سه اگر در خود قدرت بنگريم و بآن عشق بورزيم ، از شناخت واقعى قدرت نابينا خواهيم گشت

آيا تا كنون شما در مسائل مربوط به زندگى اجتماعى بشر در همه طول تاريخ دردى تلخ‏تر و بنيان كن‏تر از اين درد سراغ داريد كه بشر به خود قدرت نگريسته و به آن عشق ورزيده و در نتيجه از شناخت واقعى قدرت ناتوان مانده و نابينا گشته است ؟ اين عاشقان قدرت نخست آتش به دودمان ضعفا و ناتوانان ميزنند و سپس خودشان را تباه ميسازند . اين نگرش در خود قدرت و عشق بآن بوده است كه نه تنها « حيات معقول » انسانها را مختل ساخته است ، بلكه حيات طبيعى محض آنان را هم همواره دچار مخاطرات و خونريزيها و حق‏كشى‏هاى بى‏نهايت نموده است . و اما اگر اين قدرتمندان به عنوان وسيله به قدرت مى‏نگريستند ، هم بخوبى از عهده شناخت قدرت برميآمدند و هم تاريخ بشرى

[ 32 ]

را از شرمسارى ننگ‏آور نجات ميدادند .