شرح نهج البلاغه (جعفرى) [31]

ج 13
بقية خطبه هشتاد و سوم
بقيّه تفسير عمومى خطبه هشتاد و سوم
با قدرتى اعلا فوق هستى ، و با احسان ربوبى نزديك همه اجزاى هستى است
خدا است بخشنده هر سود و امتياز و نفى‏كننده هر حادثه بزرگ و تنگناهاى حيات
ستايش مطلق شايسته خدائيست كه در عواطف كرمش غوطه‏وريم
نخست بندگى خداوند و سپس تحمّل بار سنگين رسالت
حكمت عاليه مثل‏هائى كه خداوند در قرآن براى انسان‏ها آورده است
انواعى از تمثيل و تشبيه در قرآن
اجل مطلق ، اجل مسمّى ، اجل مشروط يا اجل اخترامى
به الطاف خداوندى كه درباره شما فرموده است ، توجّه نمائيد
آيا شنيده‏ايد كه : وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ( براى هر قومى هدايت‏كننده‏اى هست ) ؟
بار ديگر درباره موجوديّت خويشتن بينديشيد
دنيائى كه علىّ بن ابيطالب عليه السّلام آنرا ميشناسد
زيبائى‏هاى دنيا
آدمى همين كه بر پشت مركب پر زر و زيور دنيا قرار گرفت كه در ميدان خور و خواب و خشم و شهوت تاختن بگيرد ، اين مركب چموش چنان او را بر زمين ميزند كه گوئى براى سوار شدنش هرگز رام نشده بود
افراد و صفوف اين كاروان كه از آغاز زندگى آدم در اين دنيا براه افتاده‏اند ، بدون استثناء بدنبال هم راه زوال و فنا را پيش گرفته‏اند
آيا اين انسان كه ديروز هيچ بوده و امروز نهادى بزرگتر از جهان بزرگ در درون خود دارد ، فردا نيست و نابود خواهد گشت ؟
چشم‏هاى بينائى آنانرا تحت نظاره قرار داده بينا و شنوا ، بينوا و ناتوان ، مكرپردازى‏ها و آرزوها بريده ، دلها از سرور و وجد خالى ، اينست وضع انسانها در روز قيامت
اينست سير حتمى تو اى انسان ، گر تو نمى‏پسندى تغيير ده قضا را
در اين دنيا براى انسانها مهلت داده شده ، براه روشن هدايت گشته و پرده از روى عوامل ترديد برداشته شده است
آن دل كه اين امثال و مواعظ را نپذيرد ، دل نيست ، بلكه زباله‏دانى است كه لحظه‏اى از كثافات و لجن‏ها خالى نيست .
آن تقواى الهى كه همه نقص‏ها و عيوب را منتفى مى‏سازد و راه كمال را پيش پاى آدمى هموار مى‏نمايد
براى وصول بآن هدفى كه غرض و غايت زندگى است ، تقوى ضرورت دارد
علوم فراوان و انديشه‏هاى دقيق براى شناخت حكمت بزرگ خلقت انسان لازم است
در آرزوهاى بر باد فنا رفته و مهلت‏هاى ضايع گشته و تاختن مرگ ناخوانده بر سر گذشتگان درسهاى آموزنده‏اى است براى هشياران .
جوانى رو به پيرى و طراوت و شادابى رو به پژمردگى و گويائى رو به خاموشى و انس جمعى رو به تنهائى
حالا بكجا ميرود ؟ به ديار خاموشان ، آنجا كه يكتا پيراهنان خوابيده‏اند
آيا قوانين هستى كار خود را پس از سپردن لاشه انسان بدست حشرات زيرزمينى درباره انسان بپايان رسانيده است ؟
بجاى آنكه از گذشتگانتان عبرت بگيريد ، راه آنها را در مى‏نورديد ، پس عقول و دلهاى شما كجا است ؟
هر انسان آگاهى كه در اين دنيا از خود طبيعى عبور كرده است ، در آغاز ابديّت از صراط هم عبور خواهد كرد
تفكّر در درون ، تكاپو در اعضاء جسمانى و شب‏بيدارى براى بيدارى عقل و وجدان
روشنائى اميد چراغ راه او در زندگى است
شعله‏هاى غرائز حيوانى را مهار كنيد تا آبحيات روح را بصورت هوى و هوس بخار نكند
خدا را ذكر كنيد و بياد خدا باشيد تا هستى خود را دريابيد
مسئله يكم ذكر دائمى
مسئله دوم ذكر جلىّ و ذكر خفىّ
مسئله سوم آيا ذكر بايد مستند به اجازه باشد ؟
مسئله چهارم شرائط ذكر خداوندى
خوف و هراس از پايان كار
موانع را از سر راه تكاپو براى كمال برداشتن
در حركت بسوى حيات ابدى معتدل‏ترين راه‏ها را برگزيدن
اقتصاد و قسط و وسط و اعتدال و سبقت بر خيرات
آيا كمال مطلق فى نفسه بى‏نهايت بمعناى اصطلاحى آن است و آيا مسير و حركت انسان بسوى كمال بى‏نهايت است ؟
عوامل كبر و غرور دمار از روزگار حياتش در نياورد
امور ابهام‏انگيز و مشكوك نابينايتان نسازند
فرح و شادى در بشارت رهائى از زنجير گرانبار زندگى دنيوى است و همواره به پيش نگريستن و حركت به پيش نمودن .
