اين روايت به پيامبر عظيم الشأن اسلام نسبت داده شده است كه به بارگاه
[ 11 ]
ربوبى عرض ميكند :
ما عبدناك حقّ عبادتك و ما عرفناك حقّ معرفتك ( خداوندا ، ما ترا آنچنانكه شايسته مقام ربوبى تست ترا عبادت نكرديم و آنچنانكه شايسته مقام خداوندى تست ، ترا نشناختيم . ) البته
آنجا كه عقاب پر بريزد
از پشه لاغرى چه خيزد
وقتى كه اشرف موجودات خاتم الانبياء و المرسلين صلى اللّه عليه و آله و سلم بدينگونه اعتراف به قصور نمايد ، وضع فرشتگان و ديگر انسانها روشن است .
اين مسأله جاى ترديد نيست ، زيرا همه ميدانيم كه
از ممكن اى ياران به ذات حق مسافتهاستى
ممكن چو كاهى مضطرب در موج آن درياستى
ممكن زمانى بوده و او از زمان اعلاستى
ممكن مكانى بوده و او از مكان بالاستى
افهام را كى درك آن انيت علياستى مطلبى كه در اينمورد بايد متذكر شويم ، اينست كه با نظر به مجموع دلائل عقلى و احساسهاى برين و دلائل نقلى قطعى ، هر اندازه رشد علمى و روحانى بشر بيشتر باشد ، معرفتش بخدا بيشتر و تقربش بآن مقام اعلا افزونتر بوده ، در نتيجه آشنائى او با عظمتهاى صفات و افعال خداوندى و ديگر امور ربانى عالىتر و عبادات و اطاعاتش در بارگاه الهى پر معنىتر خواهد بود . با اينحال ، هيچ يك از انسانها و فرشتگان هر قدر هم درجات رشد و كمال را پيموده باشند ، نخواهند توانست معرفت و عبادت را بآنچه كه شايسته خداونديست بجاى بياورند .
[ 12 ]