چنانكه اعضاى جسمانى انسان با فعاليتهاى غير طبيعى خود تدريجا مختل مىگردد ، همچنين عقل آدمى اگر بفعاليتهاى غير قانونى ادامه بدهد ، قطعى است كه تدريجا دچار اختلال مىگردد . و كدامين فعاليت عقلانى غير قانونىتر از بازى با مفاهيم الهى و سبك شمردن شؤون خداوندى و ترديد در او و يا نفى وجود او مىباشد .
بنابر اين ، مىتوان گفت : آن اشخاصى كه اصول و مبادى عالى هستى را مورد بىاعتنائى قرار مىدهند ، با هستى خود در مبارزه بسر ميبرند ، و كسانى كه الهيات و شؤون خداوندى را سبك مىشمارند و بطور قانونى درباره آنها نمىانديشند ، منكر خويشتن ميباشند .
كسى كه با خود مبارزه كند و يا منكر خويشتن باشد ، چگونه مىتواند با عقل سليم در اين دنيا حركت كند ؟ آيا اينكه بعضى از متفكران مشهور مانند برتراندراسل مىگويند : « تقريبا همه مردم در مغز خود زاويهاى براى جنون دارند » [ 1 ] معلول بىاعتنائى و سبك شمردن شؤون الهى و بخصوص نظاره خدا بر جهان هستى و اعمال آدمى ، و عدل مطلق او نيست سپس امير المؤمنين عليه السلام درباره عظمت خلقت و قدرت و ملكوت
[ 1 ] در مصاحبه معروف ، وايت از راسل مىپرسد : « چرا بسيارى از مردم كه از عقل سليم برخوردارند ، و لو اينكه اين برخوردارى ظاهرى بوده باشد ، اين اندازه گرفتار تعصباند ؟ » راسل پاسخ مىدهد : « خوب ، برخوردارى از عقل سليم كاملا نسبى است ،
افراد بسيار معدودى كاملا از عقل برخوردارند ، تقريبا هر كس زوايائى دارد كه در آن زوايا داراى جنون است » نقل از كتاب : برتراند راسل افكار خود را بيان ميدارد قسمت مذهب .
[ 4 ]
و سيطره خداوندى چنين مىفرمايد : پاك خداوندا ، چه بزرگست آنچه كه از مخلوقات تو مىبينيم ، و چه كوچك است هر بزرگى در جنب قدرت تو و چه دهشتناك است آنچه كه از ملكوت تو مىبينيم و چه محقر است ملكوت حيرت انگيز تو در برابر عظمتهاى قدرت تو كه از ما پوشيده است ، خداوندا ، چه با عظمت و فراوانست نعمتهاى تو در اين دنيا و چه ناچيز است در برابر نعمتهاى اخروى . حقيقت اينست كه مثل ما انسانها در ارتباط با مخلوقات و قدرت و ملكوت و سلطه الهى ، مثل همان قورباغهها است كه در سير و سياحت خود شبانگاه به بركهاى ( آبگير كوچكى ) 1 رسيدند و عكسى از دانههاى زرين در سطح آب آن بر كه ديدند و آنها را يك موجوداتى مثلا مانند مورچههائى زرد و محقر ديدند كه سطح آب را پوشانيده بودند . قورباغهها در كنار بركه براى دفع و بيرون كردن آن دانههاى زرين از سطح آب به تفكرات و مشورتها پرداختند ، و بالاخره با اتفاق نظر حمله بر سطح آب بردند و با دست و پاهاى كوچكشان سطح آب را به نوسان در آوردند كه اين نوسان ، عكس آن دانههاى زرين را هم بحركت در آورد . قورباغهها از اين حمله كه به نتيجه رسيده و آن دانههاى زرين را بهم زده بودند ، شاديها مينمودند و جست و خيزها ميكردند . اين قورباغههاى نازنين و قهرمان با چه موجوداتى روياروى شده و آنها را بر هم زدند ؟ اين موجودات عكسهائى بسيار بسيار بسيار ناچيز از كهكشانهائى بودهاند كه قورباغهها در پيكار با آن عكسها خود را پيروز ميديدند آيا كهكشانها همانها بودند كه قورباغهها تصور ميكردند ؟ كيهانى كه ما در آن زندگى مىكنيم ، حتى با عظمتتر از آن است كه با ميلياردها سال نورى درباره بزرگى آن ، حدس زد ارقام نجومى كه دانشمندان متخصص ستاره و فضا شناسى بما ارائه ميدهند ، حدس تخمينى است كه شايد كميت ناچيزى از كرات فضائى را براى ما مطرح مينمايد ، اين مطلب با نظر به آيه شريفهاى كه در قرآن مشاهده ميكنيم :
-----------
( 1 ) لغتنامه دهخدا ماده ب .
