مطلب يكم

اينكه آن عده از اجزاى تعريف نفس كه حكماء و دانشمندان اسلامى از ارسطو بهره بردارى نموده يا گفته‏هاى آنان در آن اجزاء با ارسطو مطابقت دارد ، مقدارى از مفاهيم كلى هستند كه نياز معرفت ما را درباره نفس بر نميآوردند . مانند : تماميت ، كمال ، جوهر ، قوه . . . بهمين جهت است كه بعضى از حكماء و دانشمندان اسلامى تقيد به نظرات ارسطو را كنار گذاشته ،

تا حدود قابل توجهى اقدام به بيان مختصات مشخص‏ترى براى نفس نموده‏اند .

بعنوان مثال در تعريف ابن سينا و ابو حامد غزالى اين مفاهيم وارد تعريف ميشوند 1 . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقلية ج 1 ص 4 مجلد 8 ص 7 صدر المتألهين

[ 201 ]

كه نفس عبارت است از « كمال اول براى جسم طبيعى آلى از جهت انجام اعمالى از روى اختيار عقلى و استنباط بالرأى و ادراك امور كلى » [ غزالى ] « نفس حيوانى كمال اول جسم طبيعى آلى است ، از جهت اعمال فكرى كه به اختيار انجام ميدهد و استنباط رأى و ادراك كليات مينمايد » [ ابن سينا ] البته با تحقيق و تتبع كافى ميتوان اين مطلب را پذيرفت كه حكماء و دانشمندان اسلامى پا را فراتر از ارسطو نهاده و در راه افزايش و دقت در شناخت نفس كوششها كرده‏اند ، اگر چه آن مفاهيم كلى كه در اول اين مبحث گفتيم ، در متن اغلب تعريفات آمده است . در ميان تحقيقات حكماء و دانشمندان اسلامى يك نكته بسيار جالب توجهى را صدر المتألهين گفته است كه ميتواند در تفسير خط روانشناسى اسلامى بسيار مفيد بوده باشد . او ميگويد : « نظر در نفس از آن جهت كه نفس است ، در حقيقت نظر در بدن است و بهمين جهت است كه علم النفس از علوم طبيعى ناظر در احوال ماده و حركات آن شمرده ميشود . پس هر كس كه بخواهد حقيقت نفس را با نظر به ذات آن ، با قطع نظر از اين اضافه نفسى ( بر بدن ) بشناسد ، واجب است كه از مبدء و اصل ديگرى در ذات نفس بنگرد و علمى غير از اين علم طبيعى را شروع كند و اگر ما با جنبه اضافه نفس بر بدن ، نفس را ميشناختيم ، اين همه مشكلات در اينكه نفس از كدامين مقوله است ، [ يعنى اين همه اختلاف نظرها ] بوجود نميآمد » 1 .

اين استدلال از صدر المتألهين رحمة اللّه عليه فوق العاده عالى است و بخوبى اثبات ميكند كه ادعاى شناخت روان با شناخت اجزاء مادى بدن و تشكيلات و روابط آنها ، يك سخن كاملا بيهوده و خلاف بديهى است . اين تحقيق و استدلال را نه ارسطو متذكر شده است و نه پيروان محض او . و اين معنى باضافه تفكيك ابعاد و حيثيات نفس براى شناخت آن بهترين دليل آن است كه

-----------
( 1 ) . مأخذ مزبور ص 10 .

[ 202 ]

نظام فكرى اسلام درباره روانشناسى كاملا باز است و هيچ شخصيت متفكر اگر چه از عالى‏ترين تفكرات و اعتبار شخصيتى برخوردار بوده باشد ، چه در گذشته و چه امروز ، نميتواند نظام فكرى و علمى اسلامى را ببندد .