عشق حقيقى زمان و مكان را در اختيار دارد ، نه از گذشت زمان اندوهى
[ 1 ] يعنى آن سرى كه رشد نيافته و از عالم طبيعت بالاتر نرفته و به فوق آسمان كه ملكوت الهى است نائل نگشته است بجهت اسارت در دام هوس در صندوق طبيعت خود محبوس شده است .
[ 24 ]
بخود راه ميدهد و نه به انتظار تلخ آينده مىنشيند ، گوئى عاشق حقيقى فوق زمان قرار گرفته است كه گذشته و حال و آينده واقعيتها را براى او قطعه قطعه نمىكند . 82 ، 86 و هو يرى المأخوذين على الغرّة حيث لا إقالة و لا رجعة ، كيف نزل بهم ما كانوا يجهلون و جاءهم من فراق الدّنيا ما كانوا يأمنون ، و قدموا من الآخرة على ما كانوا يوعدون ( او مىبيند كه چگونه آنچه كه آن سرمايه باختگان نميدانستند بر سرشان فرود آمد ،
و آن جدائى از دنيا بسراغشان آمد كه در فكرش نبودند ، و قدم بسوى آخرت بر وعدهايكه داده شده بودند نهادند . )