7 اگر به دنبالش بدوى از تو خواهد گريخت .

8 و اگر اعتنايش نكنى مطيع تو خواهد گشت .

آرى ، اينست خاصيت حيات طبيعى محض كه در رويه سطحى عالم طبيعت مى‏غلطد همواره انبوهى بسيار فراوان از كاروانيان طبيعت زدگان تاريخ ، حياتى‏ترين نيروهاى عضلانى و فكرى خود را در راه بدست آوردن خواسته‏هاى خود در اين زندگانى دنيوى تباه و مستهلك ميسازند و در اين مسير غلط سراب‏هاى آب نما را يكى پس از ديگرى در مى‏نوردند و آبى پيدا نمى‏كنند .

اشتباه بزرگ اين خواب آلودهاى بيدار نما و اين مستان هشيار نما در اين است

[ 25 ]

كه هرگز به فكر موجوديت و استعدادها و سرمايه‏هاى خويشتن نيستند و همواره به ديگران مى‏نگرند و مى‏بينند : آن ديگران در اين دنيا امتيازاتى بدست آورده‏اند ، و بدون اينكه در موجوديت و مختصات شخصى خود بنگرند ،

به تلاش مى‏افتند و بناى تكاپو ميگذارند و هنگامى كه بخود مى‏آيند كه مى‏بينند « رنج ضايع سعى باطل راه دور » چرا آن امتيازات از چنين شخصى گريزان ميشود ؟ پاسخش روشن است ، زيرا اين شخص از خود گريزان شده است ،

اگر از خود گريزان نبود ، بارور شدن آن موجوديت و مختصاتى را كه خود دارا ميباشد . جستجو مى‏كرد و امتيازات ديگران را دور از منطقه موجوديت و مختصات خود تلقى ميكرد و در نتيجه با يك استغناء شريف ذاتى ، خود را نيازمند آن امتيازات نميديد . زيرا وضع روحى خود را بالاتر از آنها ميديد .

البته اين احساس و الا منافاتى با مسابقه در راه خيرات و كمالات كه قرآن به آن دستور داده است ، ندارد ، زيرا مسابقه در خيرات نصيب كسى ميشود كه از حيات طبيعى محض گام فراتر نهاده و موفق به حركت در « حيات معقول » بوده باشد . و اگر براى متورم ساختن حيات طبيعى محض بدنبال خوشى‏ها و لذايذ و امتيازات دنيا بدود ، اگر هم بجهت منتج بودن اراده كه قانون آلهى است ، نمودهاى بى اساسى از آنها را بدست بياورد ، پاسخگوى خواسته مطلق او نخواهد بود . و بالعكس كسانى كه استغناى شريف ذات انسانى خود را درك كرده ، بمقتضاى قانون عقلانى آلهى با طبيعت و امتيازات آن ، حركت كنند ، بدان جهت كه حرص و آز و عشق به آن امتيازات را ندارند ، يا عين همان خواسته‏ها سراغ او را خواهند گرفت و يا بجهت استغناى مزبور خود را واجد آنها خواهند ديد و يا خود را بالاتر از آنها خواهد دانست .