ما ميدانيم كه نمود زيبائىها براى مردم همه جوامع و در همه دورانها مطرح است و هيچ فردى معتدل در هيچ نقطهاى از تاريخ و در هيچ يك از جوامع و ملل نميتوان پيدا كرد كه زيبائى را دوست نداشته باشد ، اگر چه زيبائى براى هر قومى معناى مخصوصى دارد . از طرف ديگر اين مطلب را هم ميتوان اثبات كرد كه نگرش به زيبائىها بر دو نوع متفاوت است :
نوع يكم در رابطه قرار دادن حواس با نمود زيبا و احساس لذت و انبساط روانى از اين ارتباط كه در همه انسانها وجود دارد . انسان در اين ارتباط فقط به نمود ظاهرى زيبا مىنگرد و از راه حواس از آن نمود زيبا
[ 31 ]
لذت ميبرد .
نوع دوم در رابطه قرار دادن حواس با نمود زيبا با عبور انديشه از آن نمود به كمالى كه در پشت پرده آن نمود وجود دارد . زيبائى را در اين نوع رابطه بدين ترتيب توصيف مىكنيم كه :
زيبائى نمودى است نگارين و شفاف كه كمالى را در وراى خود نشان ميدهد و كمال عبارتست از قرار گرفتن يك موضوع در مجراى بايستگىها و شايستگىهاى مناسب به خود
يقينى است كه زيبائى از اين ديدگاه بسيار پرمعناتر از ديدگاه نوع يكم بوده و انبساط روانى و لذت حاصله از چنين ارتباط با زيبائى معقولتر و والاتر از لذت و انبساط روانى حاصل از نوع يكم از ارتباط با زيبائى است .
براى اثبات تفاوت ميان اين دو نوع ارتباط با زيبائىها به كتاب « زيبائى از ديدگاه علمى و فلسفى و زيبائى از ديدگاه اسلام » تأليف اينجانب مراجعه فرمائيد .