه در ظاهر متلاشى شده و پوسيده و از بين رفته است بيان مى‏فرمايد . نمونه‏اى از اين آيات عبارتست از :

1 وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْىِ الْعِظَامَ وَ هِىَ رَمِيمٌ .

قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِى أَنْشَأهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمُ . [ يس 83 و 84 ] [ اين انسان نادان را بنگريد ] ( بما مثل ميزند و خلقت اوليه خود را فراموش مى‏كند و ميگويد كيست كه اين استخوانها را در حاليكه پوسيده است

[ 53 ]

زنده كند . بگو بآنان زنده خواهد كرد آنها را كسى كه براى اولين بار آنها را بوجود آورده است و او بهمه مخلوقات دانا است . ) 2 وَ قَالُوا أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً وَ رُفَاتاً أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً [ الاسراء 49 و 98 ] ( و آنان گفتند آيا ما پس از آنكه بشكل استخوانهائى درآمديم و پوسيديم با خلقت جديد مبعوث خواهيم گشت . ) اين مضمون در سوره المؤمنون آيه 35 و 82 و الصافات 16 و 53 و الواقعه 47 و النازعات 11 و القيامه 3 نيز آمده است .

3 وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ . [ الحج آيه 7 ] ( و خداوند بر مى‏انگيزد همه مردم را كه در قبرها مدفون شده‏اند . ) و مسلم است كه ارواح در قبرها مدفون نميشوند . اين مضمون در مواردى از آيات شريفه آمده است ، مانند آيه 7 از سوره الحج .