3 در حلالش حساب 4 در حرامش عقاب

اين مسئله كه بشر در آينده روزى را براى بررسى زندگيش خواهد ديد كه معاد ناميده ميشود ، ترديدى نيست و بعنوان اصل سوم از اصول زير بنائى اسلام مورد اعتقاد همه مسلمانان است و بيك معناى عمومى آن اصل مورد پذيرش همه الهيون و كسانى است كه حيات انسان را در اين دنيا مستند به حكمت بالغه خداوند فياض ميدانند . آنچه كه مورد نظر و اختلاف است ، موضوعاتى است كه انسانها درباره آنها مسئول واقع خواهند گشت . ميتوان گفت : با نظر به مجموع آيات قرآنى و روايات معتبر اين مسئله ثابت است كه همه حركات

-----------
( 1 ) العنكبوت آيه 57 .

[ 19 ]

انسان در زندگى دنيوى خواه تصرف در اموال باشد و خواه اعمال غير مالى همه و همه ، در روز قيامت به او نشان داده خواهد شد :

1 وَ كُلَّ أنْسانٍ ألْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُورا . إقْرَأ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً 1 ( و نامه اعمال هر انسانى را در گردنش قرار ميدهيم و روز قيامت براى او كتابى باز بيرون ميآوريم [ و به او گفته ميشود ] كتاب خود را بخوان و امروز محاسبه تو در باره خودت كافى است ) .

2 أنَّ إلَيْنا إيابَهُمْ . ثُمَّ إنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ 2 ( البته برگشت آنان بسوى ما است . و قطعا بر ما است كه در باره آنان محاسبه نمائيم ) .

3 وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ أنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أتَيْنا بِها وَ كَفى‏ بِنا حاسِبينَ 3 ( و ما براى روز قيامت موازين عدالت را بر مى‏نهيم ، براى هيچ كسى درباره هيچ چيزى ستم نخواهد شد [ يا بهيچ كسى بهيچ وجه ظلم نخواهد شد ] و اگر كردار انسان بمقدار وزن دانه‏اى از خردل بوده باشد ، آنرا خواهيم آورد و حسابگرى ما كافى است ) .

معناى محاسبه از طرف خدا ، يا از طرف خود انسان ، فقط بمعناى نشان دادن آنچه كه از انسان در اين زندگانى دنيوى صادر شده است ، نميباشد ، بلكه مقصود محاسبه بر مبناى مسئوليت است و لذا بايد گفت : هر چه كه انسان در اين دنيا براى زندگى مطابق فرمان الهى از خدا گرفته است ، مسئول بوده و روز قيامت در باره آن محاسبه خواهد گشت . از مرحوم علامه مجلسى هم چنين نقل شده است : « آنچه كه از آيات و اخبار معلوم ميشود ، اينست كه حساب و سئوال حق

-----------
( 1 ) الاسراء آيه 13 .

-----------
( 2 ) الغاشية آيه 25 .

-----------
( 3 ) الانبياء آيه 47 .

[ 20 ]

است و اما خصوصيات مسئول و موضوع‏هائى كه درباره آنها سئوال خواهد شد و محاسبه كننده و كسى كه محاسبه درباره او انجام خواهد گرفت ، چيست ، روشن نيست . جمعى از علماء ميگويند : سئوال از همه نعمت‏ها و اموال دنيوى است و اخبارى كه از خاصه و عامه نقل شده است ، بر اين نظريه دلالت مى‏كند ، مانند اين روايت كه ميگويد : در حلالش حساب است و در حرامش عقاب [ در بعضى از روايات اين جمله هم آمده است كه و در مشتبهاتش ملامت است ] و از گروهى از روايات چنين استفاده ميشود كه :

أنّ المؤمن لا حساب عليه ( براى مؤمن حسابى نيست ) .

و در بعضى از روايات ديگر هست كه :

أنّه لا حساب في المأكول و الملبوس و المنكوح ( در خوردنى‏ها و پوشيدنى‏ها و نكاح حسابى نيست ) .

در بعضى ديگر از اخبار آمده است كه :

أنّ قوما يدخلون الجنّة بغير حساب ( گروهى وارد بهشت ميشوند بدون حساب ) .

