مقدّمه

بسم الله الرّحمن الرّحيم

وعده داده بوديم كه به حول و قوّه حضرت بارى تعالى شأنه العزيز دوره «امام شناسى» از دوره معارف و علوم اسلام، دوازده مجلّد مى‏گردد كه يكصد و هشتاد درس را استيعاب مى‏كند . خداوند سبحانه را سپاسگزاريم كه توفيق عنايت نمود تا اين دروس در دوازده جلد، در روز دهم شهر جمادى الاُولى از سنه يكهزار و چهار صدو هشت هجريّه قمريّه پايان يافت.

چون عازم بر تحرير دوره «الله شناسى» شديم، به خاطر آمد كه ابتداءً كتاب «توحيد علمى و عينى» را تحرير كنيم، و پس از آن كتاب «نور ملكوت قرآن» از دوره أنوار الملكوت تحرير شود، و پس از آن به «الله شناسى» پرداخته شود.

«توحيد علمى و عينى» قريب پنج‏ماه طول كشيد، و «نور ملكوت قرآن» كه بالغ بر چهار مجلّد شد نيز قريب يكسال و هفت ماه به طول انجاميد، و در نتيجه قريب به دو سال كتابت «الله شناسى» به تعويق افتاد.

و امروز كه روز بيست و پنجم از شهر ربيع الثّانى يكهزار و چهارصد و ده است، چون خواستم اين دوره از كتاب را شروع كنم، به خاطر گذشت كه اگر شش جلد بر مجلّدات «امام‏شناسى» اضافه گردد، بهتر خواهد بود. زيرا أوّلاً اين دوره از كتاب گرچه بحمدلله تعالى از هر جهت، كتاب جامع و شاملى است، أمّا از حديث ثَقَلين به طور تفصيل و مستوفى بحث نشده است گرچه در بسيارى از موارد ذكرى از اين حديث آمده و حتّى با بعضى از أسانيد آن نيز ذكر شده است، ليكن به طور مشروح در سند و دلالت آن كه از عظيم ترين مدارك شيعه است بحث نگرديده است، و سزاوار است براى تبصّر اخوان شيعى و سنّى به طور مشروح و مفصّل بحث شود. و ثانياً در تعريف شيعه، و حقيقت تشيّع، و امتيازات شيعه بر سائر فرق و لازمه شيعه بودن نيز بحث شود.

و اين قسمت خود مسائلى را متضمّن است، مثل مسأله رَجْعَت، و وجود حضرت امام عصر ـ عجّل‏الله تعالى فرجه ـ و مسأله بَدا، و مسأله تَولّى وَ تَبَرّى هر دو، به طورى كه اگر كسى تَولّى آل محمّد را داشته باشد و از اعدائشان تبرّى نداشته باشد شيعه نيست؛ و علاوه بر اينها در تحت ولايت آنها در آمدن ، و أوامرشان را واجب الإطاعة دانستن است. و از جمله مميّزات آن است كه عامّه به طور كلّى، صلاح و عدالت و رشاد را نفس عمل صالح، مثل نماز و روزه و صدق در حديث مى‏دانند، و در زير پرچم مرد متجاوز و طاغى و متعدّى بودن، و براى او قتال نمودن، و معاونت به حكومت او را جور و ستم نمى‏شمرند، مثلاً احمد بن حنبل، خَالِد بْن عُرْفُطَه را كه ترجمه‏اش در «إصابه» آمده است مرد صالحى مى‏شمرد، با آنكه مقدّمه لشگر عمربن سعد در روز عاشورا به دست وى بود. و همچنين شمربن ذِى‏الْجَوْشَن و عمر بن سعد و أمثالهما را كه در تراجم مى‏آورند ثقه مى‏دانند.

اثناعشريّه از شيعه، امام را واجب الإطاعة مى‏دانند، قيام به شمشير بكند يا نكند. امّا زيديّه از شيعه شرط امامت امام را قيام به سيف مى‏دانند.

عامّه مسلمانند و طاهرند، حكم به كفرشان نمى‏توان كرد، مفتون به دنيا هستند و أميرالمؤمنين‏عليه السلام با آنها به منزله فتنه رفتار مى‏كرد نه به منزله رِدّه.

معناى امام و اشتقاق آن، و اختصاص آن در عرف و مصطلحِ شيعه به امام معصوم نه بر معنى لغوى كه پيشوا باشد؛ معناى غلوّ در شيعه ـ چرا كه بسيارى از بزرگان، شيعه را غالى مى‏دانند ـ، سير حديث در شيعه از زمان رسول اكرم صلى الله عليه وآله و سير حديث در عامّه پس از يكصد سال؛ اجتهاد در شيعه، و انسداد باب اجتهاد در عامّه، و حصر مذاهب در أربعه؛ ولايت امام و حدود آن؛ ولايت فقيه و حدود آن؛بحث از مقام حضرت صادق‏عليه السلام و وجه تسميه مذهب شيعه به جعفرى؛ اين كه جهاد و هجرت در زمان امام به سوى امام است وَ لاَ يَقَعُ اسْمُ الْهِجْرَةِ عَلَى أحَدٍ إلاّ بِمَعْرِفَةِ الْحُجّةِ فِى الأرْضِ؛ و ما شابهها از اين مسائل در اصول و فروع كه مميّز ميان شيعه و سنّى است بايد ذكر شود. فلهذا اينك شروع مى‏نمائيم به اين مسائل و به حول و قوّه خدا پس از انجام اين شش جلد در امام شناسى كه با مجلّدات قبلى هيجده جلد خواهد شد، نوبت به دوره «الله شناسى» مى‏رسد. و ما توفيقى إلاّ بالله، عليه توكّلت و إليه اُنيب.