براى تقوى كه عمل به اصل الاصول است اجتناب از آرايش‏ها و اغواهاى شيطان مطرود ضرورت دارد
مبدء و مسير و پايان حركت طبيعى انسان
مسافر در منزلگه مرگ
مى‏پوشانند و بر مركب چوبين سوارش مى‏كنند و مى‏برند
در پايان كار ، سرنوشت نهائى انسان تبهكار ، دوزخى است كه آتشش را از همين زندگى دنيوى بآن جايگاه عذاب دردناك فرستاده است
بار ديگر در حيات خود بينديشيد و با مشاهده سرنوشت ديگران ، بدانيد چه ميكنيد
بكجا ميرويد ؟ علّت غرور شما چيست ؟ رو بكدامين پناهگاه ميبريد ؟
84 و من خطبة له عليه السلام
متن خطبه هشتاد و چهارم
ترجمه خطبه هشتاد و چهارم
تفسير عمومى خطبه هشتاد و چهارم
عمرو بن العاص كيست ؟
دروغ وقيح براى چند روز خوشگذرانى و حفظ جاه و مقام
دروغ ميگويد ، يعنى چه ؟
شوخى و مزاح‏بازى ، دروغ و افترائى بود كه عمرو بن العاص درباره امير المؤمنين ( ع ) گفته بود
قهرمان قهرمانان با اسافل اعضايش زندگى خود را تضمين مى‏كند
حالا بايد ديد پايان آن زندگى كه با اشتراك چند مرد شروع مى‏شود و با دروغ و نيرنگ و پيمان شكنى‏ها بجريان مى‏افتد و رسالت سيّد الانبياء را به استهزاء ميگيرد و با كمال صراحت به مقام پرستى اعتراف مى‏نمايد و با اسافل اعضاء به تضمين چنين زندگى مى‏پردازد ، بكجا منتهى مى‏گردد
در اين دنيا كه صحنه بزرگى براى مسابقه است ، سه گروه از انسانها براى سبقت تلاش مينمايند : اهل حقّ با همديگر ، اهل باطل با همديگر ، اهل حقّ با اهل باطل .
نقش اكثريّت در توجيه حيات مردم معمولى همانند نقش گذشت زمان و جمودى است كه يك مكتب را از اعتراض و انتقاد بركنار ميكند .
هر اندازه كه ابعاد باطل تنوّع و شدّت بيشترى از خود نشان بدهند ، حقّ نيز در برابر آن عظمت و كمال متنوّع‏تر و عالى‏ترى را بروز ميدهد
آيا عمرو بن عاص نميداند حقيقت چيست ؟
انديشه صحيح درباره مرگ مانع از شوخى و بازيگرى در اين دنيا است
عمرو بن العاص شعله‏ور كننده آتش خودكامگى‏هاى معاويه نيازى به حقّ‏گوئى ندارد ، زيرا آخرت براى او مطرح نيست
متن خطبه هشتاد و پنجم
85 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه هشتاد و پنجم
تفسير عمومى خطبه هشتاد و پنجم
به آن خداوند يگانه شهادت مى‏دهم كه وجود او اوّل مطلق و آخر مطلق است
حقيقت صفات خداوندى فوق تصوّرات ما و وراى كيفيّتها است
عوامل عبرت و آيات و علائم روشن در اين دنيا بحدّى وفور دارد كه جاى عذر براى كسى نميماند
بار ديگر به چنگال‏هاى مرگ و بريده شدن تدريجى علائق و شروع رگبار حوادث ناگوار و سرنوشت نهائى خود بنگريد
در روز قيامت مأمورى است موكّل به كشاندن انسانها براى حساب و شاهدى است براى شهادت بهر چه كه در زندگى دنيوى انجام داده‏اند .