و از مقدارى احاديث چنين بر ميآيد كه :

الأعمال الصالحة يوجب دخول صاحبه على الجنّة بلا حساب ( اعمال صالح موجب ميشود كه انجام دهنده آنها بدون حساب وارد بهشت شود ) 1 .

سپس علامه مجلسى ميان اين روايات مختلف را با دو طريق جمع كرده است :

طريق يكم اخبارى كه حساب را نفى مى‏كند ، مقصود مردمان با ايمان هستند كه حسابى بر آنان نيست .

طريق دوم نفى حساب در امور ضرورى است مانند خوردنى‏ها و

-----------
( 1 ) منهاج البراعة في شرح نهج البلاغه مرحوم حاج ميرزا حبيب هاشمى خوئى ج 5 ص 337 نقل از كتاب حق اليقين علامه مجلسى .

[ 21 ]

پوشيدنى‏ها و ازدواج و امثال اينها . ميتوان گفت : كسانى كه در اين دنيا حيات خود را بر مبناى محاسبه قرار داده‏اند ، در حقيقت پيش از حساب آخرت ، به حساب خود رسيده‏اند و در روز قيامت مشقتى درباره محاسبه نخواهند ديد :

حاسبوا أنفسكم قبل أن تحاسبوا ( پيش از آنكه به محاسبه كشيده شويد ،

با خودتان به محاسبه بپردازيد ) .

البته نميخواهيم بگوئيم : اين روايت اثبات مى‏كند كه هر كس در اين دنيا به محاسبه خويشتن بپردازد ، در روز معاد مورد محاسبه قرار نخواهد گرفت ،

بلكه ميخواهيم بگوئيم : محاسبه با نفس در اين زندگانى كه موجب حركت در صراط مستقيم الهى ميگردد ، مانند اينست كه در حقيقت موضوعى براى محاسبه ندارد و يا محاسبه رويدادهاى زندگى او در روز قيامت مشقت‏بار و موجب پشيمانى و شرمندگى و كيفر نخواهد بود . و الا دلايل عامى كه در مسئله حساب در روز قيامت داريم ، بقدرى محكم و صريح است كه بنظر نميآيد قابل تخصيص بوده باشد مرحوم هاشمى خوئى ميگويد :

ففى النّبوىّ المعروف بين الخاصّة و العامّة : قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم : لا يزال قدم عبد يوم القيامة من بين يدى اللّه عزّ و جلّ حتّى يسئل عن أربع خصال : عمرك فيما أفنيته و جسدك فيما أبليته و مالك من أين اكتسبته و أين وضعته و عن حبّنا أهل البيت ، فقال عمر بن الخطّاب : و ما علامة حبّكم يا رسول اللّه ؟ فقال : محبّة هذا ، و وضع يده على رأس أمير المؤمنين 1 ( در روايتى كه ميان شيعه و اهل تسنن از پيامبر اكرم معروف است ، چنين آمده است كه پيامبر اكرم فرمود : قدم هيچ بنده‏اى در روز قيامت در پيشگاه خداوند عز و جل از جاى خود حركت نميكند ، تا اينكه

-----------
( 1 ) مأخذ مزبور ج 5 ص 336 .

[ 22 ]

خداوند عز و جل از چهار خصلت از او سئوال كند :

1 عمرت را در چه مسيرى به فنا دادى ؟ .

2 بدنت را در چه پوساندى ؟ .

3 مالت را از كجا اندوختى و در چه راهى نهادى ؟ .

4 و از محبت ما اهل بيت .

عمر بن الخطاب گفت : اى پيامبر خدا ، علامت محبت شما چيست ؟

فرمود : محبت اين مرد و دستش را روى سر امير المؤمنين ( ع ) گذاشت .

اين روايت چنانكه گفتيم قابل تخصيص بنظر نميرسد . 6 ، 7 من استغنى فيها فتن و من افتقر فيها حزن ( هر كس در اين دنيا احساس بى‏نيازى كند ، گمراه و مفتون گردد و اگر مبتلا به فقر شود ، اندوهگين گردد ) .