مسأله نهم

عشق حقيقى زمان و مكان را در اختيار دارد ، نه از گذشت زمان اندوهى

[ 1 ] يعنى آن سرى كه رشد نيافته و از عالم طبيعت بالاتر نرفته و به فوق آسمان كه ملكوت الهى است نائل نگشته است بجهت اسارت در دام هوس در صندوق طبيعت خود محبوس شده است .

[ 24 ]

بخود راه ميدهد و نه به انتظار تلخ آينده مى‏نشيند ، گوئى عاشق حقيقى فوق زمان قرار گرفته است كه گذشته و حال و آينده واقعيت‏ها را براى او قطعه قطعه نمى‏كند . 82 ، 86 و هو يرى المأخوذين على الغرّة حيث لا إقالة و لا رجعة ، كيف نزل بهم ما كانوا يجهلون و جاءهم من فراق الدّنيا ما كانوا يأمنون ، و قدموا من الآخرة على ما كانوا يوعدون ( او مى‏بيند كه چگونه آنچه كه آن سرمايه باختگان نميدانستند بر سرشان فرود آمد ،

و آن جدائى از دنيا بسراغشان آمد كه در فكرش نبودند ، و قدم بسوى آخرت بر وعده‏ايكه داده شده بودند نهادند . )