اين امتياز در پديده حيات بسيار قابل توجه است كه اگر اختلال روانى موجب تيره و تار شدن قيافه حيات نگردد و موجب كدورت و تلخى چشمه سار حيات نباشد ، هرگز احساس سير شدن از آن بوجود نميآيد . حيات در هر حال و در ميان هر گونه عوامل محيطى فعليت و دوام خود را ميخواهد . البته مقصود از « ميخواهد » خواستن و اراده بمعناى معمولى آن نيست كه از تصور يك مطلوب و اشتياق به آن بوجود ميآيد و بجريان مىافتد و تا وصول انسان به مطلوب ادامه پيدا مىكند ، بلكه مقصود جوشش و تحرك ذاتى حيات براى
[ 158 ]
فعليت و ادامه خويشتن ميباشد . و ما ميتوانيم ارزش و احترام حيات را بطور عام از آن مواد حقوقى كه اسلام براى حيوانات مقرر داشته است ، بدست بياوريم .
فقهاء در بيان علت وضع مواد حقوقى الزامى درباره حيوان كه ذيلا ملاحظه خواهيم نمود ، ارزش و احترام خود حيات را كه جاندار داراى آن ميباشد ،
بميان مىآورند . با در نظر گرفتن اين مواد حقوقى براى مطلق پديده حيات و جان روشن ميگردد كه جان و حيات آدمى چه ارزشى دارد و اين ارزش و احترام جز با نگرش به اين پديده از مقام والاتر ، هيچ معنائى نميتواند داشته باشد . يعنى ارزش و احترام پديده شگفتانگيز حيات براى كسى ميتواند مطرح شود كه عنايت خاص الهى را در اين پديده بپذيرد و پذيرنده عنايت خاص الهى درباره حيات ، وجدان و فطرت پاك آدمى است كه خود را در لذت و الم با ديگر جانداران مشترك ميداند . آن انسانى كه از شكنجه بدون دليل يك جاندار و يك انسان احساس درد و ناگوارى نميكند ، قطعا وجدان و فطرت اصيل خود را از دست داده است .