[ 5 ]
اِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ 1 ( ما آسمان دنيا را [ كه مقصود آسمان اول است ] با زينت ستارگان آراستيم . ) بوضوح اثبات ميشود ، زيرا با توجه باينكه آسمانها از ديدگاه قرآن هفت تا است ، معلوم ميشود كه كرات بسيار فراوانى در آسمانهاى ديگر وجود دارد . اين عظمت از نظر ابعاد كمى است كه بطور مختصر اشاره نموديم و اما از نظر كيفى ،
قضيه بسيار مهمتر است كه براى مردم آگاه بسيار شگفتانگيز و سازنده است .
امروز براى دريافت اين عظمت شگفتانگيز و سازنده ، عرصههاى گوناگون علوم مخصوصا فيزيك با رشتههاى متنوعش ، علم هيئت و كيهان شناسى و جنين شناسى و زمين شناسى و انسان شناسى بطور عموم كافيست ، بشرط اينكه به مشاهدات سطحى و پديدهنگرى موضوعات آن علوم قناعت نكنند ، بلكه باضافه ورود به اعماق آنها كه بهتانگيز است و با بررسى حقائق بوسيله چون و چراها ، با كمال دقت شكوه قوانين حاكمه در آنها را درك كنند كه چگونه همه آنها وابستگى به واقعيات عاليتر از خود را اثبات مينمايند .
اگر يك متفكر مطلع با عقل سليم و بدون تكيه بر اصول پيش ساخته در پديده حيات و صدها ، بلكه هزارها مسائلى كه درباره هويت و قوانين و مختصات آن مطرح است ،
بينديشد ، محال است كه اعتراف به تابش فروغ عظمت ماوراى طبيعى بر جريانات و قوانين و مختصات حيات ننمايد . همچنين است ملكوت الهى كه ما فقط ميتوانيم باندازه حواس و معلومات محدودى كه از دو جهان درونى و برونى اندوختهايم ،
دريافتهائى درباره آن داشته باشيم ، در صورتيكه ملكوت مورد شهود ما در اين جهان هستى در مقابل عظمتهاى قدرت ربوبى بسى ناچيز است . براى توضيح ناچيزى مشهودات ما درباره عظمت و ملكوت و سلطه و نعمتهاى خداوندى ، مثالى از مغز و روان انسانى بياوريم . مغز و روان انسانى داراى شگفتىها و نيروها و فعاليتهاى بسيار بسيار مهم و با عظمت است ، مانند اينكه يك حافظه معمولى بقول هولگرهيدن ميتواند در طول عمر يك ميليون ميليارد اطلاع ثبت كند . قوه تعقل ميتواند در صورت
-----------
( 1 ) الصافات آيه 6 .
[ 6 ]
بدست آوردن قوانين جاريه در عالم هستى ، همه آنها را بر آنچه كه در هستى مىگذرد تطبيق و مسائل مربوط بآن را از همان قوانين استنتاج نمايد . قدرت تجريد مغز آدمى در عمليات رياضى بمرحلهاى فوق العاده شگفتانگيز ميرسد .
قدرت اكتشافات و اختراع او فوق توصيف است . شجاعت و قهرمانىهاى مثبت آدمى بيش از حد تصور معمولى است ، هنر او با اشكال گوناگون و خويشتندارىها و مقاومتهاى او طبيعت قوانين را بشگفتى در مىآورد . اختيار و برخوردارى او از آزادى استخدام شده در مسير كمال و صعود اخلاقى و عرفانى به درجه فوق فرشتگان و انواعى بسيار فراوان از اين نيروها و فعاليتها و استعدادها كه در انسان وجود دارد ،
ولى آنچه كه معمولا از وى بفعليت ميرسد يا مشاهده ميشود اموريست بسيار ناچيز و محدود . حتى در آنموارد هم ، استعدادها و نيروها و فعاليتهاى مغزى و روانى بعضى افراد شكوفا ميگردد ، اكثر مردم معمولى از آنهمه عظمتها نمىفهمند جز امورى محدود را كه درك مىكنند و يا مطابق خواستههاى آنان مىباشند .