متن خطبه هشتاد و ششم
86 و من خطبة له عليه السلام
ترجمه خطبه هشتاد و ششم
تفسير عمومى خطبه هشتاد و ششم
همه پنهانى‏هاى درونى براى آن ذات اقدس آشكار و محيط بر همه چيز است
غلبه خداوندى بر همه اشياء
اكثر مردم پيروزى و سلطه مطلقه خداوندى را نميدانند
زمان محدود ، قدرت رو به زوال ، و حركت رو به هدف نهائى قطعى است
عشق به كار پيش از آن كه نيروى كار از او گرفته شود و داستان شيخ حكيم و عارف بزرگ مرحوم آقا شيخ مرتضى طالقانى رحمة اللّه عليه
كتاب‏هاى ششگانه
كتاب يكم جهان هستى
كتاب دوم جهان درون ذاتى
كتاب سوم كتب آسمانى
كتاب چهارم كتاب محو و اثبات
كتاب پنجم امّ الكتاب
كتاب ششم كتابهائى است كه بشر مينويسد و ميخواند
مسئله يكم ملاك اينكه يك نظريّه يا يك مطلب فاسد است چيست ؟
مسئله دوم آيا بررسى محتويات كتب براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان انسانى خلاف آزادى عقيده و بيان است ؟
مسئله سوم آيا عموم كتابها براى حفظ قانون فعّاليّت مغز و روان بايد مورد بررسى قرار بگيرند ؟
هر گونه تحقيق و تفكّر درباره انسان بدون كوچكترين قيد و شرط آزاد است ، ولى براى عرضه به افكار بشرى بايد از همه جوانب مورد تحقيق و آزمايش قرار بگيرد و سپس در صورت صحّت نتائج به فضاى جامعه عرضه شود
خداوند سبحان پيامبرش را بقدرى عمر عطا فرمود كه دين را براى او و شما تكميل فرمايد
من بيش از يك وعظ براى شما ندارم و آن اينست كه براى خدا قيام كنيد
نفس خود را در اين چند روزگذران رها نكنيد و وادار به تحمّل و شكيبائى نمائيد
مداهنه و تملّق يكى از عوامل انحراف و افتادن در معصيت است
مقدارى از شرايط زيستن با « حيات معقول »
1 خيرخواه‏ترين مردم درباره خويشتن ، مطيع‏ترين مردم بر خدايش است
2 معصيت بخدا يعنى خيانت به خويشتن .
3 آرزوى وصول بمقام آن كسى شايسته است كه دين او براى او سالم بوده باشد .
4 زندگى ديگران ميتواند پند و اندرز مؤثّر بما بدهد و ما را سعادتمند بسازد .
5 انسان شقىّ كسى است كه فريب هوى و غرور و عوامل فريبنده خود را بخورد .
6 ريا كارى شرك است .
7 همنشينى با هوى پرستان بايد ترك شود
8 دروغ مگوئيد و راست بگوئيد .
9 از حسد اجتناب كنيد
نتائج تباه كننده حسد كه دامنگير فرد و اجتماع ميگردد
عوامل سه‏گانه‏اى كه موجب بدست آوردن امتيازات ميگردد
قسم يكم
قسم دوم
قسم سوم
حقّ كشى‏ها و جنگ و خونريزى‏هائى بنا حقّ كه در نتيجه حسادت ، بوجود مى‏آيند
حسد و غبطه و مسابقه
حسد
غبطه
مسابقه
نوع يكم
نوع دوم
10 از عداوت و كينه‏توزى بپرهيزيد .
عوامل بغض و عداوت ميان انسانها
عامل يكم شيطان
عامل دوم
يك خطاى بزرگ در ذهن بشرى كه از محبّت و علاقه بر خويشتن ، بغض و عداوت بر ديگران را نتيجه مى‏گيرد
آرزوها
خاصّيّت يكم فراموشكارى و غفلت عقل در كارهاى خود
خاصّيّت دوم آرزوهاى بى‏پايه انسان را از ذكر خداوندى غافل ميسازد
خاصّيّت سوم خود فريبى است ، كسانيكه عمر خود را در آرزوها سپرى مينمايند ،
مقدّمه‏اى بر توضيح مختصّات آرزوهاى دور از موقعيّت منطقى در جملات امير المؤمنين عليه السّلام
فهرست مطالب
فهرست آيات
فهرست روايات
فهرست اشخاص
فهرست قبايل
فهرست مكانها
فهرست مآخذ و منابع